ایران‌دل | IranDel

ایران‌دل | IranDel

@IranDel_Channel

‌

‌

🔴 نگاهی به تاریخچه و پیشینه‌ی پرشکوه تئاتر در تبریز


✍️ محمدعلی غیبی


تئاتر یکی از جنبه‌های تمدنی هر شهر و کشوری و تجسم هنر و ذهن و اندیشه‌ی مردمان آن در قالب نمایشِ زنده روی صحنه است. هنرپیشگان تئاتر با سختی تمام کار خود در مقایسه با بازیگران فیلم و سریال، عصاره‌ی ذهن و فرهنگ و تمدن ملت خویش را به نمایش بینندگان گذاشته و با توانمندی ذاتی کار خود، در سیر تحول و تداوم فرهنگ و تمدن خود تأثیر به‌سزایی دارند. لذا چنین توانمندی ذاتی آنها به‌نوبه‌ی خود می‌تواند بستری برای تقویت یا تضعیف جایگاه تمدن اصیل یک ملت گردد. تئاتر تبریز که با حاصل تلاش جوانان پرشور و پردانش و هنرمند تبریزی همچنان رونق خود را حفظ کرده‌است، اما با این اوصاف هرازگاهی شاهد آن هستیم که جریان‌هایی که البته منشأ آنها نیز بر ما آشکار است، تلاش ناموفقی می‌کنند تا با نادیده گرفتن اصالت و ریشه‌ها و به فراموشی سپردن عامدانه‌ی پیشینیان هنر نمایش در تبریز آنرا به سمت‌وسوی فرهنگ‌هایی سخت مستعجل، و با استفاده از عبارات و کلماتی که تابحال در آذربایجان سابقه‌ی استفاده نداشته‌اند و معلوم هم نیست از کدام نقطه‌ی جهان یا آسیای میانه وارد وارد می‌شوند بکشانند. لذا در این مجال بر خود ضروری دیدم به پیشینه و اصالت هنر نمایش و اپرت در تبریز با استفاده از مقاله‌ی ارزشمندی که کریستف ورنر باعنوان «نمایش و اپرت در شیروخورشید سرخ؛ تئاتر تبریز ۱۳۰۶ تا ۱۳۲۰» در فصل نهم کتاب فرهنگ و سیاست‌های فرهنگی در دوره‌ی رضاشاه ویراسته‌ی بیانکا دوس و کریستف ورنر بپردازم.

ورنر ابتدای مقاله‌ی خود را با این مطلع آغاز می‌کند که «در شهریور ۱۳۰۶، به‌عبارت دقیق‌‌تر در شنبه‌شب ۱۸ شهریور ۱۳۰۶، تالار جدید و باشکوه تئاتر تبریز، شیروخورشید سرخ افتتاح گردید. جمعیت عظیم و شادمانی جمع شده‌بودند که متشکل از مشاهیر محلی و اعضای برجسته‌ی انجمن شهر بودند. زمانی‌که پرده بالا رفت، صحنه‌ی نمایش کوه‌ها و جنگل‌های ایران را نشان می‌داد که پر از بازیگرانی بود که لباس‌های گوناگون قومی بر تن داشتند: کرد، لر، عرب و قشقایی که در ادامه به وحدت ملی می‌پیوستند. این تابلو همچنین سربازی تنها را نشان می‌داد که بر روی تپه‌ای ایستاده و پرچم ایران را به دست دارد؛ اندکی بالاتر از او نماد مجسمی از مام میهن قرار داشت؛ او با تاجی که بر سر داشت آرامش و وقار را به فضای صحنه افزود. اجرای نمایش تصویری مام میهن یا طلوع خوشبختی ایران با نطق قاطع و پرانرژی کارگردان آن بیوک‌خان نخجوانی به پایان رسید که خواهان توسعه‌ی فرهنگ و هنر بود و تشویق همگان را برانگیخت.»

«تالار شیروخورشید سرخ، باوجود تمام فرازونشیب‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوران پهلوی، به‌مدت شصت سال به‌عنوان مهمترین سالن تئاتر سرزنده‌ی تبریز باقی ماند. با نخستین ساختمان بزرگ تئاتر در ایران، فرهنگ نمایش مدرن غربی در تبریز، وارد مرحله‌ای تازه شد.»

