"کارِ سخت" کودکان و کار سخت ترِ نهادهای مدنی

"کارِ سخت" کودکان و کار سخت ترِ نهادهای مدنی

لیلا رزاقی


جامعه‌ نو: همزمان با 12June روز جهانی لغوکارکودک ، انجمن حمایت از حقوق ‌کودکان که از قدیمی‌‌ترین انجمن‌های حوزه کودک است، ضمن برگزاری یک نشست تخصصی از پژوهشی در ارتباط با "زباله‌گردی کودکان" رونمایی کرد. پدیده‌ای که در سالهای اخیر به دلایل ساختاری ، رو به گسترش است. تداوم سیاستهای غلط اقتصادی تاثیرگذار بر افزایش فقر در دهک‌های پایین جامعه و در نتیجه ورود کودک به چرخه کار سخت و افزایش مهاجرت‌های اجباری از کشورهای همسایه در نتیجه جنگ و نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی، از دلایلی است که پیش از این صاحب نظران حوزه‌کودک به عنوان دلایل افزایش حضور کودکان در کارهای سخت ( از جمله زباله‌گردی) برشمرده بودند. پژوهش اخیر به نوعی با تکیه بر همین پیش زمینه‌ها و این بار به صورت تحقیق میدانی به بررسی موضوع زباله‌گردی کودکان پرداخته است. بر اساس این پژوهش ۱۴۰۰۰ زباله‌گرد در تهران وجود دارند که ۴۷۰۰ نفر از این افراد یعنی معادل یک سوم آنها را کودکان تشکیل می‌دهند. فاجعه‌ای که زیر سایه دستگاه مدیریت شهری به بقای خود ادامه می‌دهد.


نشست رونمایی از پروژه زباله‌گردی کودکان در تهران با عنوان "یغمای‌کودکی" روز سه شنبه 21 خرداد، در تالار ایوان شمس و با حضور فعالین اجتماعی و سیاستگذاران برگزار شد. نشستی که با توجه به کنجکاوی فعالان حوزه کودک برای آگاهی از جزییات پروژه انجام شده ، با استقبال زیادی مواجه شد. به گفته دست اندرکاران طرح، این پروژه که با حمایت مالی چند اسپانسر به انجام رسیده، از طرح ایده تا رونمایی حدود ده ماه طول کشید و 11 پژوهشگر با آن همکاری کردند. این پروژه تلاش کرد به پرسش‌هایی چون؛ "عوامل تاثیرگذار بر شکل‌گیری پدیده زباله‌گردی کودکان، پیامدهای زیستی، روانی، اجتماعی و فیزیکی زباله‌گردی برای کودکان و ساماندهی، تفکیک زباله و کاهش آسیب‌های زباله‌گردی کودکان" پاسخ دهد. به ادعای پژوهش ، مناطق 22 گانه تهران،7محل بازیافت و 26 گود و گاراژ، در این پروژه مورد مطالعه قرار گرفتند. 

در مجموع با 302 زباله‌گرد مصاحبه کیفی صورت گرفت که حدود 55درصد آنها کودک بودند. یافته‌های پژوهش نشان می‌داد که عواملی چون فقر و فقدان فرصتهای اقتصادی، مدیریت ناکارآمد شهری، واگذاری مناطق به پیمانکاران، مهاجرت و بازار زباله، تبعیض‌های ساختاری مانند عدم پرداخت دستمزد در مشاغل دیگر و عوامل مداخله‌گر مانند شبکه روابط اجتماعی در افزایش کارکودک موثرند. برآورد تعداد زباله‌گردهای غیررسمی نسبت به نیروهای رسمی مدیریت پسماند، سن زباله‌گردی، تحصیلات کودکان زباله‌گرد و ساعات کاری آنها از نقاط قوت گزارش پژوهش بود.

 این پژوهش اما در بحث ارائه راهکارها و در بَعد عملیاتی، نکته تازه‌ای نداشت و حتی در برخی موارد به برخی سیاستهای راهبردی حاکمیتی در خصوص مهاجرین طعنه می‌زد. به عنوان مثال در بخشی از راهکارهای ارائه شده، پس از ارائه پیشنهاداتی چون تغییر در شیوه مدیریت شهری و نظارت بر عملکرد پیمانکاران به راهکارهایی چون "برگشت دادن امن زباله‌گردهای مهاجر زیر 15سال" و "حذف کودکان زباله‌گرد بالای 15 سال از چرخه زباله و امکان مهارت آموزی" با شروطی چون "ماندن در ایران به شرط داشتن سرپرست"! اشاره شده که به نظر می‌رسد، ناشی از نگاه صرفا پژوهشی به موضوع زباله‌گردی کودکان است و چندان با واقعیت وجودی این پدیده و دلایلی که پژوهشگر در ابتدا به عنوان عوامل زمینه ساز گسترش زباله‌گردی کودکان برشمرده است، سازگار نیست. چه آنکه، بسیاری از این کودکان و خانواده‌هایشان در نتیجه بحرانهای داخلی ناشی از جنگ ، فقر و نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی به خارج از مرزهای خود پناه برده‌اند و سیاستهای داخلی و منطقه‌ای حامی صلح پایدار، در نهایت می‌تواند در کاهش تمایل به مهاجرت در درازمدت تاثیرگذار باشد. با این همه، برگزاری این نشست در آستانه روزجهانی لغو کار کودک، فرصت مغتنمی بود تا فعالان حوزه کودک از دغدغه هایشان بگویند. یکی از این دغدغه ها موضوع طرح "جمع آوری کودکان کار" از خیابانهاست که هر سال همزمان با فصل تابستان، توسط دستگاههای متولی در قالب طرح‌های ضربتی انجام می‌شود. طرح‌هایی که به باور بسیاری، با توجه به برخوردهای صورت گرفته با کودکان به "نقض حقوق کودک" و "زیرزمینی شدن" کار او می‌انجامد.


