ایران‌دل | IranDel

ایران‌دل | IranDel

@IranDel_Channel

‌‌

🔴 نسبتِ حقوق بشر و ترورِ مخالف


✍️ احسان هوشمند


همزمان با اعتراضات دی ماه سال گذشته و پیامدهای غم‌انگیر آن و نیز وقوع جنگ و حملات امریکا و اسرائیل به ایران تعدادی از جریان‌های اپوزسیون ایرانی که بیشتر آنها در خارج از کشور مستقر هستند بر تکاپوها و نشست‌های مشترک با دیگر جریان‌ها و حتی رقبا و دشمنان دیروز افزوده و هر از گاهی اخباری از این نشست‌ها و حتی گاه ائتلاف‌ها منتشر می‌شود. ائتلاف چند "سازمان کُردستانی" در سال گذشته یکی از این اتفاقات بود که "گروه‌های مسلح کُردستانی" مستقر در "اقلیم کردستان عراق" با اختلافات عمیق تاریخی را گرد هم آورد، گروه‌هایی که سابقهٔ درگیری‌های خونینی با یکدیگر را نیز در کارنامه داشتند، اعلام فعالیتِ کنگرهٔ آزادی که گروهی از سازمان‌ها و افراد با گرایش عموماً چپ را گرد هم آورد و متأسفانه تعدادی از افرادی که در گذشته صبغهٔ اصلاح‌طلبی یا حتی ملّی - مذهبی داشتند با این گروه‌ها همنوایی کرده که در جُستاری جداگانه باید علل و دلایلِ چنین امری مورد بررسی قرار گیرد، شاید یکی از دلایل این همنوایی این باشد که در دورهٔ جنگ از سوی دونالد ترامپ و بعضی از رسانه‌های اسرائیلی فاش شد که سناریوی ناکامی برای ورود "گروه‌های مسلح کُردستانی" برای ورود به ایران طراحی شده بود و این سناریو احتمال دارد گروه‌های اپوزسیون عمدتاً چپ و مقیم در اروپا را در این رؤیا برده باشد که "سازمان‌های مسلّح کردستانی یا بلوچستان" مورد توجه طرف‌های خارجی هستند و شاید هم در داخل اقبالی به انها وجود داشته باشد و به فکر همنوایی با این سازمانهای مسلح افتاده‌اند.

در روزهای اخیر هم کنفرانسی با عنوان "بحران حقوق بشر در ایران: از اصول مشترک تا اقدام مشترک" در نروژ برپا شد که از جمله این رویکردها و اتفاقات اخیر است که البته بیشتر شرکت‌کنندگان این نوع برنامه‌ها از نیروهای چپ و کمونیست سابق بوده و البته بخشی از آنان نیز یا در حال حاضر مسلّح هستند یا اینکه در سابقهٔ فعالیت‌شان جنگ چریکی و اقدمات نظامی ثبت شده است.

بنا بر اخبار انتشار یافته در نشست اسلو بیش از ۱۵ سازمانِ ریز و کوچک تا سازمان‌های تجزیه‌طلب و مسلح شرکت داشتند و دربارهٔ "امکان همکاری و اقدام مشترک در زمینهٔ حقوق بشر" گفتگو کردند و در نهایت نمایندگان سازمان‌های شرکت‌کننده در این نشست در مراسمی عمومی "اصول حداقلی حقوق بشر" را امضا کردند و بر ایجاد سازوکارهایی برای واکنش سریع‌تر و مؤثرتر به موارد جدی نقض حقوق بشر در نقاط مختلف ایران تأکید کردند. یکی از شرکت‌کنندگان این نشست که از مارکسیست‌های باسابقه ایرانی مستقر در خارج از کشور است در این نشست گفت "نیروها و سازمان.هایی که با سلبِ حقِّ حیات مخالف‌اند، باید بتوانند با وجود اختلافات سیاسی خود در این زمینه، اقدام مشترک انجام دهند. "یکی از اعضای گروه‌های مسلح که شعبهٔ ایرانی سازمان پ.ک.ک است در این نشست گفت: حقوق بشر نباید صرفاً تعهدی برای حکومت آینده تلقی شود، بلکه باید معیار رفتار گروه‌های سیاسی در زمان حاضر و یکی از پایه‌های ساختِ آیندهٔ ایران باشد." وی افزود "اگر فقط از حقوق کسانی دفاع کنیم که شبیه ما فکر می‌کنند، هنوز از حقوق بشر دفاع نکرده‌ایم، بلکه از گروه خودمان دفاع کرده‌ایم". جالب است که این سازمان در همین روزهای کنفرانس در حال ترور تعدادی از شهروندانِ کُرد ایرانی غیر نظامی بود که با سازمان‌های مسلح همراه نبوده‌اند. این در حالی است که این دست از سازمان‌ها همواره رویکردهای حکومت در مقابل با دگراندیشان را نفی می‌کنند.