نویسنده در ادامه با اشاره به ایجاد تئاتر در یک شهرستان و شور و علاقه‌ی مردم تبریز به آن می‌نویسد: «از سوی دیگر ما شاهد تئاتری در شهرستان هستیم که پاسخگوی نیاز جامعه‌ی شهری نوشکفته‌ای است که از بیرون رفتن لذت می‌برد؛ عاشق دیده‌شدن در انظار عمومی است؛ عطش سرگرمی دارد و آشکارا - از فرماندهان پادگان‌های منطقه گرفته تا بازرگانان برجسته‌ی بازار - اشتیاقش به صحنه‌ی تئاتر را نشان می‌دهد.»

نویسنده در ادامه‌ی مقاله به ایجاد سبک تئاتر جدید و اروپایی در مقابل نمایش‌های مذهبی (تعزیه)، تئاتر عروسکی (خیمه‌شب‌بازی)، روحوضی، نقالی، بندبازان (معرکه)، شعبده‌بازان و ... اشاره می‌کند که این سبک جدید در تبریز نیز با نمایشنامه‌نویسان تبریزی بسیار رونق می‌گیرد: «در اینجا داستان با نخستین نمایشنامه‌های مدرن آغاز می‌شود که توسط آخوندزاده (۱۱۹۱ تا ۱۲۵۶) و میرزا آقای تبریزی نوشته‌شد.»

«تبریز مانند سایر حوزه‌های مدرنیزاسیون و گسترش فرهنگ غرب، نقشی پیشتاز در ورود تئاتر به ایران داشت. حضور اقلیت‌های مذهبی و زبانی، فضایی چندفرهنگی پدید آورده‌بود که مشخص گردید الهام‌بخشی ویژه‌ای دارد. مخاطب جهان‌وطنی که قادر بود بین ارمنی، آذری - ترکی و فارسی حرکت کند از ابتدا ترجمه‌ها و اقتباس‌های چندگانه‌ای تولید می‌کرد. در میان نخستین اجراکنندگان تئاتر سبک غربی در آذربایجان، آشوری‌ها و ارمنی‌هایی بودند که به‌دلیل تأسیس مدارس تبلیغی در قرن نوزدهم و شبکه‌های فراملی‌شان خیلی زودتر از اکثریت مسلمان، با فرهنگ غربی مواجه شدند. در تبریز جامعه‌ی ارمنی بود که نمایش‌های منظم را از قدیم در دهه‌ی ۱۲۷۰ با تئاتر خودش "صحنه‌ی ارامنه" که در سال ۱۲۷۴ ساخته شده‌بود اجرا می‌کرد. در ابتدا نمایش‌ها و اعلان‌ها تنها به زبان ارمنی بود؛ اما خیلی زود جمعیت مخاطبان خود را گسترش دادند. نزدیکی آذربایجان به قفقاز نیز نقش عمده‌ای ایفا می‌کرد. بسیاری از کارگردانان و بازیگران در ابتدای قرن بیستم در باکو و تفلیس تعلیم دیده‌بودند و تاریخ پیدایش نمایش فارسی در تبریز ارتباط تنگاتنگی با آذربایجان به‌واسطه‌ی آثار فتحعلی آخوندزاده مصلح داشت و نخستین نمایشنامه‌ها به زبان فارسی را میرزا آقای تبریزی نوشت.»