موضوع همکاری انجمن "حامی" با طرح جمع آوری چیست؟


 امسال و در آستانه 12 ژوئن، روز جهانی لغو کار کودک، خبری در محافل انجمنی پیچید که تا حدودی شوک‌آور بود. همکاری انجمنی با نام "حامی" و یک کلینیک مددکاری به نام "آوای باران" با نهادهای متولی در طرحی که سالهاست به کمک دستگاههای حاکمیتی چون وزارت کار، بهزیستی، شهرداری و فرمانداری با عنوان "جمع‌آوری کودکان کار در خیابان" مورد انتقاد جدی فعالان حوزه کودک است. به گونه‌ای که بسیاری از فعالان حوزه کودک به دلیل شیوه اجرا و عواقب آن، از این طرح با عنوان "دستگیری کودکان کار" نام می‌برند. فرشید یزدانی مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان در حاشیه نشستی که در خصوص پروژه زباله‌گردی برگزار شد در پاسخ به پرسشی در ارتباط با موضع این انجمن در خصوص چنین اقداماتی گفت: "ما در این خصوص به شبکه یاری، نامه نوشته‌ایم و اعتراض خود را به این اقدام "انجمن حامی" که از اعضای شبکه است، اعلام کرده‌ایم."

 گرچه از جزییات این همکاری و نحوه مشارکت این دو انجمن، اطلاع دقیقی در دست نیست اما نفسِ مشارکت و همکاری با نهادهای اجرایی، با توجه به بودجه‌های کلانی که صرف مشارکت در چنین طرحهایی صرف می‌شود، این پرسش را ایجاد می‌کند که بالاخره موضع شبکه یاری و انجمن هایی که سالهاست نسبت به تداوم فعالیتِ چرخه هدفمند استفاده ابزاری از کار کودک هشدار داده‌اند، در قبال این پدیده و فشار بر حاکمیت برای اتخاذ سیاستهایی در جهت لغو کار کودک چیست؟ پرسشی که فراتر از همکاری یک نهاد به اصطلاح مدنی با طرحی حاکمیتی است و در درون خود پرسشی بزرگتر را از نهادهای مدنی فعال در حوزه کودک مطرح می‌کند و آن روشن کردن تکلیف خود با گروه هدف است.

 یکی از وظایف و کارویژه‌های یک نهاد مدنی، نمایندگی جامعه و گروه هدف است. در موضوع کار کودک، نهادهای مدنی باید بتوانند با استفاده از سرمایه اجتماعی که در اختیار دارند، ضمن انباشت اعتراضات اجتماعی و بسیج افکار عمومی برای فشار بر حاکمیت جهت رفع موانع اقتصادی که شکاف طبقاتی را تشدید کرده و منجر به افزایش کار کودک شده، اقدامات لازم را جهت تاثیرگذاری در سیاستگذاریها انجام دهند. متاسفانه سرکوبهای امنیتی در دهه های اخیر و نداشتن استراتژی و نقشه راه، بر عملکرد سازمانی این انجمنها، باورها و ارزشهایشان چنان تاثیر گذاشته که گاهی به جای فشار بر حاکمیت جهت رفع موانع و مداخله در سیاستگذاری‌ها به نفع لغو کار کودک، یا خود به رفع موانع و چالشها (ولو برای گروهی اندک) می‌پردازند و یا با مشارکت و اخذ بودجه در طرح‌های حکومت ساخته، به تداوم وضع موجود کمک می‌کنند. مروری بر عملکرد نهادهای مدنی حوزه کودک نشان می‌دهد که عدم همگرایی و نداشتن استراتژی برای بسیج سرمایه‌های اجتماعی در جهت فشار بر حاکمیت برای لغو کار کودک، انجمنها را به "غلتک‌های جاده صاف‌کن" برای حکومت تبدیل کرده است.. غلتکهایی که پشت سر سیاستهای سرمایه‌سالارانه حکومت حرکت می‌کنند و چاله‌هایی را که حکومتها برای دو قطبی‌کردن جامعه کنده‌اند، پر می‌کنند. تجدید نظر در سیاستهای سازمانی و پوست اندازی و بازکردن راه برای آمدن نسل جدید کنشگران حوزه کودک شاید سازمانهای غیردولتی حوزه کودک را از استیصالی که گرفتار آن شده‌اند، نجات دهد.




Report Page