این نخستین باری نیست که سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی مستقر در خارج از کشور بر حقوق بشر و حقِّ اساسی حیات تأکید می‌کنند و بر مبنای آن به نقد و رد رویکردهای جاری توسط سیستم سیاسی مستقر می‌پردازند بلکه این دست سازمان‌ها در دههٔ گذشته همواره بر حقوق بشر پرداخته و رویهٔ خود را در راستای تعمیق ارزش‌های مرتبط با حقوق بشر ارزیابی کرده‌اند. البته در این برنامه‌ها کارنامه حقوق بشری گذشتۀ این دست از سازمان‌ها به ویژه سازمان‌هایی که سابقهٔ فعالیت مسلحانه دارند، هیچگاه مورد بررسی و ارزیابی قرار نگرفته است.

گفته شد که تعدادی از این سازمان‌ها امروزه مسلح هستند و برخی از این سازمان‌ها نیز پیش‌تر مسلح بوده و اقدامات مسلحانهٔ زیادی را در کارنامهٔ خود ثبت کرده‌اند. در این دست از اقدمات مسلحانه هم لزوماً نیروهای مسلح دولتی مورد هدف قرار نگرفته و گاه افراد غیرنظامی هدف قرار گرفته‌اند. ضمن آنکه گاه برخی از این سازمان‌ها در کارنامهٔ خود سابقهٔ برگزاری دادگاه صحرایی برای محاکمهٔ اسرای نظامی و غیرنظامی ثبت کرده و به سرعت اُسرای خود را در دادگاه صحرایی به اعدام محکوم و اسیر مربوطه را اعدام کرده‌اند. این رویه دربارهٔ این دست از سازمان‌های مسلح در گذشته هیچ‌گاه از منظر حقوق بشر مورد نقادی قرار نگرفته و آمران و عاملان آن مورد بازخواست قرار نگرفته‌اند و حتی تاکنون آماری از کیف و کم چنین اقدماتی توسط آنان منتشر نشده است. اما نکتهٔ جالب و تکان‌دهندهٔ موضوع این است که در شرایط موجود اصرار بر استمرار روش‌های پیشین و کُشتن غیر و حذف مسلحانه و ترور مخالفان، بدون هیچگونه دادرسی عادلانه و حق دفاع و وکیل و وجود هیئت منصفه که در تعارض با ادعاها و امضاهای سازمانی است، البته نه تنها توسط سازمان‌های مسلح نفی یا محکوم نشده است بلکه همچنان این رویه استمرار دارد. به سخن دیگر همزمان با برگزاری نشست سازمان‌های مسلح و غیر مسلح با عنوان "حقوق بشر" تعدادی از شهروندان ایرانی در غرب یا شرق کشور ترور می‌شوند و صدایی از این دسته از مدافعان حقوق بشر بلند نمی‌شود. اگر اعدام مخالف سیاسی ناپسند است که هست و نباید برای کسانی با عقاید سیاسی مخالف مجازات اعدام صورت گیرد و اگر نقض حق حیات و سلب حیات هم نافی حقوق بشر است، آیا کُشتن مخالفان با هر مرامی نفی صریح حقوق بشر و نقض آشکار بیانیه‌ای نیست که هنوز جوهر امضاهای آن خشک نشده است؟

