Jealous bunny

Jealous bunny

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌Evan

لی مینهو آدم عصبی ای نبود ، یعنی حداقل اینطوری بنظر میومد البته تا قبل از دیدن لاس زدن دوست پسرش با دختری که حتی اسمشم نمیدونست .

درحالی که با چهره ای اخم آلود به هیونجین و دوستش خیره شده بود سعی می‌کرد به حرفای چان و جیسونگ درباره آلبوم جدیدشون گوش بده ، ولی متاسفانه موفق نشد چون تمام فکر و حواسش پیش اون دو نفر و نزدیکی بیش از حد اون دختر به دوست پسرش بود


لینو کاملا میدونست قصد هیونجین از این کارا چیه ، اون پسر قصد داشت حسادت لی مینهو رو تحریک کنه چون فقط تویه یکی از کنسرت هاشون با یکی از استی ها که از قضا دختر هم بود کمی بیش از اندازه خوش و بش کرده و از اون موقع تا الان هوانگ هیونجین ازش دوری میکرد و بهش گفته بود که تلافی میکنه ولی لینو اهمیتی زیادی بهش نداد و حالا متوجه میشد که همون موقع باید از دل پسر در می‌آورد


- منو چان هیونگ داشتیم به این فکر میکردیم که ..

جیسونگ درحالی که داشت به لینو توضيحاتي از

آلبوم جدیدشون رو به هیونگش می‌داد با دیدن حواس پرتی مرد و نگاه خیره اش به هیونجین لبخندی زد و نگاهی به چان کرد و چان با رد نگاه لینو متوجه جریان شد و اون هم متقابلا لبخندی زد و نگاهی به جیسونگ کرد

از جاش بلند شد و رو به رویه لینو قرار گرفت

و همین باعث شد پسر دست از خیره شدن به اون دونفر برداره و نگاهی به چهره خندون هیونگش بکنه

ابرویی بالا انداخت و لب زد

- هیونگ ؟ چیکار میکنی


چان نگاهی به پشت سرش کرد و بعد دوباره نگاهشو به چهره گیج شده لینو انداخت

- درواقع این سوال رو من باید ازت بپرسم مینهو ، چیه اونجا که اینطوری بهش خیره شدی و اصلا حواست به حرفای ما نیست؟

لینو دهن باز کرد تا حرفی بزنه که جیسونگ ادامه داد

- معلومه چان هیونگ ، لینو هیونگ درحال نگاه کردن به لاس زدن دوست پسرش با دختر دیگ ..

جیسونگ با نگاه عصبی و اخم غلیظ لینو حرفش رو خورد و به چان نزدیک تر شد و خودشو پشت چان قایم کرد

- پناه بر خدا هیونگ !! چرا اینطوری نگام میکنی ؟شوخی کردم ..

لینو آهی کشید و دستشو تویه موهای بهم ریختش برد و کمی مرتبشون کرد

- ببخشید من واقعا نمیتونم تمرکز کنم این نزدیکی بیش از حد اون دختر به هیونجین واقعا داره اذیتم میکنه

و بعد، مثل یه گربه کوچولو که انگار از صاحبش جداش کرده باشن چونشو رویه میز گذاشت و نگاهشو به هیونجین داد

چان و جیسونگ از این حرکت لینو ، ضعفی کردن و تصمیم گرفتن به مرد دل شکسته کمکی بکن

چان دستی تو موهای لینو کشید و لبخندی زد

- لی مینهو باور کن این قیافه افسرده اصلا بهت نمیاد

و بعد جیسونگ ادامه داد

- دقیقا، نکنه میخوای همینطوری ببینی که چطوری اون دختر دوست پسرتو از چنگت در میاره؟

لینو سریعا سری به معنای نه تکون داد و نگاهشو به اون دو نفر داد

- خب میگید چیکار کنم؟

جیسونگ جرعه‌ای از آب جلوش نوشید و بعد لب زد

- برو و دوست پسرت رو جمع کن و به همه نشون بده که هوانگ هیونجین فقط برای توئه هیونگ

و بعد چان هم سری با حرف جیسونگ تکون داد

لینو که با حرف جیسونگ انگار شیر شده باشه ، پوزخندی زد و از جاش بلند شد

- راست میگی جیس، به اون دختر و حتی اون موش خرمایی احمق نشون میدم که هوانگ هیونجین فقط برای منه .

