فرجامِ شوم
سید علی هاشمیسید علی هاشمی- جامعهنو: به هر جای این چند دهه که نگاهی انداخته شود، اغلبِ برنامهها، تقریباً هر کارِ ریز و درشتی، هر مسیر و اقدامی، همه نادرست و اشتباه انتخاب و شروع شدهاند و ادامه پیدا کردهاند. اقدامات و برنامههایی که تمامی ندارند و خسارات و مکافاتشان برای مردم و کشور نیز تمامی ندارد؛ مثلاً در زمینۀ آب و برق و گاز. اساساً حکومت بدون توجه به نظراتِ کارشناسان و با فکر و برنامه و رویکردی غلط، به این عرصهها ورود کرد و در ادامه بدون توجه به هشدارهای صاحبنظران، منافع ملی و خیر عمومی را قربانیِ اوهامی همچون خودکفایی و نیز منافع باندهای قدرت و ثروت کرد.
روندی که در آن برای حفظ و بهبود و توسعۀ شبکه و زیرساختهای آب و برق و گاز فکری نشد و نمیشود و صرفاً منافع باندهای ذکرشده لحاظ شد و میشود. مثلاً سرمایهگذاریِ ناکافی در صنعت گاز و نیروگاهها و نیز فرسودگیِ زیرساختها، باعث شد که تولید انرژی پاسخگوی مصرف داخلی نباشد. همچنین، وابستگی به گاز برای تولید برق و عدم توسعۀ انرژیهای تجدیدپذیر، مشکلات را تشدید کرد.
میتوان گفت که شرایط امروز علاوه بر رویکردِ غلطِ خودکفایی، نتیجۀ رهاشدگیِ محض و مطلقِ زیرساختها و اختصاصِ تام و تمام منابع کشور به بلندپروازیهای اتمی و منطقهای است. فیالواقع محورسازی کمر این ملک و ملت را شکست.
در باب خودکفایی، شاید بتوان گفت که قرینترین و بایستهترین رویکرد با نگرشِ حکومتِ تازه بود. در کنار بقیۀ رویکردهای نادرست و تعریفی که از خودش میداد، خودکفایی، طبیعیترین و مقتضیترین رویکرد بود. حکومتی که شعارش نه شرقی نه غربی بود و مبنایش نه تعامل و تبادل بلکه تقابل و تعارض بود، خب بالطبع باید سراغ خودکفایی میرفت چون هم خودش مثلاً وارداتِ یک محصول را وابستگی و نقطهضعفِ سیاسی میدانست و هم اساساً با چنان مبنایی (تقابل و تعارض) و تعریف خودش ذیلِ نفیِ دیگران، اصلاً کسی مایل به تعامل و تبادل با وی نبود.
البته در زمینۀ این رویکرد و سایر موارد، فارغ از رفتن به بیراهه، عبرت و مثالی بیبدیل شد برای جهانیان و برای خودش هم محرز و مسجل شد که پایبندی به آن رویکردهای اولیه جز تکرارِ آنها در مقام شعار، محال و ناممکن است. بدبختانه از نه شرقی و نه غربی برگشت و به فقط شرق گِروید اما همچنان بر خبطِ خودکفایی پا فشرد و حالآنکه این پا را نه بر رویکردش که در واقع بر گلوی حیاتِ این کشور و مردم میفشرد و امروز شاهد خفگیِ بیشازپیشِ کشور و مردم به خاطر پافشاری در این مقوله هستیم.
در کنارِ نادرستیِ رویکردِ خودکفایی که باعث انزوای کشور و کاهش همکاریهای بینالمللی شد، باید به برنامهریزیِ ضعیف (و بعضاً غلط) و ناکارآمدی و فساد در عرصۀ اجرا نیز اشاره کرد که منجر به زیانبارتر شدنِ این رویکرد شد.
کمآبیِ فعلی و به بیان دقیقتر بیآبیِ هولناکِ پیشِ رو (علاوه بر کمبودِ تقریباً همیشگیِ برق و کمبودِ گاز در زمستان)، یکی از نتایج فاجعهبارِ همین رویکردِ خودکفایی است. همان نگاهی که واردات را نقطهضعف میدانست، در راستای عملی کردنِ شعارِ خودکفایی رفت سراغ تولید محصولات کشاورزیِ استراتژیک (مثل گندم و برنج) حتی در مناطق خشک و نیمهخشک و نیز مناطق کمآب مانند خوزستان. روندی که مستلزمِ بهرهبرداریِ گسترده از منابع آب بود؛ مثلاً تعداد زیادی چاه عمیق (مجاز و غیرمجاز) حفر شد که سطح آبهای زیرزمینی را بهشدت کاهش داد.
این مورد را علاوه کنید بر سدسازیِ غیراصولی و بدون ارزیابیِ دقیقِ زیستمحیطی که مثلاً در مواردی منجر به خشک شدن تالابها (مثل گاوخونی) و رودخانهها شدند و نیز روشهای ناکارآمدِ آبیاری که باعث هدررفتِ حجم عظیمی از آب شد و میشود. این اقداماتِ نادرست در کنار مدیریتِ غلط و ناکارآمدِ منابع آب، چاهِ بحرانِ بیآبی را عمیق و عمیقتر کردند.
بحرانی که پیامدهای زیستمحیطیِ هولناکی نیز به بار آورد. برداشتِ بیشازحد و بیرویه، باعث افت شدیدِ سطح آبهای زیرزمینی شد و نشانههای بحران کمکم ظاهر شدند؛ مثلاً در برخی مناطق (مثل دشتهای همدان و قزوین)، سطح آبِ زیرزمینی تا بیست متر پایین رفت. با خشک شدنِ زایندهرود و کارون و هامون و گاوخونی به دلیل انتقالِ آبِ آنها برای کشاورزی و صنعت و نیز فرونشستِ زمین در مناطقی مانند تهران و اصفهان و کرمان، نشانههای بحران به روی زمین هم آمدند.
این معضلات، علاوه شدند بر کاهش کیفیتِ آبهای سطحی و زیرزمینی به دلیل استفادۀ بیشازاندازه از کود و سموم شیمیایی در کشاورزی با هدفِ افزایش تولید و تحققِ سودایِ باطلِ خودکفایی؛ البته علاوه بر این رویکرد و نحوۀ پیگیری و اجرای آن، یک عاملِ مهمِ خارجی نیز این بحران را بیشازپیش تشدید کرد؛ تحریمها و به تبع آن محدودیت در دسترسی به فناوریهای نوینِ مدیریت آب و نیز عدم سرمایهگذاری خارجی در زیرساختهای آب.
بیآبی، نتیجۀ بدمصرفی نیست (هر چند که آنهم تقصیرِ حکومت است که درست آموزش نداده و نمیدهد) بلکه فرجامِ شومِ رویکرد خودکفایی است که بدون توجه به محدودیتهای اقلیمی و منابع آب و با اقدامات نادرست و مدیریتِ غلط و ناکارآمد، کشور و مردم را مستأصل کرده است. تقلای بیجا (که خشمِ مردم را صدچندان میکند) برای مقصر جلوه دادنِ مردم، البته که اقتضای این حکومت است چون اصلاً مسئولیت نمیشناسد که بخواهد مسئولیتپذیر باشد اما این چاه را سال به سال و دهه به دهه، خودِ حکومت با آن اوهامِ معطوف به خودکفایی کَند و کشور و مردم را در آن انداخت.