Kaveh Ahangar
دادرسرشته توییتی از @VidaSarafraz
1.
قیام #کاوه_آهنگر ،جنبش مردمی، #سقوط_ضحاک
چهره انقلابی و وارسته #کاوه با پیشبند چرمین او و فراخواندن مردم به #اتحاد و #قیام در مقابل حاکم قدرتمند و ستمگر، یکی از شورانگیزترین یادمانهای حماسی #شاهنامه_فردوسی که دربرگیرنده داستان نبرد بخاطر #عدالت ومبارزه علیه بی عدالتی است
#رشتو

2.
#کاوه_آهنگر یکی از خاندانهای معروف پهلوانی دورهٔ اساطیری #ایران است
کاوه #نماد انسان های زحمت کش و ستم دیده ی قشرهای پایین و متوسط جامعه است که بر علیه دستگاه ستمی که زندگیشان را پایمال کرده است ، قیام کردند
#درفش_کاویانی ، نماد کاوه ، پیشبند چرمی اش است که بر سر نیزه ای میآویزد

3.
#ضحاک تازی تبار، از پادشاهان اسطورهای ایرانیان است که پس از کشتن پدرش ، مرداس ، بر تخت نشست
ضحاک ، شاهی استکه بر اثر بی عدالتی و ظلم ، #شیطان بر شانه هاش بوسه میزند و از جای بوسه ها مارهایی میروید
او برای اینکه از گزند مارها درامان بماند باید روزانه مغز دو #جوان را به مارها بدهد

4.
#دَرَفش_کاویانی
درفش اسطورهای و تاریخیِ ایران از عهد قدیم تا پایان شاهنشاهی ساسانی بود که به گفتهٔ تاریخنگاران ، هزار هزار سکهٔ طلا ارزش داشته است!
این درفش پس از حملهٔ #اعراب به #ایران بدستِ آنها از بین رفت!
درفش کاویانی بمدت بیش از ۹۵۰ سال #پرچم رسمی ایران بوده است!

5.
درگذر زمان هر پادشاهی بعد از پیروزی در نبرد به #درفش_کاویانی ،گوهری میافزود تا در شب نیز بیشتر بدرخشد
فرو هِشت ازو سرخ و زرد و بَنفش
همی خواندْش، کاویانی دَرَفش
#شاهنامه
در عصر حاضر درفش کاویانی نقشی نمادین در جنبشهای ملیگرایانه سیاسی دارد و نماد #میهن_پرستان به شمار میرود


6.
داستان #كاوه_آهنگر، افسانهای است برپایهی واقعیتهای اجتماعی و تاریخی، که هیچ زمانی کهنه نمیشود
زمامداری مغرور (جمشید)که مردم از او رویگردان میشوند و بیگانه ی بیرحم و فرصت طلب (ضحاک) که کشور را مورد تاخت و تاز قرارمیدهد،
سالها از بیداد و ستم میگذرد و ناگهان جامعه شورش میکند ..
7.
#جمشید پادشاه بزرگ و توانای ایران بود که حکومت او به نهایت اقتدار میرسد ولی مغرور میشود و ادعای خدایی میکند و مردم از او رویگردان میشوند
#ضحاك از نارضایتی مردم استفاده کرده به ايران حمله ميكند
او پس از شکست دادن جمشيد دستور ميدهد او را با اره به دونيم كنندو خود پادشاه ايران ميشود
8.
چو #ضحاک شد بر جهان #شهریار
برو سالیان انجمن شد هزار
نهان گشت کردار #فرزانگان
پراگنده شد کام #دیوانگان
#هنر خوار شد #جادویی ارجمند
نهان #راستی آشکارا #گزند
شده بر #بدی دست دیوان دراز
به #نیکی نرفتی سخن جز به راز
ندانست جز #کژی آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن
#شاهنامه_فردوسی