و بعد از نیم نگاهی به اون دو نفر به سمت میزی که هیونجین و دوستش نشسته بودن رفت

چان ابرویی بالا انداخت و به رفتن لینو خیره شد

- بو های خوبی نمیاد

جیسونگ درحالی که لبخند شیطونی رو لباش بود جواب داد

- چیزی نیست ، خودتم خوب میدونی ته همه دعواهاشون به تختشون ختم میشه

چان شونه ای بالا انداخت و دستشو دور گردن جیسونگ حلقه کرد با دیدن اینکه کسی حواسش نیست لیسی به گردن پسر زد

- پس چرا دعواهای ما به تخت ختم نمیشه سنجاب کوچولو؟

جیسونگ لبخندی زد و سرشو برگردونند و نگاهی به چشم های چان کرد

- ما نیازی به دعوا نداریم هیونگ ، من و تو همیشه تو تختمون بدون هیچ اتفاقی باهمدیگه خاطرات خوبی رغم میزنیم مگه نه ؟ تو هر وقت بخوای منو تو تختت داری ..

چان لبخندی زد و با اطمینان این که کسی جز خود اعضا و چندتا از دوستشون بیشتر اینجا نیستن لب هاشو رویه لب های پسر کوبند



درحالی که کتش رو درست میکرد لبخندی زد و به سمت میز اون دو نفر رفت

و دستشو رویه شونه های هیونجین گذاشت

- سلام عزیزم

هیونجین درحالی که با دوستش رزا درحال گفت و گو بود با صدای دوست پسرش لرزی کرد و نگاه متعجبشو به لینوی خندان داد

- هیونگ ‌‌..‌ ؟

لینو اهمیتی به لحن و چهره متعجب پسر نداد و کنار اون نشست و نگاهی به دوستش کرد

دختر لبخندی بهش زد و برای احترام کمی خم شد و دستشو به سمت لینو دراز کرد و با صدای نازکی لب زد

- سلام ، من دوست هیونجینم رز..

لینو اهمیتی به دست دراز شده دختر نداد و سری تکون داد

و بعد نگاهی به ساعت گوشیش که ساعت ۱۱ شب رو نشون میداد کرد

دستشو دور کمر هیونجین حلقه کرد و نگاهی به چهره مضطرب پسر کرد

- دیر وقته عزیزم ، نمیخوای استراحت کنی ؟

هیونجین سعی کرد کمی آروم باشه ، اخمی کرد و خواست جواب پسر رو بده که رزا دستشو به سمت نوشیدنی رویه میزش برد

- نه خسته نیست ، منو هیونی تا آخر شب کلی برنامه داریم و میخوایم خوش بگذرونیم مگه نه ؟

و بعد چشمک اغواگرانه ای به مرد زد که از چشم لینو دور نموند

مینهو خنده عصبی ای کرد و از جاش بلند شد

- میتونید وقتتون رو تا آخر شب با یکی دیگه پر کنید و خوش بگذرونید

و بعد دستشو به سمت بازو هیونجین برد و اون رو هم از جاش بلند کرد

و بعد نگاهشو به دختر انداخت

- چون دوست پسر من خیلی خستس و فقط نیازه داره که تو بغل من بیهوش بشه

لبخند پيروز مندانه ای زد و به دختر نگاه کرد

رزا که از حرف لینو متعجب شده بود مِن مِنی کرد و لب زد

- دوست ... دوست پسر ؟

لینو نگاهشو به هیونجین که خشکش زده بود کرد و دستشو به سمت چونه اش برد و سرشو به سمت خودش برگردونند

- عزیزم میتونی بری تو اتاقمون تا من بیام ؟

هیونجین تنها سری تکون داد و با قدم های تند از اونجا دور شد

لینو با رفتن هیونجین اخمی کرد و کمی رویه میز خم شد به طوری که کاملا متقابل چشمای متعجب و کمی ترسیده دختر قرار بگیره

