ايراندل | IranDel
@IranDel_Channel
🔴 وضعیتِ ارتشِ ایران تا پیش از آغاز جنگِ تحمیلی ۸ ساله
✍️ احسان هوشمند
این روزهای چهل و ششمین سالگرد آغاز حملهٔ همهجانبهٔ ارتش عراق به مام میهنِ عزیزمان ایران است.در چنین روزهایی ارتش عراق پس از چند ماه تنش و کشمکش مرزی و تعرّض به برخی از مناطق مرزی به صورت رسمی وارد جنگ تمام عیار با ایران شد و به این ترتیب جنگ تحمیل شده به ملت ایران، آغاز و تا هشت سال استمرار داشت. جنگ تلفات انسانی فراوانی بر جای گذارد و موجب شهادت دهها هزار نفر از هموطنان نظامی و غیر نظامی و زخمی شدن شمار بسیار بیشتری شد. خسارات اقتصادی زیادی هم به ایران وارد شد. البته جنگ موجب وارد شدن خسارات انسانی قابل توجه انسانی و اقتصادی به طرف عراقی هم شد. جنگ عراق علیه ایران "طولانیترین جنگ متعارف قرن بیستم" به شمار میآید که حدود نیم میلیون نفر قربانی مستقیم و بیش از یک میلیون نفر زخمی و هزاران نفر آواره بر جای گذارد. در این جنگ دولت عراق علیه ایرانیان از سلاحهای ممنوعهٔ شیمیایی و میکروبی استفاده کرد و حتی مناطق غیرنظامی از جمله شهر سردشت و مناطقی از بانه و مریوان و زرده کرمانشاهان را با سلاح شیمیایی هدف قرار داد.
تاکنون دربارهٔ جنگ هشت ساله اسناد تاریخی زیادی منتشر شده و اسناد زیادی هم تاکنون منتشر نشده است. مباحث قابل توجهی هم دربارهٔ جنگ عراق علیه ایران نیازمند بررسیهای جامع و چند وجهی بیشتری است. در همین زمینه بازبینی روند رویدادهای تاریخی میتواند به درک بهتری از شرایط ایران در زمان آغاز جنگ منجر شود.
پس از قرارداد ۱۹۷۵ یا پیمان الجزایر میان ایران و عراق و برگشتِ آرامش نسبی به مناسبات میان ایران و عراق، دولت عراق خود را در این پیمان، طرف مغموم و زیاندیده میدید و با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، صدام حسین در پی زدودنِ اثار این پیمان برآمد. در آن سو هم، دولت جدید بر آمده از انقلاب ۵۷ به نخستوزیری مهندس مهدی بازرگان درگیر شرایط حاد و در هم ریختگی اوضاع کشور بود. با وقوع انقلاب شرایط برای نیروهای مسلح وقت ایران یعنی ارتش و ژاندرمری با ابهام روبرو شده بود. از سویی اولین دادگاه انقلاب برای محاکمهٔ ۱۹ نفر از سران ارتش در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ آغاز و کلیهٔ این فرماندهان پس از جلسهٔ کوتاه محاکمه، به اعدام محکوم و حکم تعدادی از آنان در حدود نیمهشب همانروز در پشتبامِ مدرسهٔ رفاه اجرا شد. موج بازداشت، برکناری و اخراج یا بازنشستگی اُمرای ارتش در همان روزهای پس از انقلاب شدت گرفت و تا روز اول اسفندماه ۱۳۵۷ یعنی کمتر از هشت روز پس از استقرار دولت بازرگان، حدود ۱۶۰ نفر از فرماندهان و افسران ارشد ارتش در نیروهای هوایی، دریایی و زمینی بازنشسته و یا برکنار شدند و کلیه فرماندهای ژاندرمری هم برکنار شدند. شورای انقلاب هم در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ کلیهٔ افسران ارتش و ژاندرمری از سرتیپ به بالا را بازنشسته کرد و در چهارم اسفندماه ۱۳۵۷ اعلام شد که از ۲۲ بهمن تا این ۴ اسفند ۹۰۰ نفر از "افراد لشکری و کشوری نظام گذشته بازداشت شدهاند". در این شرایط از مجموع نیروهای سیاسی و احزاب و سازمانها یا رسانهها و افراد قدرتمندِ مسئول، کمتر کسی را میشد یافت که دربارهٔ پیامدهای منفی این تندروی، اعتراض یا انتقاد کند و شرایط حساس کشور و احتمال تجاوز عراق را مطرح کند و انذار دهد که تضعیفِ توانِ ارتش و حذف فرماندهان ارتش نه درست است و نه به صلاح کشور! مگر سرهنگ نصرالله توکلی نیشابوری نخستین رئیس ستاد ارتش پس از انقلاب که دربارهٔ روند اعدامها و حذف نیروهای ارتش هشدار داد و به سرعت توسط افراطیها و سازمان مجادهین خلق و فدائیان خلق مورد حمله قرار گرفت و در همان روزهای نخست خدمت در اواخر اسفندماه از سمت خود استعفا داد.
