رویارویی با مردم
جامعهنو - سیدعلی هاشمیتهدیدات ناشى از «بحران کشف حجاب» (البته در گفتمان حکومت و لکن به باور اکثریت، پافشاریِ جامعه بر حق پوشش اختیاری) چقدر برای حکومت و امنیت حکومت جدى است؟ آیا اصلاً کنشگرانِ این عرصه فکر میکنند و در پی آن هستند که با پیگیری و مطالبۀ حق پوشش اختیاری، حکومت را سرنگون کنند یا فقط یک حق طبیعی را مطالبه میکنند؟ آیا کنشگرانِ این عرصه خشونتآمیز رفتار میکنند؟ آیا برای حکومت مطالبۀ حقِ پوششِ اختیاری چالشبرانگیز است و یا معضلات و فسادها و بحرانهای اقتصادی و زیست محیطی؟ اگر مطالبۀ حق پوشش اختیاری، تهدیدی برای حکومت و امنیت حکومت نیست و رفتارِ کنشگرانِ آن خشونتآمیز نیست و چالشی (امنیتی) برای حکومت نیست (که نیست) پس چرا حکومت در این عرصه، شدت و عمقِ رویارویی با مردم را تصاعدی افزایش داده است؟ شاید بررسیِ بعضی موارد، تا حدودی پاسخ این پرسش را روشن کند.
طی سالیان و دههها، رویاروییهای حکومت با مردم بیشتر و بیشتر شده است و جهالت و خباثت و شقاوتِ بعضی ارکان حکومت، شدت و عمقِ این رویاروییها را بیشتر و بیشتر کرده است؛ البته یکی از دلایلِ روندِ افزایشِ شدت و عمقِ این رویاروییها، ویژگی و خصیصۀ حکومت است که بحرانزی و بحرانزاست.
کمی قبل از آبانِ خونین ۹۸ و جملگیِ سالها و وقایع پس از آن و بهویژه پس از پاییزِ خونین ۱۴۰۱، حکومت انتخاب کرده است که در یک یا چند عرصه، شدت و عمقِ رویارویی با مردم را تصاعدی افزایش دهد. مشخصاً در باب مسئلۀ پوشش و حجاب، طی تقریباً دو سال گذشته و بهویژه پس از بازداشت سپیده رشنو (که بهتازگی و بیرحمانه و ناعادلانه به تحمل چهار سال حبس محکوم شده است) و فرو کردنِ نیشتر به زخمِ جامعه با تکرار صحنههایی همچون ماجرای گشت ارشاد در میدان صنعتِ تهران (شیون و التماسِ مادر که «دخترم مریضه... دخترم مریضه») و خونچکان کردنِ این زخم با قتل مهسا امینی و روان کردنِ جوی خونِ معترضانِ به قتل وی، آری مشخصاً در باب این مسئله حکومت انتخاب کرده است تا شدت و عمقِ رویارویی با مردم را تصاعدی افزایش دهد. آنچه در باب ادامۀ سرکوب و رویاروییِ مجددِ حکومت با مردم آن هم پس از دورهای فترت و پا پس کشیدن و بازیافتنِ اعتماد به نفسِ گذشته و فرو خوردنِ ترسِ پاییزی شاهدیم، ادامۀ روندِ سالیان اخیر است.
اما چرا حکومت رویارویی در این عرصه را انتخاب کرده است؟ مثلاً چرا بحرانها و مسائل حادِ اقتصادی و زیست محیطی و اعتراضاتِ پیرامون آن را (که از بازنشسته و معلم و کارگر و کاسب و بازاری تا دامدار و کشاورز، مبتلا و معترضِ به آن هستند) رها کرده است و بر مسئلۀ پوشش و حجاب تمرکز کرده است؟ اگر بخواهیم ساده پاسخ دهیم خواهیم گفت حکومتی که نه مشروعیت دارد و نه مقبولیت و اگر شرایط عادی باشد باید متوجه و نگران و متمرکز بر حل مشکلاتِ ساختاری و بحرانها و مسائل حادِ اقتصادی و زیست محیطی باشد و افکار عمومی نیز در آن شرایطِ عادی، مطالبهگرِ حل مشکلات ساختاری و رفع بحرانهای مذکور خواهند بود، انتخاب میکند که فضا و شرایط کشور و جامعه را خشن و امنیتی کند لذا از بین بحرانهای مختلف و عرصههای مختلفی که در آنها کارش با جامعه به رویارویی کشیده است، آن عرصهای را انتخاب میکند که (با توجه به پیشینه و عملکرد و نگاهش که بحرانزی و بحرانزاست) تبدیل و ارتقای آن به بحران امنیتی واجد ظرفیتِ بالایی است؛ چرا که این حکومت میتواند در این عرصه شدت و عمقِ رویارویی با مردم را تصاعدی افزایش دهد و آن چنان خشن و پر دامنه برخورد کند که فضا برای معترضان به بحرانها و مشکلات دیگر تنگ شود و عجالتاً همه چیز به محاق برود.
توضیح و تحلیل و تفسیرِ برخوردهایی که میبینیم و درک نمیکنیم که چرا رفتارِ حکومت با معترضانِ به حجاب اجباری اینقدر پر دامنه و فاقد تناسب است، در این انتخاب حکومت و در ارادۀ او برای تبدیل یک مطالبۀ اجتماعی به یک بحران اجتماعی و گره زدنِ تحقق و عدم تحقق آن به حیثیت و هویتِ خود و تبدیلِ آن به یک بحران سیاسی و مواجهۀ امنیتی با این بحران و افزایش تصاعدیِ شدت و عمقِ رویارویی با مردم است. اگر ماجرای مواجهه با پوشش اختیاری چنان ماههای پایانیِ سال گذشته و اوایل امسال ادامه پیدا میکرد (یعنی همان دورۀ فترت و پا پس کشیدن که اعتماد به نفس نداشت و قرینِ ترسِ پاییزی بود)، همچون بسیاری از رویاروییها و تضادهای مردم و حکومت (که صرفاً فرسایندۀ روح و روان و جان و مالِ مردم بوده است) به یک تنظیمِ دوجانبه میرسید اما خب ظرفیتهای این بحران برای حکومتی که بحرانزی و بحرانزاست، غیرقابل چشم پوشی بوده و هست؛ حکومتی که به جای پاسخگویی و واکنش متناسب در باب فسادهای اقتصادی و بیکفایتیهای امنیتی و ناکارآمدی در حکمرانی، از امثال «رؤیا حشمتی» انتقام سخت میگیرد و وی را به زندان میکند و شلاق میزند و به شهروندانی مثل او که صرفاً مطالبهگرِ حق پوشش اختیاری هستند چنگ و دندان نشان میدهد و تنِ آنها را میدَرَد اما از موساد تا داعش آزادانه از حفرههای امنیتیاش رفتوآمد میکنند.