- هیونجین دوست پسر منه و فکر نکنید متوجه نگاهتون بهش نشدم خانم محترم پس ازتون ممنون میشم ازش دوری کنید ، دلیل این همه راحتی و نزدیک بودنتون رو هم بر این فرض میزارم که خبر نداشتید هیونجین دوست پسر داره ، دفعه دیگه تکرار بشه نمیتونم قول بدم انقدر آروم بمونم

دختر سری تکون داد و آب دهنشو به سختی قورت داد

لینو لبخندی زد و بعد از اونجا دور شد و به سمت اتاق خودش و هیونجین رفت




هیونجین درحالی که کتش رو از تنش خارج کرده بود با عصبانیت دور تا دور اتاق رو با قدم های محکم می‌گذشت

با شنیدن صدای در تویه جاش متوقف شد و به سمت مرد برگشت و نگاهی به چشم های عصبی ایش کرد

- هیونگ ...

لینو درحالی که کتش رو از تنش خارج کرده بود و کنار کت هیونجین رویه تخت انداخت بود

به ارومی درحال باز کردن دکمه های پیراهنش بود و به سمت هیونجین میومد

هیونجین درحالی که به چشم های عصبی مرد خیره شده بود

کمی عقب رفت به طوری که به دیوار برخورد کرد

لینو درحالی که تو دو قدمی هیونجین قرار داشت

بهش نزدیک تر شد و سرشو تویه گردن هیونجین فرو برد

و عطر تنشو بو کشید

عصبی بود ؟ اره خیلی زیاد ولی الان تنها چیزی هم که میتونست آرومش کنه آغوش پسر کوچک تر و عطر تنش بود

هیونجین با دیدن نفس های داغ و عمیق لینو تویه گردنش ، دستشو به سمت موهای لینو برد و به ارومی نوازششون کرد


- چرا این کارو کردی ؟

هیونجین با صدای گرفته مرد دهنشو باز کرد که حرفی بزنه که لینو ادامه داد

- چرا گذاشتی انقدر نزدیکت شه ؟

درحالی که دستشو به سمت پهلو های هیونجین برده بود کمی اون هارو فشار داد و بعد سرشو بالا اورد و تو چشم های هیونجین که بخاطر مصرف زیاد الکل کمی قرمز شده بودن خیره شد

- چرا گذاشتی لمست کنه ؟


هیونجین نمیدونست چی بگه ، چی داشت بگه ؟ می‌گفت همه اینکارو بخاطر این بود که دوست پسرش چند روز بود بهش کوچک ترین توجهی نمیکرد و تمام این کارا فقط بخاطر این بود که دوباره تمام توجه هیونگش رو رویه خودش داشته باشه ؟

با حرف بعدی لینو ، هیونجین احساس کرد صدای شکسته شدن هیونگش رو شنیده .

- نکنه دیگه .. منو دوست نداری موش خرمایی احمق ؟

مینهو خودش متوجه نمیشد چرا انقدر سریع گاردش رو پایین آورده و این حرفو زده ، دروغ چرا ، اون واقعا ترسیده بود که نکنه هیونجین دیگه اونو نخواد

هیونجین اخمی کرد و نگاهی تو چشمای شکسته هیونگش داد

- مینهو ... این چه حرفیه میزنی گربه احمق؟

- مگه دروغ میگم هیونجین؟ اگه من برات کافی بودم هیچوقت انقدر به اون دخت...

حرفش تموم نشده بود که با کوبیده شدن لب های بزرگ پسر رویه لب هاش ساکت شد و نگاهشو به هیونجین داد

پسر درحالی که به ارومی لب بالایی لینو رو تویه دهنش گرفته بود پسر رو به سمت تخت هل داد و رویه پاهاش نشست،

لینو دستشو به سمت باسن هیونجین برد و اون رو تویه مشتش کشید و چنگی ازش گرفت که باعث شد هیونجین بین بوسشون ناله ای بکنه و دستشو پشت گردن لینو ببره

هیونجین به ارومی کمی خودش رو رویه پایین تنه لینو تکون داد که باعث شد ناله ای از دهن مرد هم خارج بشه

لینو با حرکت هیونجین رو پایین تنش ، گازی از لب هیونجین گرفت

و بعد از یه حرکت سریع جاشون رو عوض کرد و هیونجین رو رویه تخت انداخت و روی بدنش قرار گرفت

