miracle

miracle

rui

'3 December 2025'

-لی فلیکس داری چه غلطی میکنی؟ حواست هست به خاطر اشتباه تو گند خورد توی جلسه دادگاه؟

جیسونگ توی صورت پسر مو نقره ای غرید و فلیکس، چشم هاش رو بست و به خودش لرزید.

جیسونگ شقیقه هاش رو ماساژ داد و گفت "اخراجی، هرچی نبینمت بهتره"

فلیکس بدون زدن حرفی تت‌ بگش رو برداشت و از ساختمون خارج شد.

'14 December 2025'

جیسونگ با چیزهای کوچیکی که از زبان اشاره بلد بود در تلاش بود تا با شاهد ارتباط برقرار کنه اما مرد هر دقیقه بیشتر گیج میشد که همین قاضی رو خشمگین کرد.

-هان جیسونگ شی، اگر بخواد همین‌طور نتیجه ای نگیریم هیچ کاری پیش نخواهد رفت.

جیسونگ از تلاش ایستاد، به سمت قاضی برگشت و تا کمر خم شد "عذر میخوام آقای قاضی، دنبال راهی براش هستم. چندروز بهم فرصت بدید"

مرد میان‌سال کمی مکث کرد و نفسشو کلافه بیرون داد "جلسه بعد به دو هفته بعد موکول می‌شود" و بلند شد و از سالن خارج شد.


-جونهو

پسر کوتاه قد به سمت جیسونگ پا تند کرد و گفت "بله قربان"

جیسونگ بدون اینکه به جونهو نگاه کنه گفت "به لی فلیکس بگو ساعت 6 بیاد توی سال اصلی دادگاه"

جونهو زیر لب چشمی گفت و بعد از تعظیم کوتاهی رفت.


فلیکس با تردید در سالن رو باز کرد و وارد شد. گردن کشید تا نشونه ای از پسر بزرگتر پیدا کنه و همزمان صداش زد "آقای هان..."

جیسونگ وقتی صدای پسر رو شنید، روی صندلی چرخید و بعد از اینکه با فلیکس چشم تو چشم شد از روی صندلی بلند شد و سمت پسر قدم برداشت.

-همیشه آن تایم بودی

فلیکس بدون توجه به حرف جیسونگ گفت "چیکارم داشتید قربان؟"

برای جیسونگ، مردی که همیشه به مغرور بودنش معروف بود، خیلی سخت بود که جلوی پسری که چندروز پیش بخاطر یه اشتباه کوچیک اخراجش کرده بگه که نتونست خودش از پس ترجمه سخنان شاهد ناشنوا بر بیاد و قطعا هم قرار نبود کل ماجرا رو براش بازگو کنه پس فقط لقمه رو دور سرش چرخوند.

-ازت میخوام که برگردی سرکارت

اخم های فلیکس توی هم فرو رفت.

-نه، حتی فکرش رو هم نکنید که بخوام دوباره اینجا کار کنم

و قدمی برداشت تا اونجارو ترک کنه اما جیسونگ تقریبا فریاد زد

-شرط

فلیکس با همون اخم برگشت و نگاهش کرد و جیسونگ که موفق شده بود توجه پسر رو جلب کنه ادامه داد

-یه شرط میزاریم، اگر تو بردی برای همیشه از اینجا میری اما اگر من بردم، باید دوباره باهام کار کنی.

فلیکس در جواب پسر سکوت کرد.

-باهام سکس کن، همین الان. اگر به لذت رسوندمت که من بردم اما اگر نتونستم، تو می‌بری.

فلیکس این‌بار با اخم شدید تری بهش خیره شد اما جیسونگ اهمیتی نداد

-سکوتت رو رضایتت در نظر میگیرم.

و سمت پسر ظریف روبروش رفت و لب هاش رو اسیر کرد. فلیکس ثابت ایستاده بود و بین بوسه های پی در پی جیسونگ جواب کوچیکی می‌داد و همین پسر قد بلند رو کلافه کرد، دست های فلیکس رو گرفت و به سمت گردن خودش برد تا فلیکس هم لمسش کنه و فلیکس هم برخلاف میلش انجامش داد.