تندیس میرزا آقای تبریزی در چایکنار تبریز



نویسنده در ادامه با اشاره به گره خوردن تاریخ تئاتر تبریز از سال ۱۳۰۶ به بنای اپرت افتتاح شده در آن سال و محبوبیت فزاینده‌ی آن و شمار گروه‌های تئاتری که از آن موقع بسیار فزونی یافتند، در مورد خود بنا می‌نویسد: «امیر لشکر تبریز، امیر احمدی رئیس بخش محلی شیروخورشید سرخ نیز یود که به‌عنوان سازمان رفاه عمومی تأسیس پارک بزرگی پیرامون ارک تبریز در ویرانه‌های مسجد علیشاه را عهده‌دار شده‌بود این "باغ ملی" باوجود هزینه‌ی ورودی یک‌قران، به‌عنوان مکانی برای تفریح و قدم زدن برای عموم مردم تبریز بسیار محبوب شده‌بود. همچنين مکانی برای نمایش تئاترهای جدید بود. مطابق با نقشه‌های سن‌پطرزبورگ شامل سالن تماشاچیان به‌طول ۳۰ و عرض ۱۰ متر، و صحنه‌ی نمایش ۱۲ متری بود و درصورت لزوم امکان گسترش آن وجود داشت تا حدی که می‌توانست یک کالسکه‌ی اسب‌کش را در خود جای دهد. ستون‌ها به‌فاصله‌ی پنج متر، سقفی با تیرهای چوبی را حمل می‌کردند که آکوستیکی عالی را تضمین می‌کرد. در دوطرف دو ردیف بالکن وجود داشت که در مجموع شانزده لژ داشتند که هر کدام برای نشستن شش تماشاچی طراحی شده‌بودند. دیوارها با کاغذدیواری بنفش کم‌رنگ و صندلی‌ها با روکش مخملی پوشیده شده‌بودند. ورودی بزرگ آن با لوستر کریستالی بزرگی تزئین شده‌بود. در مجموع این سالن تئاتر گنجایش ۸۰۰ تماشاچی را داشت.»

نویسنده در ادامه به نوع ترکیب اعضای تیم‌ها نیز توجهی کرده و می‌نویسد: «به‌نظر می‌رسد سالن تئاتر در تبریز کاملاً آزادانه و بسیار منعطف بوده‌است. زیرا صحنه‌ی اصلی، شیروخورشید سرخ وابسته به تنها یک گروه از بازیگران نبود؛ سالن‌های جایگزین همواره انتخاب می‌شدند. بازیگران گاهی از یک گروه تئاتری به گروه دیگری می‌رفتند، گاهی می‌توانستند گروه خاص خودشان را تشکیل بدهند، نقش بازیگر را با نقش کارگردان یا مدیر تعویض کنند. بااین‌حال در دوره‌ی خاصی، یک یا دو گروه خاص تئاتری قصد داشتند - به دلیل رهبری عالی، مجموعه‌‌ی هماهنگ از بازیگران یا برنامه‌ی مناسب - بر سالن تسلط پیدا کنند و سپس تاحدودی مترادف با نام تئاتر شده‌اند. در دوره‌ی مدنظر ما، بی‌شک گروه آرین بین سال‌های ۱۳۰۲ تا ۱۳۲۰ چنین ویژگی‌ای داشته‌است.»

«اولین تلاش‌ها برای تولید نمایش‌های تئاتر سبک غربی در تبریز برای مثال با ترجمه‌های اتللو آغاز شد که. قدمت آن به ‌دهه‌ی ۱۲۶۰ برمی‌گردد که توسط انجمن قوی ارمنی‌ها انجام شد. ... گروه تئاتر "آذربایجان" در سال ۱۲۹۶ توسط رضاخان قلی‌زاده پایه‌گذاری شد که مدرکی در هنرهای نمایشی داشت. آنها گاهی "اکتوران تبریز" خوانده می‌شدند و گاهی با نام "درام صنایع" دیده می‌شدند. ... این گروه ابتدا از "صحنه‌ی ارمنی" استفاده می‌کرد اما بلافاصله پس از تکمیل شیروخورشید سرخ به آنجا منتقل شد‌. گروه دیگری که در تبریز در آن زمان به همان اندازه مشهور بود، "جمعیت آئینه‌ی عبرت" بود که در سال ۱۳۰۰ توسط مهدی ظهیری تشکیل شده‌بود... یک عضو اولیه‌ی این گروه یحیی آریان‌پور (۱۲۸۶ - ۱۳۶۴) بود که امروزه به‌خاطر اثر مشهورش در تاریخ ادبیات مدرن، "از صبا تا نیما" شناخته می‌شود. او مترجم نیز بود. جبار باغچه‌بان نیز کارش را با این گروه آغاز کرد. ... او در کنار آریان‌پور بخشی از یک گروه غیررسمی روشنفکرانی بودند که در حوزه‌ی آموزش فعالیت می‌کردند؛ او همچنین چندین نمایشنامه نوشت.»

نویسنده سپس به هویت ملی‌گرایانه‌ی این گروه نیز نگاه ریزبینانه‌ای کرده و می‌نویسد «نکته‌ی قابل توجه آن که نام‌های این گروه‌های تئاتر نیز یا اشاره به آموزش اخلاقی داشت (آئینه‌ی عبرت) یا در خصوص آذربایجان به هویت‌های ملی‌گرایانه (به‌عنوان اعضایی از آذری‌های "ایرانی قدیم") یا "آرین" (یادآور آریایی‌ها) اشاره داشت.»