درحالی که کیس مارک های ریز و درشتی رویه گردن پسر میکاشت دستشو به سمت پیراهن پسر برد و از تنش خارج کرد و بعد لب هاشو به سمت نیپلش برد و مک محکمی بهشون زد

- اه .. لعنتی مینهو .. نکن درد داره اخ

لینو گازی از نیپل پسر گرفت و بعد زبونشو تا ناف پسر کشید و بعد دستشو به سمت زیپ شلوار هیونجین کشید و از پاهاش بیرونش آورد و نگاهی به دیک تحریک شده اش زیر باکسرش کرد و نیشخندی زد

- انقدر زود برام تحریک شدی پرنس ؟

هیونجین فاکی زیر لب گفت و نگاهی به چشمای خمار لینو کرد

مرد دستشو به سمت عضو پسر کوچکتر برد و به ارومی لمسش کرد که باعث شد ناله از دهن هیونجین خارج بشه

- هیونگ ..

لینو خم شد و لبشو به لب های هیونجین رسوند و بوسه ای سطحی روشون کاشت

- جانِ .. هیونگ ؟

و بعد باکسر پسر رو از پاهاش خارج کرد و دستشو به سمت دیک سفت شده اش رسونده و هندجابی بهش داد

- لطفا .. کمکم کن اخ .. درد دارم

لینو نیشخندی زد و بین پاهای هیونجین قرار گرفت

درحالی که با دستش به دیک پسر هندجاب میداد

بالشت روی تخت رو برداشت و زیر کمر پسر گذاشت تا دید بهتری به حفره اش داشته باشه

- تو پسر بدی بودی هیون، ولی من مثل تو نیستم ، کمکت میکنم عزیزم ، نمیزارم درد بکشی

هیونجین با حرف مرد لعنتی به خودش گفت ، اون مرد چرا انقدر باهاش خوب بود؟

لینو خم شد و بعد مکی به حفره پسر زد که باعث شد هیونجین کمی تویه جاش تکون بخوره

لینو برای کنترل پسر، یه دستشو به سمت کمر پسر برد و سرجاش نگهش داشت و بعد زبونشو به ارومی وارد حفره هیونجین کرد که باعث شد ناله های بلندی از لب های هیونجین فرار کنه

- هیونگ فاک ... چیکار میک.. اه

لینو بدون اهمیت به هیونجین سعی کرد حرکات دست و زبونش رو یکسان کنه و از دو طرف به پسر لذت برسونه بعد از چند ثانیه با بلند تر شدن صدای ناله های هیونجین زبونشو از حفره هیونجین به ارومی خارج کرد و بعد دستشو از روی دیک هیونجین برداشت

هیونجین اخمی کرد و مشتی با ملافه رویه تخت زد

- چه غلطی میکنی هیونگ-

لینو ابرویی بالا انداخت و نوچی گفت

- هرچی فکر میکنم واقعا دونگ بدی بودی، بنظرت باید بزارم که انقدر زود کام بشی؟

و بعد دستشو به سمت دیک پسر برد و مانع کام شدنش شد

هیونجین که از اوجش پایین اومده بود و هرچی زودتر نیاز بود ارضا بشه قطره اشکی از چشمش چکید و نگاهی به صورت هیونگش کرد

- هیونگ .. اخ لطفا ..خواهش میکنم

لینو که بی تاب بودن پسر رو دید ترجیح داد بیخیال بشه و اذیت کردنشو به بعد موکول کنه ، کلاهک دیک پسر رو وارد دهنش کرد و بعد لیسی به طول عضوش زد

هیونجین فاکی زیر لب گفت و کمی خم شد و دستشو تویه موهای لینو برد و اون هارو تویه مشتش گرفت و به سریع تر شدن حرکت لینو کمک کرد و البته مینهو اجاره داد تا پسر کوچکتر ضربه هایی به ته گلوش بزنه

بعد از چند ثانیه با ناله بلندی تویه دهان مینهو ارضا شد و نگاهی به کامش که روی لب های پسر ریخته بود کرد و دوباره تحریک شدن عضوش رو احساس کرد

مینهو لبخندی زد و کام پسر رو قورت داد و بعد بلند شد و کنار تن خسته هیونجین دراز کشید