رابطهٔ بین حقوق بشر و سیاست عدم خشونت و کنش‌های خشونت پرهیز و حتی جنبش خشونت پرهیز، یک رابطهٔ بنیادین، متقابل و تکمیلی است؛ به‌طوری‌که این مفاهیم هم در مبانی نظری و هم در مقام عمل به یکدیگر گره خورده‌اند، و نمی‌توان به حقوق بشر اعتقاد داشت ولی در عین حال در حوزهٔ عمل سیاسی، خشونت را ترویج کرد و در عمل پذیرفت؛ چرا که حقوق بشر و سیاست عدم خشونت به لحاظ بنیادین در دو هدف تلاش برای تحقق کرامت انسانی و تحقق حق حیات پیوند ناگسستنی دارند. حقوق بشر بدون کُنش خشونت‌پرهیز اغلب به شعارهایی روی کاغذ تقلیل می‌یابد، و مبارزات مدنی بدون راهبرد عدم خشونت در خطر انحراف و نقض همان حقوقی قرار می‌گیرند که مدعای تحقق آن طرح شده است. سیاست عدم خشونت چشم‌انداز و فلسفهٔ اخلاقی است و نقشهٔ راهی برای نفی ابزاری دیدن انسان‌ها و جلوگیری از بازتولید ظلم و نفی سلب حیات را فراهم می‌کند. اما در تعارض و پارادوکسی اشکار همزمان هم به حق حیات بشر تأکید می‌شود هم حق حیات تعدادی از شهروندان ایرانی در همان روزها سلب می‌شود؟ ایا این تعارض مورد نقادی قرار گرفته است؟

در یکی از بیانیه‌های مربوط به کُشتن یکی از شهروندان ایرانی توسط سازمانِ ترور کننده با اشاره به نام فرد ترور شده می.خوانیم."با اقدامات خائنانهٔ خود در برابر ارزش‌های ملت ایستاده بود، هر چند در گذشته نیز هشدار‌های لازم را به او داده بودیم، اما او از اقدمات پلید خود دست بر نداشت." در اطلاعیهٔ دیگری از این سازمان‌های مسلح دربارهٔ ترور و کُشتن شهروند دیگری که این روزها ترور شده است می‌خوانیم " بار دیگر تکرار می‌کنیم ... هرگز خیانت‌هایشان را فراموش نخواهیم کرد و در زمان مناسب بالای سرشان حاضر خواهیم شد تا آن‌ها را مجازات کرده..."

اری؛ مگر در ایران با چنین عجایبی روبرو شویم. بیانیه‌ای امضا و بر رعایت حقوق بشر و حق حیات تاکید شود و همزمان با کشتن مخالف بدون هیچ‌گونه دادرسی عادلانه‌ای ترور را موجه قلمداد کرد. این سازمان‌خا باید پاسخ دهند که با این راهبرد و رویه چه نیازی به امضا کردن بیانیه "اصول حداقلی حقوق بشری" است؟ وقتی قرار است درب بر همان پاشنهٔ سابق بچرخد و همچنان ترور و کشتن مخالفین بی‌حقِّ دفاع از خود، رویه سازمان باشد چه نیازی به بازی با مفاهیم و الفاظ است؟ با صداقت و صراحت بگویید ما همچنان کُشتن مخالف را بخشی از فعالیت‌های خود برای رسیدن به هدف می.دانیم! چرا در سایهٔ حقوق بشر به کشتن مخالف دست می‌زنید؟

این تجربه البته نشانگر توجه به موضوع با اهمیت دیگری است. مسلح بودن هر سازمانی با هر عنوانی جدا از آسیب‌های فراوان معمولاً به کشتن و ترور مخالف و دگراندیش با سلاح سازمانی منجر می‌شود. ایا از این تجربهٔ چند دهه‌ای در ایران درس لازم گرفته نشده است؟



🔴 پی‌نوشت:

خلاصه شده‌تر این یادداشت در «رسانهٔ شرق» نیز منتشر شده بود.



@IranDel_Channel


💢

Report Page