در این روزها همزمان یگانهای ارتش به صورت "غیرمنصفانه و هدفمند" مورد "هدف تبلیغات تضعیف کننده و اهانتآمیز "بسیاری از گروههای سیاسی و از جمله سازمانهای مسلّحی چون مجاهدین و سازمان فداییان خلق قرار داشتند. سازمان چریکهای فدایی خلق حتی پا را فراتر گذاشته و خواهان این بود که "کلیهٔ فرماندهانِ سابق ارتش باید در دادگاه خلق محاکمه شوند". همچنین در همان روزهای نخست پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سازمانهای اطلاعاتی "ارتش، ژاندرمری و شهربانی" منحل و پروندهٔ کارکنان نیروهای مسلح در اختیار نیروهایی که خود را انقلابی مینامیدند قرار گرفت. در میان این کارکنان "افرادی از گروههایی فدائیان خلق، مجاهدین خلق و تودهای"ها هم حضور داشتند و همه این گروهها یکصدا شعار انحلال ارتش را اشاعه میدادند. حملات به پادگانها و یگانهای ارتش و ژاندرمری توسط احزاب تجزیهطلب و چپ چون حزب دمکرات و دیگر گروههای مارکسیست هم موجب تشدید فشار به ارتش شده بود. پادگان مهاباد در یکم اسفند ۱۳۵۷ خلع سلاح و غارت شد. پادگان سقز مورد هجوم قرار گرفت. چند پایگاه مرزی هم مورد حمله قرار گرفت و پادگان لشکر ۲۸ کردستان در سنندج هم مورد هجوم گروههای مارکسیست قرار گرفت. افرون بر این تحولات سلباختیار از فرماندهان ارتش و در هم شکسته شدن سلسله مراتب در ارتش موجب "بیمظمی و بیانضباطی و انجام عمل خودسرانه و هرج و مرج فراگیر" در یگان.های ارتش شده بود. از همین روزها تا آغاز حملات عراق به ایران و شروع جنگ تحمیلی در ستاد مشترک ارتش،" کمیته نظامی انتصابات تشکیل و گزینش فرماندهان بیشتر براساس اعتقادات دینی و پایبندی آنها به انقلاب بود و به سایر ضوابط و معیارهای لازم در زمینهٔ رسته، درجه، سنوات خدمتی، دورههای اموزشی، تخصصی و تجارب" کمتر مورد توجه میشد و به تدریج "دخالت مقامات غیرمسئول کشوری در امور نظامی یگانها" هم به مشکلات افزود. در اکثر یگانهای ارتش هم در ردهٔ گردان به بالا شورایی به نام شورای اسلامی شکل گرفت". اعضای این شورای هم از درجات پایین (درجهداران و افسران تا سروانی) بود. انتخاب فرمانده هم توسط این شورا انجام و معرفی میشد. تعداد نیروهای یگانهای ارتش هم نسبت به سال پیش از انقلاب تقریباً به نصف رسیده بود. در همین روزهای ابتدایی پس از انقلاب چند تصمیم حساس هم اتخاذ شد. "کاهش خدمت سربازی به یک سال، آزادی نقل و انتقالات کارکنان سازمانی ارتش و لغو قراردادهای نظامی" و البته لغو قراردادهای نظامی از جمله خرید جنگندههای اف۱۶ و اف۱۴ هم بر پیچیدگی این وضعیت افزود. همه این شرایط منجر به بروز "هرج و مرج" و بینظمی مفرط در ساختار ارتش و کاهش توان دفاعی کشور شده بود. این در حالی بود که ارتش عراق در این دوره در حال تقویت توان رزم و افزایش قدرت ماشین جنگی خود بود. در این شرایط گزارشهایی هم به تهران میرسید که عراق در حال تقویت توان نظامی و