چرا ایران اینقدر ضعیف است؟

چرا ایران اینقدر ضعیف است؟

شورای سردبیری

#الف

ساده‌ترین راه بدست آوردن تصویری از موقعیت بین‌المللی کشور، گشت زدن در مرزهای آن است. از مثالی که همین امروز صبح در اخبار منعکس شده شروع کنیم: از میدان نفتی مشترک آرش با کویت و عربستان‌ که نمایندۀ مجلس گفته قابلی ندارد و معنی آن این است که ایران ادعای خود را در مورد این میدان پس می‌گیرد. از جزایر تنگۀ هرمز، که بهترین رفقای حکومت آن‌ها را در اعلامیه‌های مشترک به امارات می‌بخشند، از پاکستان که اگر از هر چه بتوان گذشت حمایتش از تروریسم مرزی علیه ایران غیرقابل کتمان است. حکومت ضدبشری و بدوی افغانستان علناً از ایران سواری می‌گیرد و به گوش رئیس‌جمهورش سیلی می‌زند، ترکمنستان مشغول معاهدات پان‌ترکیِ شومی با ترکیه، رقیب منطقه‌ای ایران است. پوتین در روسیه از نمایش اینکه ایران یک برگ بازی او در سیاست جهانی است ابایی ندارد و اینکه ایران تدارکاتچی روسیه در جنگ اوکراین است‌، پیش جنگ سوریه که ایران پیاده‌نظامِ روسیه بود، بی‌آبرویی بهتری است. گیر کردن سیاست ایران پشت مرزِ کشورِ جعلیِ آذربایجان در سال‌های اخیر نقل محافل بوده است. ترکیه در معادلات منطقه‌ای و زورگویی‌های همسایگی سیاست خارجی ایران را له کرده است و عراق هم که اظهر من ‌الشمس است: سیستم دست‌ساز آمریکایی‌ها با وردستیِ حکومت ایران، بدون اجازۀ آمریکا آب نمی‌خورد و علیرغم مشکلات داخلی در صورت بالا گرفتن یک درگیری نظامیِ تعیین‌کننده در منطقه، چاه ویلِ پول و سلاح و خنجری در پشت سر ایران خواهد شد. 

شاید فکر کنید تصویری که از ضعف ایران در حوزۀ ارتباط با همسایگانش داده‌ایم مبالغه‌آمیز باشد. توضیح که بدهیم خواهید دید این ضعف چقدر واقعی است و علل آن چیست.


میزان قدرت یا ضعف کشورها را از دو راه می‌توان سنجید: توانایی‌های مطلق (طبیعی) و توانایی‌های نسبی (موقعیتی). 

یک کشور دارای منابع طبیعی و امکانات و ظرفیت‌های گستردۀ توسعه‌ای، به طور مطلق توانمند است (مثل روسیه و ایالات متحده) و می‌تواند این توانایی‌ها را به قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی تبدیل کند.

توانایی‌های موقعیتی از مقایسه بین توانایی‌های کشورها نسبت به هم به دست می‌آیند. مثلاً ایالات متحده توانایی علمیِ بیشتر و گسترده‌تری نسبت به روسیه دارد و از آن قدرتمندتر است: ترکیه امکانات و ارتباطات بین‌المللی بیشتر و گسترده‌تری از ایران دارد و از آن قدرتمندتر است؛ کره‌جنوبی توسعۀ اقتصادی و ارتباطات جهانی بیشتر و گسترده‌تری با اقتصاد جهان دارد و از برادر خود کره شمالی قدرتمندتر است و ده‌ها مثال دیگر. 


به این ترتیب، می‌توان نتیجه گرفت این در واقع چگونگی به‌کارگیری منابع در دسترس (طبیعی، انسانی، ارتباطی) کشورهاست که حجم قدرت نسبی و در نتیجه قوی و ضعیف بودن آن‌ها را در جهان مشخص می‌کند. برای جلوگیری از اطالۀ کلام، مستقیم به سراغ کشور خودمان می‌رویم تا مهم‌ترین علل ضعف آن را تا حد ممکن بشماریم: 


۱ - ایران را از سه وجه در شمار کشورهای توانمند جهان قرار می‌دهند: داشتن منابع طبیعی متنوع و زیاد (در زمرۀ ده کشور اول جهان)؛ داشتن مساحت متناسب (حدود یک درصد خشکی‌های جهان): و موقعیت جغرافیایی استثنایی (ایران و روسیه کل خشکی‌های نیمکره شرقی را دو نیم می‌کنند و خط فاصل قارۀ عظیم آسیا با اروپا و آفریقا هستند) 