هیونجین نگاهی به شلوار هیونگش که همین حالا هم عضو برجسته اش ازش معلوم بود کرد و نیشخندی زد رویه مینهو قرار گرفت و نگاهی به لب های سرخش کرد

به ارومی شلوار و باکسر مینهو رو از پاش خارج کرد و نگاهی به عضو قرمز و بزرگ شده اش کرد

مینهو نگاهی به هیونجین رویه رون های پاهاش کرد و ابرویی بالا انداخت

- چیکار میکنی ؟

هیونجین نیشخندی زد و لیسی به دستش زد و بعد به ارومی رویه عضو هیونگش کشید و خنده اغواگرانه ای کرد و عضو مرد رو تویه دستش کشید و هندجابی بهش داد

- میخوام برات پسر خوبی باشم هیونگ ، این اجازه رو بهم میدی؟

مینهو متقابلا نیشخندی زد و سری تکون داد و منتظر موند تا ببینه پسر کوچکتر میخواد چیکار کنه

هیونجین کمی خودش رو بالا کشید و لب هاشو به لب های مینهو کوبوند و در همون حین درحالی که عضو هیونگش تویه دستاش بود

به ارومی بلند شد و یک دفعه کل عضو مرد رو تویه خودش جا داد

مینهو از داغ و تنگ بودن حفره هیونجین اه بلندی کشید و چنگی به کمر هیونجین زد

- فاک هیون .. خیلی تنگی

هیونجین اهی کشید ، درد داشت ولی میدونست که این دردش به زودی قراره تبدیل به لذتی بشه که تا ابد دلش میخواد تجربش کنه

بعد از گذشت چند ثانیه با نوازش پهلو هاش توسط دستای گرم مینهو و زمزمه های آرومش و تعریف هاش ، کمی از جاش بلند شد و دوباره رویه دیک مینهو نشست و این دفعه ناله ای از رویه لذت کرد

مینهو درحالی که به پسر کمک می‌کرد تا دیکش رو راید کنه، سرشو تویه گردن هیونجین برد و بوسه ای اونجا کاشت و کنار گوشش لب زد

- بلند تر ناله کن هیونجین، دلم میخواد صدایه ناله های از رویه لذت به گوش اون دختر و تمام آدمایی که بهت چشم دارن برسه، دلم میخواد همشون متوجه بشن این تن برای منه .

و بعد از پایین ضربه ای به حفره پسر زد

هیونجین ناله ای کرد و سرشو از لذت عقب فرستاد

مینهو لبخندی بهش زد و ادامه داد

- این چهره غرق در لذتت ، موهای پریشونت و پاهای لرزونت درحالی که داری دیکمو راید میکنی همشون باعث میشه دیوونه بشم هیون

هیونجین خنده ای کرد و پیشونیشو به پیشونی مینهو تیکه داد

و نگاهشو به چشم های تیز مرد دوخت

مینهو غرشی کرد و جاشو با هیونجین عوض کرد و دیکش رو از حفره پسر خارج کرد و دوباره وارد شد و ضرباتشو مستقیما رویه پروستاتت پسر زد

- مال منی .. کل وجودت مال منه

هیونجین سری تکون داد و درحالی که به اوجش نزدیک شده بود لب زد

- اه .. کل وجودم مال توئه هیونگ ، توهم مال منی

مینهو با بی قراری های هیونجین و صدای لرزونش متوجه نزدیک بودنش شد و از اونجایی که خودش هم نزدیک شده بود خواست عضوشو از حفره پسر خارج کنه که پسر کوچک تر پاهاشو دور کمرش حلقه کرد و مانعش شد

- درونم بیا هیونگ ، من تویه دهن تو ارضا شدم و حالا وقتشه تو داخل حفرم خالی بشی

- ولی ‌.‌‌.

هیونجین دستشو به سمت مینهو دراز کرد و با خم شدنش بوسه ای رویه لاله گوشش گذاشت

- درون پسرت بیا هیونگ ، داخل حفره ای که خودت داغونش کردی بیا .