9.
#ضحاك سالهاي طولاني با ظلم و بيداد حكومت ميكند و دلهای مردم از خشم و كينه لبريز میشود
تا آن شبی که ضحاك خواب ميبيند سه مرد جنگی به خوابگاه او در كاخش حمله ميكنند و كوچكترين آنها با گرزی گاوسر بر سرش ميكوبد و دستوپا بسته در كوه دماوند اسيرش میکند
خوابگذاران در تعبیر خواب میگویند:
10.
اي #ضحاك
روزگارت به پايان رسيده و بزودي جوان دلاوري بنام #فريدون تو را با گرز از پاي در ميآورد و در بند ميكشد
ضحاك دستور ميدهد فريدون را جستجو کرده و او را به دست او بسپارند!
ضحاك كه از انديشه تهديد فريدون رها نمیشود بزرگان شهر را گرد ميآورد تاگواهي دهندكه او پادشاهي دادگر است!
11.
چنان بد که #ضحاک را روز و شب
به نام #فریدون گشادی دو لب
بران برز بالا ز بیم نشیب
شده ز آفریدون دلش پر نهیب
از آن پس چنین گفت با موبدان
که ای پرهنر با گهر بخردان
مرا در نهانی یکی دشمنست
که بربخردان این سخن روشن است
بباید بدین بود همداستان
که من ناشکبیم بدین داستان
#شاهنامه
12.
در همين هنگام فريادی در کاخ برميخيزد
مردي #آهنگر به دادخواهي آمده است!
اين مرد كه #كاوه نام دارد، فرياد برميآورد :
من۱۸ فرزند داشتم كه جلادان ضحاك، ۱۷نفرشان را قرباني ماران او كردهاند. اكنون آخرين فرزندم را نیز به بند كشيدهاند و میخواهند او را نيز فداي ماران او كنند!

13.
هم آنگه یکایک ز درگاه شاه
برآمد خروشیدن دادخواه
خروشید و زد دست بر سر ز شاه
که شاها منم #کاوهٔ دادخواه
یکی بیزیان مرد #آهنگرم
ز شاه آتش آید همی بر سرم
تو شاهی و گر اژدها پیکری
بباید بدین داستان داوری
که گر هفت کشور به شاهی تراست
چرا رنج و سختی همه بهر ماست
..
#شاهنامه_فردوسی
14.
ضحاك ميانديشدكه ميتواند با دلجويي از كاوه، خودرا پادشاهي دادگر جلوه دهد
دستور ميدهد آخرين فرزند كاوه را آزاد كنند واز كاوه ميخواهد بر دادگری او تأييد كند
اما #كاوه خشمگينانه جواب رد میدهد و بزرگان مجلس را بزدل میخواند وخروشان وپرخاشكنان با آخرين فرزندش از بارگاه ضحاك بيرون ميرود
15.
چو #کاوه برون شد ز درگاه شاه
برو انجمن گشت بازارگاه
همی بر خروشید و فریاد خواند
جهان را سراسر سوی #داد خواند
از آن چرم کاهنگران پشت پای
بپوشند هنگام زخم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
همانگه ز بازار برخاست گرد
خروشان همی رفت نیزه بدست
که ای نامداران #یزدان_پرست
....
16.
#كاوه پيشبند چرمی آهنگری خود را برسرنيزهای ميكند
و بر سر کوچه و بازار، مردم را بر عليه بيدادگری #ضحاك بر ميانگيزد و شورشی بزرگ در شهر بر پا ميکند
#فريدون به جمع شورشيان ميآيد و از سوي آنان به سروري و سالاري برگزيده ميشود
17.
نخستين فرمان #فريدون اين است كه پیشبند چرمی #كاوه را با رز و گوهر و پرنيان بيارايند و آنرا #درفش_كاويان مينامد
او به آهنگران فرمان ميدهد كه گرزي به شكل سرِ گاو براي او بسازند
سپس گرز را به دست گرفته و همراه دو برادرش و مردم به سمت كاخ #ضحاك حركت ميكند

18.
کسی کاو هوای #فریدون کند
دل از بند #ضحاک بیرون کند
بدانست خود کافریدون کجاست
سراندر کشید و همی رفت راست
چو آن پوست بر نیزه بر دید کی
به نیکی یکی اختر افگند پی
بیاراست آن را به دیبای روم
ز گوهر بر و پیکر از زر بوم
فرو هشت ازو سرخ و زرد و بنفش
همی خواندش #کاویانی_درفش
19.
#فريدون سرانجام كاخ #ضحاك را به تصرف در میآورد
ضحاك از مردم و سپاهيانِ فريدون شكست ميخورد و بدست فریدون برخاک میافتد و اسیر میشود
این چنین مردم از ستم و بيداد ضحاك آسوده میشوند و فريدون برتخت #پادشاهي_ايران زمين مینشیند