نویسنده سپس به انحلال گروه آرین در سال ۱۳۲۰ به دلیل تغییر اوضاع سیاسی و اشغال تبریز توسط روس‌ها می‌پردازد اما به معرفی گروه‌های جایگزین آن هم پرداخته و می‌نویسد: «با انحلال آرین تعدادی از گروه‌های جدید مانند انجمن درام، هنرپیشگان درام اپرت تبریز، گروه نمایش فردوسی و گروه نمایش ایران پدید آمدند... این تکثرگرایی چندسالی بیشتر دوام نیاورد. در سال ۱۳۲۳، تحت‌فشار نیروهای اتحاد جماهیر شوروی، تمام گروه‌های تئاتری منحل شدند و اعضایشان به‌ناچار به گروه تئاتری جدید "انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی" پیوستند. تنها یک‌سال بعد این گروه تئاتر رسماً تبدیل به تئاتر دولتی شد و به "تئاتر دولتی فرقه‌ی دموکرات آذربایجان" تغییرنام داد. این مداخلات سیاسی تأثیری ماندگار بر صحنه‌ی تئاتر تبریز گذاشت که ناچار به تجدید ساختار کامل آن پس از سال ۱۳۲۵ انجامید‌»

نویسنده سپس به نمایشنامه‌های اجرا شده در این سال‌های پررونق نیز می‌پردازد: «نگاهی به نمایشنامه‌های اجراشده‌ی گروه آرین بین سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۲۰، تنوع حیرت‌انگیزی در برنامه‌های آنها را نشان می‌دهد: فقط کمدی، تراژدی‌های رمانتیک و اپرت نبود؛ بلکه می‌بینیم نمایش‌های جدی مانند اجرای "پروین دختر ساسان" اثر هدایت در سال ۱۳۱۶، و نمایشنامه‌های مشهوری که سعید نفیسی نوشته‌بود نظیر "آخرین یادگار نادرشاه" و "عباس میرزا نايب‌السلطنه" نیز بودند... به همان نحوی که رمان‌های تاریخی مخاطبان وسیعی را در ابتدای قرن بیستم در ایران یافتند، تاریخ و موضوعات تاریخی نیز بر تئاتر غالب شدند. شخصیت‌های تاریخی که وارد صحنه می‌شدند می‌توانستند برداشت‌های رایج از تاریخ را بازگو کنند؛ آنها همچنین به ما اطلاع می‌دادند که کدام قهرمان‌ها برای بالا بردن آگاهی ملی مناسب هستند. به‌ویژه نمایشنامه‌ها و اپرت‌ها درباره‌ی شاه‌عباس، نادرشاه، عباس‌میرزا و امیرکبیر زیاد تکرار می‌شد؛ اما همچنین کوروش کبیر و سلطان محمود غزنوی را هم می‌ینیم. آخرین نمایشنامه، "سلطان محمود غزنوی و فتح معبد بت‌ها در سومنات" با این توضیح اعلام شد که این نمایشنامه فداکاری میهن‌پرستانه‌ و دلاوری و رشادت ایرانیان را نشان می‌دهد.»

برای مطالعه‌ی کامل این مقاله و مطالب ارزشمند دیگر آن و همچنین شرح نمایشنامه‌های با موضوعات مختلف دیگر و همچنین نمایش‌های به زبان ترکی آذری، خوانندگان محترم می‌توانند رجوع کنند به اصل این مقاله: کریستف ورنر، «نمایش و اپرت در شیروخورشید سرخ، تئاتر تبریز ۱۳۰۶ تا ۱۳۲۰» در فرهنگ و سیاست‌های فرهنگی در دوره‌ی رضاشاه، ویراسته‌ی بیانکا دوس و کریستف ورنر، ترجمه‌ی ابراهیم اسکافی، تهران: شیرازه، ۱۴۰۴، صص ۲۸۵ تا ۳۲۶.



🔴 بُن‌مایه:

ماهنامهٔ وطن‌یولی؛ شمارهٔ ۷۴


@IranDel_Channel


💢


Report Page