به همین علل هست که غالباً می‌شنویم ایران کشور مهم و ثروتمندی است و چگونگی برخورد حکومت فعلی با همین سه توانِ بالقوه است که سبب نیمی از ضعف در حالِ نهادی شدن ایران است: 

منابع طبیعی فقط در زمانی که به‌هنگام و با کیفیت مناسب و شرایط ارتباطی مناسب به اقتصاد جهان وارد شوند می‌توانند سبب اهمیت و قدرت کشورها شوند: عربستان تا وارد شدن سهم عظیم آن به سبد مصرف نفت جهان کشور بسیار بی‌اهمیتی بود. بیابانی بدردنخور در انتهای امپراتوری عثمانی که حتی کسی وارد آن نمی‌شد. روزی که اهمیت نفت در تأمین انرژی جهان رو به افول واقعی بگذارد، نقش جهانی عربستان رو به افول خواهد رفت. مشخص شدن ارزش فلز لیتیوم در فناوری‌های جدید بود که بر قدرت بین‌المللی آرژانتین به عنوان بزرگترین عرضه‌کنندۀ فعلی لیتیوم افزود. اگر آرژانتین تا توسعۀ منابع و معادن تازه در سایر کشورها فرصت را از دست بدهد، یک امتیاز طبیعی را برای افزایش ثروت از دست داده است. اهمیت نفت ایران در زمانی که اوپک کارتل اصلی نفت جهان بود، به ایران به عنوان تولیدکنندۀ دوم اوپک نقش بین‌المللی می‌بخشید و منبع قدرت بود. اکنون که حذف کم‌هزینۀ نفت ایران از صندوق مصرف نفت جهان آزمایش شده و ایران برای فروش نفت تخفیف‌های استثنایی می‌دهد و در برابر آن به جای ارز معتبر هر کالای بنجلی را می‌پذیرد، نفت هیچ منبع ارزشمندی برای افزایش قدرت بین‌المللی ایران نیست.

همین‌طور است سایر منابع طبیعی قدرت که اگر حکومتی آن را هدر دهد از قدرت کشور کاسته شده و به زمرۀ کشورهای ضعیف رانده از قدرت کشور کاسته شده و به زمره کشورهای ضعیف رانده می‌شود. در مورد سایر منابع قدرت (موقعیت جغرافیایی) نیز همین است. ایران به پل بین شرق و غرب معروف بوده است. در زمان بلوک کمونیستی شوروی، واقعاً تنها پل خشکی بین شرق و غرب بوده است. این می‌توانسته است یک منبع عظیم قدرت سیاسی و اقتصادی برای آن باشد، در صورتی که نابخردی‌های شگفت‌انگیز حکومت اسلامی بر آن و سیاست بین‌المللش حاکم نمی‌شد. در حال حاضر هیچ‌یک از طرح‌های ایجاد مسیر تجاریِ توسعه‌یافته و مدرن برای ارتباط شرق و غرب از ایران عبور نمی‌کند. تداوم سیاست‌های ماجراجویانه حکومت در منطقه و جهان و نمایش پر هزینۀ این حماقت‌ها، ممکن است ایران را برای همیشه از منبع اقتصادی مهم «موقعیت جغرافیایی» محروم کند. این هم یک علت مهم ضعیف بودن ایران هست و خواهد بود.


۲ - حالا می‌رسیم به علل ضعف ایران به دلایل ناتوانی‌های نسبی (موقعیتی) که در اثر نابخردی صرف حکومت‌ها به وجود می‌آیند و یا تقویت می‌شوند. علل ضعف ایران و کاهش دائم موقعیت آتی آن در زمینه‌های زیر قابل طرح است:

الف . ضعف اقتصادی

ب . ضعف سیاست بین‌الملل

ج . ضعف اجتماعی داخلی


الف – مهم‌ترین عامل تعیین‌کنندۀ جایگاه کشورها در عرصۀ بین‌الملل قدرت اقتصادی آن‌هاست. غالباً تصور می‌شود قدرت نظامی تعیین‌کنندۀ جایگاه کشورها در نظام بین‌الملل است. چنین نیست وگرنه الان کره شمالی به خاطر داشتن بزرگ‌ترین سلاح جهان، بمب اتمی و موشک قاره‌پیما، در شمار کشورهای قدرتمند جهان بود. بین پاکستان و هند نیز که دو کشور هماورد و صاحب بمب اتمی هستند، پاکستان برعکس هند فاقد قدرت تعیین‌کنندۀ بین‌المللی است زیرا از اقتصاد بسیار ضعیفی دارد، اما هند یک اقتصاد بسیار قدرتمند است و در شمار کشورهای قدرتمند است. توجه داشته باشید که کسب قدرت اقتصادی تقریباً همیشه منجر به افزایش قدرت بین‌المللی می‌شود: افزایش توان اقتصاد به گسترش پیوندهای تجاری، مالی و فنی با دیگر کشورها منجر می‌شود و از این پیوندها هر دم نیروی بیشتری می‌گیرد و وابستگی‌های متعاقب تجاری و مالی که میتوانیم آنرا" تضمین امنیت حاصل از تجارت دوجانبه" mutual trade dependence assurance بنامیم به افزایش نفوذ آن‌ها بر سیاست‌های بین‌المللی می‌انجامد. افزایش نفوذ سیاسی چین بر کشورها مثلاً آشتی دادن ایران و عربستان از همین طریق حاصل شده است.

ب - توان بازیگری سیاسی کشورها می‌تواند قدر مطلق قدرت کشورها را جابجا کند (مورد عمان و قطر) و فقدان توان بازیگری بین‌المللی، یعنی سیاست خارجی غلط یا انحرافی می‌تواند سبب تضعیف شدید کشورها شود. فقدان سیاست خارجی در بخش اعظم دوران قاجار و تقسیم شدن ایران بین دو حوزه نفوذ، بلاهت رضاخان در شیفتگی به آلمان که به اشغال خصمانه و مسلحانه ایران منجر شد و توهمات حاصل از پیروزی انقلاب اسلامی در ذهن روحانیون درباره سازوکار جهان آنقدر به تضعیف قدرت بازیگری ایران منجر شد که اکنون در شمار بازیگران نقش منفی است و تعداد زیادی از کشورها را برای خنثی کردن سیاست‌های پرهزینه آن بسیج و متحد کرده است.

ج - قدرت بیرونی کشورها همیشه با وضعیت اجتماعی داخلی آن‌ها ارتباط ندارد: زمانی اتحاد شوروی یکی از دو کشور قدرتمند در عرصه جهانی بود، اما معلوم شد موقعیت اجتماعی و سیاسی درونی آن بسیار وخیم است و با درونی پوک به سرعت درحال نابودی و ریزش از درون است. اما در اکثر موارد این ارتباط مستقیم و در تعیین قدرت مطلق کشورها بسیار مؤثر است. مثال‌های زیادی وجود دارد، اما بزرگ‌ترین آنها هند است: کشور هفتاد و دو ملت، فقیر و در معرض توفان‌های جهانی پس از پایان جنگ جهانی دوم. اما در زمینه عقلانیت سیاسی و قوام اجتماعی چهره‌ای قدرتمند از خود نشان داده و نرخ توسعه اقتصادی آن گواه وجود «هنر متحد نگاه داشتن جامعه و ثبات حکمرانی واقع‌بینانه» در هند پس از جدایی پاکستان است. علیرغم رویارویی با انواعی از مشکلات، لقب بزرگ‌ترین دموکراسی جهان کماکان روی بازوی آن است. تقریباً همه کشورهای فخرفروش اروپایی نیز بخش اعظم قدرت و نفوذ خود را از همین وضعیت اجتماعی می‌گیرند: وجود درجاتی از حاکمیت مردم بر روند سیاسی و ثبات نظم سیاسی مستقر! البته ثبات نظم سیاسی را می‌توان خروشچفی و قذافی‌منشانه نیز حفظ کرد، ولی کار نمی‌کند و سفر رفتن با اتومبیلی با باک خالی است: یک جایی می‌ایستد!

کشور ما در چنین موقعیتی است: ماشینی مجهز به دستگاه عظیم بوروکراتیک، تشکیلات تودرتوی حفظ نظم، بلندگوهای متعدد و پرسروصدا برای ساخت افکار عمومی، اما فاقد همراهی مردم به عنوان سوخت راه انداختن این دستگاه. حکومتش در گل و لای نامحبوبی، نارضایتی عمومی، چندش‌آوری رفتار، ناتوانی‌ در توضیح یا حتی توجیه دست و پا می‌زند و از قوام اجتماعی قدرت نمی‌گیرد. علل‌متنوع اینکه چرا ایران کشور قدرتمندی نیست و ضعیف و بلکه ذلیل است، اینهاست!

حواستان باشد عوامل متعددی بود!

Report Page