جریان شناسی مصدق-پهلوی از نگاه ریچارد کاتم / چرخش از ملی گرایی آزادی خواه به اقتدارطلب

جریان شناسی مصدق-پهلوی از نگاه ریچارد کاتم / چرخش از ملی گرایی آزادی خواه به اقتدارطلب


محمد کوراوند



"دوره اول اقامت من اوج دوران مصدق بود. ایرانی که من آن زمان دیدم ایرانی بود سرشار از زندگی، ولی کم نظم. دوره دوم اقامتم مقارن با دیکتاتوری شاه بود. این ایران، ایرانی بود به مراتب منظم تر ولی بی روح تر."


در بین حدود ۳۰ نویسنده و پژوهشگر خارجی که بصورت حرفه ای در مورد تحولات اجتماعی ایران در قرن بیستم کار کرده اند ریچارد کاتم یک نمونه خاص است. او که یک پژوهشگر و وابسته دولتی امریکا بود در دو مقطع در سالهای نهضت ملی و دوره مقارن با انقلاب در ایران حضور داشت.حضور در جامعه ایران(فارغ از نقش احتمالی او)، نوع نگاه او به جریانات سیاسی و برخی از فکت هایی که او درباره تحولات ۲۸ تا ۳۲ و شخصیت و اشتباهات دو سوی ماجرا مطرح می کند حاوی مطالب مهم و تاثیرگذاریست که در خیلی از تحلیل ها درباره این برهه از تاریخ کمتر مورد توجه بوده است. در زیر خلاصه برداشتهای نگارنده از نگاه او به جریانهای فعال آن برهه به دور از ارزش گذاری و داوری شخصی بیان می گردد.


_آمریکا و غرب

بعد از سال ۱۳۲۵ (پایان جنگ دوم) روسیه شدیدا بدنبال برتری و استیلا در شرق مدیترانه و شمال خاورمیانه بود(با تشکیل انواع احزاب و گروهک های وابسته) و ایران یک هدف طلایی برای بلعیدن. لقمه اول آذربایجان و کردستان بود. روسها عملا حاضر نشدند به مفاد قرارداد سه جانبه عمل کنند و از منطقه خارج شوند. آمریکا بعنوان ابرقدرت دنیای آزاد و بخشی از قراداد می خواست به مسئولیتش عمل کند. پس با قدرت پشت سر ایران ایستاد. در شرایط عدم ثبات قدرت در ایران در قضیه آذربایجان و کردستان به دولت و ارتش ایران کمک کرد تا یکپارچگی ایران حفظ شود. در نوسازی ارتش ایران در این دوره آمریکا نقش مهمی داشت. همچنین بعد از برقراری نسبی امنیت، دولت ایران برای شروع طرح های توسعه اقتصادی با کمبود منابع انسانی و مالی مواجه بود. ایالات متحده برای طراحی و شروع برنامه ۷ساله اول توسعه در سال ۱۳۲۷ از طریق شرکت مورسن نودسن کمک شایانی به ایران کرد و خود را به عنوان یک کشور دوست در دهه ۲۰ به ایران معرفی کرد. اما سیاست خارجی امریکا بعد از آن تحت تاثیر سیطره جدی دیدگاههای جنگ سرد منطبق بر تجزیه و تحلیل های دقیق و صحیح انجام نشد. یکی از این اشتباهات اصلی در شناخت دوران و روابط با مصدق بود. مصدق و شاه هم در این تحلیل های اشتباه نقش داشتند. تاکید برخی ملیون بر ناسیونالسم منفی و برداشت اشتباه از آن در غرب بخشی از این اشتباهات بود. رفتار تاریخی انگلیس در شکل گیری ناسیونالیسم منفی و بیگانه ستیز در دوران معاصر نقش مستقیمی داشت. اما آمریکا در برنامه های ضد استعماری به ایران کمک کرده بود. بنظر می رسد علت اصلی حمایت آمریکا از طرح مشترک انگلیس و سنتی ها در مرداد ۳۲ احتمال به قدرت رسیدن حزب توده با توجه به قدرت بالای خیابانی این حزب و نزدیکی دولت به آن بود.(ترس از کمونیسم)


_روشنفکران و توده ها

بعد از دوران استعمار، وقایع مشروطه، فراز و فرود پهلوی اول، جنگ جهانی دوم و بی نظمی های پس از آن برای ملیون پیشگام و روشنفکران متجدد ایران حکومت ملی یک نظام مقتدر و صادق بود که باید ۵ ویژگی را می داشت.

