انتشار نامهای اعتراضآمیز نسبت به نقض حقوق دراویش زندانی
جامعه نومرزی میان عدل و بیداد نمانده است
جمعی از فعالان مدنی و دانشجویی با انتشار نامهای اعتراضآمیز نسبت به نقض حقوق دراویش گنابادی و بیتوجهی به در معرض خطر قرارگرفتن جان دراویش اعتصاب کننده، ابراز نگرانی کردند.
چهارده تن از دراویش زندانی که از 12 آبان ماه 98، در اعتراض به محدودیتها و فشارهای اعمال شده بر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی و مطالبه رفع محدودیت از برگزاری مراسم و مجالس درویشی دست به اعتصاب غذا زده بودند، کماکان در اعتصاب به سر میبرند. خونریزی معده، پایین آمدن سطح هوشیاری و عدم توانایی برای راه رفتن، سلامت این شهروندان را در معرض خطر قرار داده است.
محمد شریفی مقدم، رضا انتصاری، سینا انتصاری، احمد ایرانیخواه، سعید دوراندیش، صالح الدین مرادی، مرتضی کنگرلو، سید مصطفی میرمحمدی، مصطفی عبدی، سخاوت سلیمی، سعید سلطانپور، جواد خمیسآبادی، شهرام مقدسی و مجید رشیدی چهارده درویش گنابادی زندانی هستند که از 12 آبان98 تاکنون، در اعتصاب غذا هستند. چهارتن از آنها که گفته میشود در بند امنیتی زندان تهرانبزرگ بودهاند به دلیل وخامت حال و بالاآوردن خون، طی روزهای گذشته و پس از هشدارهای فعالان حقوق دراویش مبنی بر ضرورت حفظ جان زندانیان، به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شدهاند. اما به دلیل آنچه گفته میشود ممانعت از پیگیری خانوادهها در خصوص روند درمان زندانیان است، همچنان از وضعیت سلامت آنها اطلاعی دردست نیست و بقیه اعتصابکنندگان نیز همچنان در زندان به سر میبرند. در همین راستا، جمعی از دانشجویان، فعالان مدنی و حامیان دراویش گنابادی با انتشار نامهای ضمن اعتراض به احکام صادره و محدودیتهای ایجاد شده برای دراویش ، نسبت به ضرورت حفظ جان اعتصابکنندگان هشدار دادند.
در بخشهایی از این نامه با اشاره به وقایع آبان 98، آمده است: «اکنون که این سطور به نگارش درمیآیند، گزافه نیست اگر بگوییم که در گذرگاهی تاریخی ایستادهایم. از حمام خونی که ماشین کشتار و سرکوب در آبان ماه به راه انداخت، بیش از یک ماه میگذرد و با گذشت هر روز رفته رفته ابعاد آن فجایع روشنتر از پیش میشود. هر چند سرکوب خونین معترضین در سال نود و شش و احکام طویلالمدت برای فعالین صنفی و مدنی، کارگران، معلمان و نویسندگان پیش از این ثابت کردهبود که هیچ اعتراضی از جانب فرودستان و بهحاشیهراندهشدگان در نزد نهادهای قدرت پذیرفته نیست، اما قساوت و گستره کشتار معترضین آبان ماه به این واقعیت معنایی دیگر بخشید تا نشان دهد که برای گلولههای سرکوبگران سر و پای معترضین با هم تفاوتی ندارد. امروز سرکوبگران از هیچ اقدامی برای خاموش کردن صدای اعتراضات فروگذار نمیکنند. به راستی که امروز مرزبندی میان عدل و بیداد بیش از هر زمان دیگری واضح و مبرهن است؛ در یک سو ماشین کشتار و سرکوب با پشتیبانی تمامی اجزا و نهادهای قدرت و در سوی دیگر مردمی که جز نزاع برای بقا، راه دیگری برایشان باقی نگذاشتهاند.»
در ادامه این نامه با اشاره به برخوردهای قهرآمیز با دراویش در طول سالیان گذشته آمده است: «دراویش، به مانند سایر اقلیتهای مذهبی و قومی، همواره مورد ظن و آزار بودهاند. گرچه دراویش همواره مقهور و محروم از حقوق ابتدایی خود نظیر حق آزادی بیان و آزادی عقیده بودهاند، اما مشت آهنین خفقان در سالهای اخیر برای دراویش جلوه دیگری داشتهاست. در آخرین نمونه از چنین تلاشهایی، بیش از چهارده تن از دراویش زندانی، از دوازدهم آبان ماه تاکنون، بدون رسیدگی به مطالبات و یا وضعیت سلامتیشان در اعتصاب غذا به سر میبرند و اکنون که شمار روزهای اعتصاب این دراویش به پنجاه روز میرسد، جانشان بیش از هر زمان دیگری در خطر است.»
در بخش دیگری از این نامه میخوانیم: «خواسته این دراویش، که صاحبان قدرت اجابت آن را سختتر از تحمل ننگ مرگ حداقل چهارده زندانی سیاسی در اعتصاب غذا میدانند، احترام به حق ابتداییشان برای اجرای مراسم و مناسک مذهبی و رفع محدودیتهای غیرقانونی و ظالمانه از همکیشانشان است. خواستهای که پس از گذشت قریب به دو ماه، همچنان به طور فعالانه از جانب نهادهای قدرت و رسانههای جریان مسلط نادیده گرفته میشود. آنهایی که در یک ماه اخیر به طور مداوم از شیپورهای تبلیغاتی رسمی و غیررسمی، بر عدم مخالفت با آنچه «اعتراض مسالمتآمیز» خواندهاند تاکید کردهاند، چگونه توقع دارند برای یک لحظه صداقت این گفتار را بپذیریم، وقتی دسته و پنجه نرم کردن با مرگ، تنها مجرای دراویش برای مطالبه حقوقشان است؟ بدون شک مسئولیت جان و سلامتی این دراویش زندانی که در زندانهای سرتاسر کشور، قریب به دو ماه است در اعتصاب غذا هستند، تماما با حاکمیت است. هر روز که بدون پاسخی به خواسته یا اقدامی برای درمان این دراویش میگذرد، آنان یک روز به مرگ نزدیکتر میشوند.»
رفع محدودیتها و حفظ حقوق دراویش زندانی از مطالبات امضاکنندگان این نامه است: «خواسته ما، نویسندگان و امضاکنندگان این نامه، عملیکردن بیقید و شرط مطالبات به حق این زندانیان، از جمله حق برگزاری مراسم و مناسک مذهبی، رفع تمامی محدودیتهای اعمالشده بر آنان، انتقال فوری آنان به مراکز درمانی و عدم ایجاد مزاحمت در طی تمامی مراحل درمان آنان تا پایان است. ما این اقدام را تنها راه مشروع و موجه برای پایاندادن به این بحران و جلوگیری از وخامت حال زندانیان در اعتصاب غذا میدانیم. بدون شک هر اقدامی جز این، به منزلهی پذیرفتن مسئولیت عواقب ناشی از ادامه اعتصاب غذا برای این زندانیان است.»