با این حرف لینو ناله بلندی کردی و با ضربه محکم دیگه ای ، داخل حفره پسر خالی شد

هیونجین از حس پر شدنش ناله ای کرد و اون هم بین بدنشون خالی شد

مینهو با خستگی تنشو کنار هیونجین رویه تخت انداخت و بوسه ای رویه موهای خیس پسر زد و بعد دستشو دور کمرش حلقه کرد

هیونجین نگاهی به مینهو کرد و درحالی که نفس نفس میزد لبخندی زد

- هیونگ باید خودمونو تمیز کنیم

مینهو غر غری کرد و لب زد

- بزارش برای فردا خیلی خستم

هیونجین سری تکون داد، اون مرد حق داشت از صبح درحال کار کردن روی دنیس جدیدشون بود و بعد هم با این فعالیتش حق داشت که خسته باشه

- باشه هیونگی

بعد گذشت چند ثانیه با نشنیدن صدایی از لینو سرشو به سمت پسر خم کرد و با خواب بودنش لبخند مهربونی زد و دستشو تویه موهای دوست پسرش برد و از جلوی صورتش کنارش زد

- اخ لی مینهو .. چطوری میتونی انقدر خوشگل باشی؟

دستی رویه سرش کشید و با یاد آوری حرف مینهو

کمی لبشو کج کرد و انگشتشو خیلی آروم رویه گونه مرد کشید

- بانیِ احمق !! آخه چطور فکر کردی میتونم دوستت نداشته باشم؟

خواست حرف دیگه ای بزنه که با صدای زنگ گوشی مینهو اخمی کرد و به ارومی،جوری که دست مینهو از دور کمرش ول نشه دستشو به سمت گوشی دراز کرد و کمی تویه جاش تکون خورد و اخی از درد کمرش کشید

- البته که یه بانیِ احمق وحشی هستی!!

و بعد از لبخندی، با دیدن شماره جیسونگ تماسو جواب داد

- مینهو هیونگ؟

هیونجین دوباره تویه جاش خوابید و دستی که گوشی درونش نبود رو به سمت موهای مینهو برد و نوازشش کرد

- چیه سنجاب احمق؟ ساعت ۱ نصبه شبه چیکار داری؟

- اوه هیونجین؟ خوشحالم صداتو می‌شنوم فکر می کردم شاید هیونگ تاحالا کشتت

هیونجین ابرویی بالا انداخت و لب زد

- برای چی ؟

- میدونی از وقتی تورو کنار اون دختر دیده بود چقدر عصبی بود؟ البته که تورو نمیکشت ، فقط شاید تویه تخت خیلی خش...

هیونجین سرفه ای کرد و بابت رک بودن جیسونگ لعنتی زیر لب گفت

- خفه شو هان جیسونگ، حیف دوست پسرم مثل یه گربه ملوس خوابش برده مگرنه میومدم پایین و خودم ترتیبتتو میدادم.

- اوه هیونگ خوابیده؟ وایسا ببینم ، مگه کسی که باید الان بیهوش بشه تو نبودی؟ نکنه تو هیونگمو .. هی چان چیکار میکنی .. گوشیو بده!!!

هیونجین لبخندی به بحث و جدال بین اون انداخت و احمقی زیر لب گفت

پسر ناگهان با شنیدن صدای ضربه ای پشت گوشی و ناله جیسونگ چشمایه متعجبشو به گوشی داد

- سلام هیونجین ‌.. فعلا باید قطع کنم و حساب دوست پسر سنجابیمو برسم ... مزاحمتون نمیشیم !! اخ جیسونگ صبر کن ... مواظب خودت و اون دوست پسر حسودت باش !! فعلا

هیونجین که واقعا نمیدونست چه واکنشی نسبت به حرفای چان هیونگش نشون بده فقط به باشه ای اکتفا کرد و تماسو قطع کرد

چراغ کنار میزِ تخت رو خاموش کرد و بعد زیر پتو رفت و البته که مطمئن شد بخش بیشتر پتو رویه دوست پسرش باشه

- دیوانه وار دوست دارم لی مینهو ! امیدوارم همیشه کنارم بمونی .. شبت بخیر خرگوشِ حسود من .

هیونجین لبخندی زد و بعد کم کم به آغوش خواب رفت


اون پسر بلاخره به لذتی که دلش می‌خواست رسیده بود و بنظرش ارزش تموم بد اخلاقی و حسودیای دوست پسرشو داشت ، شاید حتی بازم برای دیدن حسودی دوست پسرش این کارو انجام میداد ...؟


Report Page