جیسونگ همونطور که پسر رو میبوسید اونو به سمت جایگاه متهم برد و اونو روی میله چوبی نسبتا بزرگی که دور صندلی متهم گذاشته شده بود نشوند تا لباس های خودش رو در بیاره.

فلیکس در ثانیه های اول به زمین خیره شده بود اما زمانی که جیسونگ دکمه های پیراهن سفید رنگش رو باز کرد سرش رو بلند کرد و کل عضله هاش رو برانداز کرد. جیسونگ با چشم به لباس های فلیکس اشاره کرد تا اون هم لباس هاش رو در بیاره و فلیکس هم بعد از کمی دست دست کردن آروم آروم لباس هاش رو درآورد.


جیسونگ با دستش سر پسر رو به سمت پایین هل داد تا روی میله خم شه. برای چند ثانیه محو تراش کاریه ظریف بدن پسر زیرش شد اما نزاشت بیشتر از این غرق زیباییش بشه چون به هرحال این فقط یه شرط بود.

دوتا از انگشت هاش رو جلوی دهن پسر گرفت و با لحن سردی گفت "خیسش کن."

فلیکس ریزه ریزه کل دوتا انگشت رو وارد دهنش کرد و با زبون باهاشون بازی می‌کرد، آره درسته، فقط یه شرط بود اما دلیل نمیشد فلیکس مثل بقیه وان نایت هاش با دلبریاش اونو شیفته خودش نکنه و خیلی هم توی کارش حرفه ای بود؛ عرق های درشت و کوچیک از پیشونی جیسونگ سرازیر شده و چشم هاش قرمز و خمار شده بود، صدای دهن فلیکس بدجور هوش رو از سرش برده بود اما به خودش اومد و بالاخره انگشت هاش رو از دهن پسر بیرون کشید و رد بزاق فلیکس روی انگشت های جیسونگ صحنه دلنشینی رو ساخته بود.

جیسونگ انگشت هاش رو دورانی روی سوراخ فلیکس کشید که باعث شد فلیکس هیسی بکشه اما جیسونگ اهمیتی نداد و ذره ذره انگشت هاش رو وارد پسر کرد.

اولش انگشت هاش بزور حرکت می‌کرد اما الان با سرعت انگشت هاش رو عقب و جلو و صدای گوش نوازی رو تولید می‌کرد.

فلیکس با همون دوتا انگشت عقل از سرش پریده و بزور از اینکه به کمرش قوس نده جلوگیری کرده بود. جیسونگ انگشت هاش رو درآورد و می‌شد گفت فلیکس رسما روی میله سقوط کرد اما طولی نکشید که جای خالی انگشت های پسر با عضو بزرگش پر شد.

جیسونگ با وجود تنگی فلیکس خودش رو کامل داخلش جا کرد و الان از لذت اون لزجی سرش رو به عقب فرستاده بود.

فلیکس بخاطر یهویی بودن کار مرد و همینطور بزرگ بودن عضوش سفیدی چشم هاش مشخص شد و ناله عمیقی کرد.

جیسونگ فرصتی به فلیکس برای هضم کردن اون حجم نداد و شروع به ضربه زدن داخل پسر با سرعت زیادی کرد.

فلیکس غرق در لذت شده بود اما نمیتونست خودش رو انقدر زود ببازه اما فقط دلش می‌خواست اون رو عمیق تر حس کنه پس پای راستش رو روی میله انداخت و همین جا رو برای جیسونگ باز تر کرد.

الان دقیقا ضربه های جیسونگ روی پروستات پسر مو نقره ای خالی میشد.

جیسونگ دست گرمش رو زیر زانوی فلیکس گذاشت و پاش رو بیشتر رو به بالا برد و با همین کار و بیشتر شدن سرعت جیسونگ، فلیکس دیگه نتونست بیشتر از این تحمل کنه و با هر ناله جیغ مانندی که میکشید به جلو پرت میشد.

جیسونگ لبخند پیروز مندانه ای زد و با دست آزادش تار های مو ریخته شده تو صورتش رو کنار زد و گفت

-کیتن انقدر... زود تحملش ت-... تموم شد؟

فلیکس در جواب جیسونگ فقط ناله می‌کرد و خودش رو بیشتر به میله میچسبوند جوری که حس می‌کرد کم مونده کل محتویات معده‌اش رو بالا بیاره.

