Mahabad
@mamlekateفایق (محمد) مام قادری خدمات کامپیوتری داشت.
یه شب که معترضان از دست مأمورا فرار میکنن به خونه ی پدری ایشون پناه میبرن و چند معترض اونجا خودشونو پنهون میکنن.
بعد برادر کوچیکتر فایق از پشت بوم میره چک کنه که ببینه اگه مأمورا نباشن بچه ها رو فراری بده.
که همینکارو میکنه ولی متأسفانه یکی از همین مزدورهای محلی (جاش) متوجه میشه و فردای اونشب به خونه ی اونا هجوم میبرن.
برادر کوچیکترش که اسمش فک کنم " دانا" بوده رو دستگیر میکنن به جرم اینکه به معترضان پناه داده بوده.
همون لحظه به فایق زنگ میزنن خونواده ش، که سریع خودتو برسون دانا رو بردن. بنده خدا هم به محض اینکه خودشو میرسونه دم خونه (خونه شون دقیقا تو محله ایه که اوج تظاهراتها اونجا هستش) از همونجا دیگه بدون ایست دادن شروع میکنن به رگبار میبندن ماشینشو و پنج گلوله به خودش اصابت میکنه. از اون روز تو یکی از بیمارستانهای ارومیه بود که متاسفانه امروز جان عزیزش رو فدای وطن کرد و شهید شد.
لازم به ذکره که برادر کوچیکترش دانا هنوز تو بازداشت هستش.
حکومت آدمکش جمهوری اسلامی برادری رو در بازداشت نگه داشته برادر دیگه رو جلو خونه شون به رگبار بست.
داستان هرکدوم از شهیدای ما یه تراژدی وحشتناکه. اشک آدم حتی نمیتونه حق درد رو ادا کنه.