ذهنیت خرچنگی را کنار بگذار خالص سازی را دریاب
نزهت امیرآبادیانتصویر علی لاریجانی نشسته بر صندلی قدیمی و کوچک در گوشه اتاقی بزرگ و کاملا خالی، خلائی را تداعی میکند که در آن نفس به شماره میافتد. اما ظاهرا این اتاق خالی یا کنج عزلت علی لاریجانی پرهیاهوست. او روز 18 اردیبهشت در پاسخ به گزارش تسنیم در مورد حضورش در انتخابات مجلس عبارتی به کار برد که به کلید واژهای در میان اهالی سیاست و رسانه ها تبدیل شد: «خالص سازی.»
کلید واژه ای که به گمان نویسنده حق مطلب را در مورد کنش امروز نواصولگرایان تندرو (بخوانید جبهه پایداری) ادا میکند.
یادآوری این نکته به اصلاح طلبان و منتقدان داخل کشور لازم است که اگر چه از شرکت در سیاست به معنای انتخابات دست شستهاند، اما نمیتوان وضعیت اضراری را نادیده گرفت وضعیتی که به گفنه کارل اشمیت خط میان هستی و نیستی را متمایز میکند.
یکم- ما در صحنه سیاست ایران شاهد ظهور جریان یا گروه تازهای ازمحافظهکاران تندرو هستیم که بیمحابا بر محافظهکاران سنتی میتازند و با کنشی فرقهای هر که غیرخودی باشد را حذف میکنند. انفاقات اخیر در دانشگاه و حذف اساتید، مخالفت مستمر با مجلس و انتقادات بی پرده از قوه قضاییه نمونه ای از کنش های فرقه ای این گروه است. تراژدی تفکیک «خودی» و «غیرخودی» که پیش از این به حذف کامل منتقدان و اصلاح طلبان انجامید، اکنون در تکرار تاریخی مضحکی به تفکیک «خودی» و «خودیتر» یا همان «خالص سازی» منجر شده است.
دوم- تاریخ نشان داده در پیش گرفتن رفتار خرچنگی* با این ذهنیت که «دیگی که برای ما نجوشد بگذار سر سگ در آن بجوشد» نه تنها به تضعیف حرکت های فردی بلکه قطعا به تضعیف حرکتهای جمعی منجر خواهد شد. در صورت تسلط روش و منش خالص سازی، منتقدان و اصلاح طلبانی که سالها با سیطره اصولگرایان بر حکومت جمهوری اسلامی کلنجار رفتهاند از این پس باید با نواصولگرایان بی اصول دست و پنجه نرم کنند. پیش از این شاید به ندرت ایجاد تفاهم بر سر منافع مشترک و کنار گذاشتن اختلافات امکان پذیر میشد. به عنوان مثال نرمش قهرمانانه در سیاست خارجی که با بد عهدی دونالد ترامپ، رئیس دیوانه جمهور آمریکا سوخت شد. اما پس از سیطره نومحافظهکاران حتی امکان تحقق موارد نادر نیز غیرممکن به نظر میرسد چرا که این جریان با نگرشی قبیلهای هویت خود را در حذف تمامی جریانها تعریف کرده است و تمامیتخواهی را تشخص خود میداند.
سوم- نگاهی به خالص سازان در تاریخ دنیا نیز موید این مدعا است که نشستن در جایگاه ناظر بی تفاوت و تنزه طلبی باعث نخواهد شد که ما از سیل سهمگینی که از بالای حکومت روان شده در امان بمانیم. رفتار حکومتهای کمونیست شرقی، مک کارتیسم غربی، برآمدن هیتلر و تصفیههای خونین استالین و فجایع متعدد در اروپای شرقی را نباید فراموش کرد.
چهارم- جریان های سیاسی موجود علی رقم نقاط ضعف فراوان و افراد فاسدی که در آنها عضویت دارند. ثمره یک دوره تاریخی هستند. قدرت گرفتن جریانی بی ریشه اختراع مجدد چرخ و کشیدن ایران به زیر صفر است. منصور حقیقتپور نماینده سابق مجلس از جناح میانهرو حتی از این هم فراتر رفته و در مصاحبه ای جبهه پایداری را متصدی خالص سازی معرفی کرده و گفته است: «در حال حاضر جبهه خاصی به دنبال خالصسازی در کشور است البته جبههای که دفتر در داخل کشور ندارد به این معنی که مشخص نیست دفتر، تابلو، آموزش و پرچم آنها کجاست.»
نهایتا اینکه بخش زیادی از مشکلاتی که امروز مردم ایران با آن دست به گریبانند حاصل حذف اصلاح طلبان و ساختن حکومت یک دست است. خالص سازان پس از آنکه اصولگرایان سنتی را هم از دایره قدرت بیرون کنند منطقا پاکسازی را آغاز کرده و منتقدان و اصلاح طلبان به زباله دان خواهند ریخت. اینکه هسته سخت قدرت از ابتدا به جریانهای سیاسی به دید برابر و فرزندان این آب و خاک نگاه نکرده و بخش عظیمی از جامعه احساس فرزندخواندگی دارند نمی تواند سکوت و تنزه طلبی ما را توجیه کند چرا که بعد از خالص سازی حلقه های درونی نوبت یه تصفیه حلقه های بیرونی خواهد رسید.
* ذهنیت یا رفتار خرچنگی استعارهای مربوط به الگوی رفتاری خرچنگهای گرفتار شده در سطل است. اگر یک خرچنگ را در سطلی بیندازید به راحتی فرار میکند. اما وقتی تعدادی خرچنگ در سطل باشند هنگام فرار همدیگر را پایین میکشند و هیچکس نمیتواند فرار کند.