باید نظام زمین داری فئودالی و زورگویی خوانین محلی را پایان می داد. رخوت، فساد، رابطه مندی و فقر عمومی را پایان می داد. مقابل تجزیه گرایان و جریانات ضد ملی می ایستاد. فروش ارزان منایع و ثروت ایرانیان را پایان می داد و در برابر قدرتهای استعماری می ایستاد. 

اما روشنفکری و تجدد در ایران هنوز نتوانسته بود به بلوغ سیاسی همگون در توده های مردم ایران منجر شود. پس هنوز درصد کمی از توده مردم آگاهی و افق دیدشان به حدی بود که مفاهیم دموکراسی ، ناسیونالیسم و آزادی را درک کنند.  

هم هواداران جبهه ملی و مصدق خود را مدافعان ناسیونالیسم می دانستند و هم جریان رقیب و سلطنت خود را مدافع ارزش های ناسیونالیتی می دانستند.(که شاید این کلید رمز گشایی از اختلافات و تقابلات آن دوران باشد. توجه شاه به ۳ مورد اول و جبهه ملی به ۲ مورد آخر)

 _ پهلوی و اشتباهات آن

اگر ۳ عنصر اول را در ساختار یک حکومت ملی و ناسیونالیست عوامل اصلی در نظر بگیریم حکومت پهلوی تا آن روز نمونه موفقی بود. اما دو وجه دیگر یک حکومت ملی کم اهمیت شمرده می شد. شاه با تکیه بر این سه وجه خود را یک رهبر آزادیخواه، ناسیونالیست و دموکرات می دید. بعد از جنگ دوم مجددا سایه شوم ناامنی و کمبود بر سر ایران گسترده بود. شاه جوان(به کمک قوام) با یکپارچه کردن دوباره ایران، قطع ید روس، شروع طرحهای اقتصادی بلند پروازانه، برخی آزادیهای سیاسی نسبی و انتخابات آزاد بهمن ۲۸ وجهه پیروزمندی یافته بود.اما سیر وقایع مسیر حرکت او را تغییر داد.


شروع ترور های سیاسی ازجمله ترور خود شاه، رشد حزب توده و چپ ها و بنیادگرایان، تضعیف اقتصاد با وقایع نهضت نفت، قیام سی تیر ،انحلال مجلس و نهایتا خطر از دست رفتن سلطنت او را از یک ناسیونالیست دموکرات به اقتدارگرایی کشاند.

شاه در سالهای بعد از ۳۲ تلاش زیادی برای کسب حمایت طبقه متوسط کرد اما موفق نشد چون برای برای اکثر طبقه متوسط او موجبات سقوط مظهر دولت ملی یعنی مصدق را فراهم آورده بود. برای رفع این خلا مشروعیت بجای افزایش بلوغ سیاسی طبقه متوسط از طریق آزادی های سیاسی بطور فزاینده ای بر توان امنیتی خود افزود. اگرچه او واقعا دغدغه ایران را داشت.(تحلیل پس از ۳۲ از حوصله این بحث خارج است)


_مصدق ،جبهه ملی و اشتباهات


مصدق در آن دوران هم در قامت یک روشنفکر و هم درشکل یک چهره ملی ضد فساد و ساده زیست به قهرمان روشنفکران و توده ها بدل گشته بود. جبهه ملی هم به منادی اصلی مشارکت سیاسی روشنفکرانه بدل گشته بود.مصدق از سال ۲۹ تا قیام سی تیر به مرور مخرج مشترک روشنفکران، ملی گرایان، بیگانه ستیزان، توده ها وحتی بازار و سنتی ها شد و همین سطح انتظار و سطح دشمنی را از او بالا برده بود. حزب توده با دستگاه عظیم تبلیغاتی در سالهای ۲۹ تا ۳۰ مدام مصدق را ابزار دست آمریکا می خواند."پیرمرد روی جلد مجله تایم می خواهد ارباب قدیمی خود را با ارباب جدید عوض کند" این تبلیغات بعدا کار خود را کرد. مصدق چندین برنامه مترقی در کشاورزی، تامین اجتماعی و حقوق مدنی طرح و شروع کرد که بعد از درگیر شدن کامل در مبارزات نهضت نفت به حاشیه رفتند.(برخی از این برنامه ها سه قشر زمیندار،تجار بازار و روحانیت را علیه مصدق متحد کرد)

مصدق در تابستان ۳۱ آرزوی دیرین ایرانیان برای یک دولت ملی و آزاد را برآورده کرد. اما بازهم سیروقایع بسوی دیگری رفت.

