Killer bunny

Killer bunny


𝘝𝘙𝘋'𝘈𝘪𝘥𝘦𝘯

^جرعت یا حقیقت؟

خنده ی مستانه ای سر داد و جواب داد

-قطعا جرعت.

^اسم تيمارستان گونجیام رو شنیدی؟میری اونجا و به طبقه ی آخر میری و تمام مدتی که اونجایی فیلم میگیری

آب دهنش رو صدادار قورت داد و با تکون دادن سرش تایید کرد

^هوا تاریک شده، از اینجا تا اونجا راه زیادی نیست پس همین الان راه بیفت.

طولی نکشید که خودش رو جلوی در اصلی تيمارستان متروکه ی گنجیام پیدا کرد

چراغ قوه رو روشن کرد و مطمئن شد که دوربین فیلم میگیره

وارد تیمارستان شد

همه جا بهم ریخته بود و تيمارستان کاملا متروکه بود

در تک تک اتاق هارو باز کرد

-وااو چه باحال

وارد اتاقی که روی دیوارش بزرگ با رنگ قرمز HELP نوشته شده بود شد و جلو رفت

-این...خونِ...؟

با صدای بسته شدن در از جاش پرید و به پشت سرش نگاه کرد

یه نفر با ماسک خرگوش بهش خیره شده بود و دستش چاقو بود

-هی چیمی این اصلا شوخی جالبی نیست...

اون داشت قدم به قدم بهش نزدیک میشد و با هرقدمی که برمیداشت سرعتش بیشتر میشد تا جایی که شروع ب دوییدن کرد

از شدت ترس به دیوار چسبید و مغزش قفل کرد

با فرو رفتن چاقو توی شکمش شوکه شد و طولی نکشید که جنازه ی بی جونش روی زمین بیفته

+WELCOME TO MADHOUSE.

Report Page