فلیکس قوس زیادی به کمرش داد تا به طور کامل سوراخ متورم شده‌اش در معرض دید رئیس سابقش باشه.

-جیس-... آهه...من نزدیکم

جیسونگ با همون دست آزاد عضو فلیکس رو فشار داد و انگشت شصتش رو روی سوراخ کلاهکش گذاشت تا مانع از کام شدنش بشه.

-الان.. هاح... قبول میکنی یا نه؟

فلیکس در جواب ناله کرد و مشتش رو روی میله کوبید.

جیسونگ موهای ابریشمی فلیکس رو توی مشتش گرفت، سرش رو به سمت عقب کشید، فشار دستش رو بیشتر و کنار گوش فلیکس گفت

-جوابمو بده... لی

و ضربه محکمی به پروستات پسر زد و فلیکس به جلو پرت و اشک توی چشم هاش جمع شد.

-در-..ها آه.. درد داره

جیسونگ لاله گوش فلیکس رو بین دندون هاش گرفت، جای گازش رو مک کوتاهی زد و گفت

-تا... جوابمو ندی.. نمیزارم کام شی

و ضربه بعدی رو روی پروستات فلیکس خالی کرد.

-با-آه... باشه قبول میکنم.. آه.. فقط تمومش کن

و تیکه آخر جملش رو با گریه فریاد زد.

جیسونگ انگشتش رو از روی سوراخ عضو درحال انفجار پسر برداشت، فلیکس با ناله کم جونی کام شد و جیسونگ هم کام شد و کامش رو روی گودی کمر فلیکس پاشید.

فلیکس دست هاش رو محکم یه میله چوبی گرفت تا تعادلش رو بدست بیاره و جیسونگ هم بعد از تمیز کردن خودش لباس هاش رو پوشید

-این دستمال رو بگیر خودت رو تمیز کن، لباس هات رو هم بپوش و قبل از رفتن چراغ هارو خاموش کن. من زودتر میرم.

و بدون توجه به ضعفی بدن فلیکس اونجارو ترک کرد، فلیکس هم با کلافگی لباس هاش رو پوشید و رفت.


. .

'25 December 2025'

فلیکس تک به تک شواهد مرد رو برای قاضی بازگو می‌کرد و همین باعث شده بود تا کارها سریع تر جلو برن.

جیسونگ همونطور که با قاضی صحبت می‌کرد و پرونده رو دوباره چک می‌کرد تا همه چیز طبق روال باشه گاهی نیم نگاهی هم به پسر مترجم می‌انداخت.

برای کاری که می‌خواست انجام بده کمی استرس داشت اما تصمیمش رو گرفته بود.

زمانی که قاضی خواست جلسه دادگاه رو به پایان برسونه، جیسونگ از روی صندلی بلند شد و رو به قاضی گفت

-قربان، اگر اجازه بدید میخوام که در حضور شما و تمام همکارانم یه چیزی رو عرض کنم.

قاضی با حرکت سر به جیسونگ اجازه رو داد و مرد شروع کرد

-من بخاطر یک اشتباه کسی رو که توی تمام این سال ها همیشه کنارمون بود، هوامون رو داشت، همیشه مارو اولویت قرار داد و همیشه بهمون احترام میزاشت رو اخراج کردم، بله لی فلیکس؛ و اون جلسه بعد از اخراج فلیکس باعث خجالت شما شدم.

رو به قاضی تعظیم کوتاهی کرد، به سمت فلیکس برگشت و ادامه داد

-منو بابت اشتباهم ببخش فلیکس.

فلیکس همونطور مات و مبهوت به رئیسش خیره شده بود. جیسونگ هیچوقت آدمی نبود که عذرخواهی کنه و همه هم اینو میدونستن اما چیزی که بیشتر از همه فلیکس رو متعجب کرده بود لحن جیسونگ و طوری که اون رو صدا می‌زد بود. حتی در زمان سکسشون هم اون رو به اسم صدا نزد.

همه با چشم های گرد شده به پسر نگاه میکردن اما تنها کسی که پروانه های توی دلش در طی این دو هفته رو حس می‌کرد... خودش بود.

فقط خودش میدونست که چطوری قلبش رو باخته.

Report Page