بعد از قیام و از نیمه تابستان ایتلاف ضعیف شد. برخی از جریانات و روشنفکران کم طاقت از او فاصله گرفتند اما ضربه اصلی رو سنتی ها و روحانیون جبهه به او وارد کردند. شرایط پیچیده آن سال، تفکر بیگانه ستیزی تاریخی ایرانیان، تبلیغات سنگین جبهه کمونیسم و تنها شدن مصدق او را به سمت برخی اشتباهات (از دید کاتم) سوق داد. 

محصور شدن در تلاشهای ضد استعماری اش و فاصله گرفتن از مشکلات داخلی شدید که مردم بخصوص حاشیه و غیر مرکز با آن درگیر بودند. جبهه ملی نبرد با انگلیس را یک نبرد مطلق می دید که با انهدام و خروج کامل انگلیس خاتمه می پذیرفت و به همین خاطر میانجیگری های آمریکاو بانک جهانی نیز درحل مناقشه پذیرفته نشد. رد میانجیگری آمریکا بعدا منجر به رد همه درخواست های کمک مالی شد (کاتم معتقد است با قطع رابطه و خروج انگلیس نقش موازنه بخش انگلیس از بین رفت و درنتیجه آمریکا و کمونیسم مستقیم مقابل هم قرار گرفتند)

آزادی عمل به حزب توده و خطر افتادن در دام کمونیسم هم جریان سنتی، هم شاه و هم آمریکا را نگران کرد. به نحوی که نامه دوم مصدق به رزولت را برخی تهدید آمریکا به رفتن به سمت کمونیسم می دانند.(برخی نیز آنرا تمایل دیرهنگام به سمت آمریکا می دانند) 

درخواست اختیارات فوق العاده نخست وزیری هم زمینه کافی برای تبلیغ مغرضانه مخالفین از او بعنوان یک چهره ی خودرأی فراهم کرده بود.(تبلیغ اینکه مصدق دیگر یک ناسیونالیست آزادیخواه نیست)

درنهایت کسی که تا دوسال قبل مورد وثوق همه جریانات وتوده ها بود تحت فشارها و شرایط سخت آن روزها تضعیف و با یک پروژه آماده سقوط شده بود. همدستی مخالفان مذهبی او (بکارگیری لمپن ها) رهبران جدا شده، دربار و انگلیس از اسفند ۳۱ آغاز شده بود.

مصدق و ملیون دلبسته واقعی آزادی خواهی و استقلال بودند اما تاکید جبهه ملی بر ناسیونالیسم بیگانه ستیز موجب غفلت از سایر وجوه حاکمیت ملی موفق گردیده بود. به بیانی دیگر هدف های منفی (سلبی) جنبش مصدق قابل لمس تر از اهداف مثبت(ایجابی) آن بود.

مصدق رهبری طبقه متوسط و توده ها را در حالی برعهده گرفت که بلوغ و آگاهی سیاسی آنها پایین بود. او برای ترغیب آنها و به خیابان آوردنشان ناچار از احساسات و تهییج استفاده می کرد چیزی که در نهایت دامن خودش نیز گرفت.  

مصدق ظهور اراده ملی بود که توانست به مرحله استقرار برسد اما نتوانست تداوم یابد. درنگاهی منصفانه رهبران جبهه ملی سالمترین و ایثارگرترین گروه در تاریخ نوین ایران بودند که در زمانه ی سختی زیستند.


 تحلیل عام

رهبران ملی گرا و آزادی خواه حتی اگر در عالی ترین مظاهر ملی و ضد بیگانه ظهور کنند اما درموقعیت سیاسی داخلی در حفظ نظم و تامین نیازهای اقتصادی و بلوغ توده ها غفلت کنند یا تضعیف شوند پتانسیل سقوط را دارند.

رهبران اقتدارگرا و توسعه خواه ملی حتی اگر بخوبی نیازهای مادی را تامین و با فشار نظم را برقرار کنند اما نتوانند بطور واقعی تصویر یک رهبر ملی و مشروع در موقعیت سیاسی داخلی بسازند و نگاهشان به خارج باشد با یک فشار عمیق اقتصادی یا بحران فراگیر اجتماعی پتانسیل سقوط را دارند.

Report Page