احتمال حملهٔ ارتش این کشور به ایران وجود دارد. در گفتگوی نگارندهٔ این یادداشت با دکتر ابراهیم یزدی، معاون نخستوزیر در دولت موقت در این روزها (پیش از انتقال وی به وزارت امورخارجه به جانشینی دکتر کریم سنجابی) به صراحت تأکید کرد که بخش خارجی سازمان امنیت کشور یا ساواک پس از انقلاب منحل نشده بود و این بخش در عراق چند صد جاسوس داشت که در هفتهٔ نخست پس از انقلاب دچار سردرگمی در تماس با رابطان ایرانی شده و سپس با بخشی از این بدنه جاسوسی ارتباط برقرار شده بود. بنا بر اظهارات دکتر یزدی این نیروها اطلاعات بسیار دقیقی از نقل و انتقال نیروهای عراقی و تقویت توان نظامی این ارتش برای ایران ارسال می کردند. اما اشفتگی اوضاع کشور هم موجب شده بود تا در میان انبوه مسائل کشورِ تازه انقلاب کرده، نتوان برای این مسائل تدبیری دقیق و کارشناسی شده اندیشید.
همزمان با این وضعیت تشنج رسانهای هم بر مسائل میان ایران و عراق افزوده بود و دولت عراق نیز با نگرانی نسبت به سرایتِ گفتار انقلابی از ایران به عراق و به اصطلاح صدور انقلاب به عراق بر شدت عمل خود افزوده و در همین دوره بود که محمدباقر صدر فقیه مشهور شیعه عراقی به همراه خواهرش بنتالهدی صدر در عراق اعدام و این اقدام موجب تشدید تنشهای سیاسی و رسانهای میان ایران و عراق شد. در این اوضاع و احوال برخی گزارشها حاکی از احتمال حملهٔ ارتش عراق به ایران بود. ریاست ستاد ارتش از نیروی زمینی درخواست ارائهٔ طرحی دربارهٔ احتمال وقوع جنگ را به نیروی زمینی ارتش ابلاغ کرده بود و نیروی زمینی نیز در فروردین ماه ۱۳۵۹ برآوردی تهیه با عنوان "برآورد وضعیت دربارهٔ احتمال وقوع جنگ بینِ ایران و عراق و راه کارهایی برای دفاع از تمامیت ارضی ایران در مقابله با حملهٔ احتمالی عراق" به مسئولین ارائه کرده بود. البته رئیسجمهور ابوالحسن بنیصدر پس از ملاحظه این طرح گفت: "نظامیها جریان را خیلی جدی میگیرند، حکومت عراق جرأت آن را ندارد که به ایران حمله کند" علیرغم این موضع بنیصدر در خرداد ۱۳۵۹ سرتیپ فلاحی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش طرح دفاعی ابوذر را به یگانها ابلاغ کرد تا آمادگی کشور برای حملهٔ احتمالی عراق تقویت شود. هر چند همهٔ این مقدمات و پیشبینی منجر به تجدید نظر در سازماندهی ارتش برای تقویت توان رزم و آمادگی دربارهٔ حملهٔ احتمالی عراق نشد و عملاً ارتش از نظر تجهیزات و نیروی رزم و آموزش و نظم و انضباط سازمانی آمادهٔ تام و تمام برای دفاع از کشور نبود این در حالی بود که هر روز بر دامنهٔ بندپروازی برخی نیروهای سیاسی در کشور افزوده میشد که با طرح برخی شعارها بر وخامت اوضاع میفزودند.
۳۱ شهریورماه ۱۳۵۹ ارتش عراق رسماً جنگ و حملات خود را علیه ایران آغاز کرد اما علیرغم تمام این کاستیها و مشکلات نیروهای مسلح از کشور دفاع و قهرمانه در راه دفع تجاوز جنگیدند و دهها هزار نفر در این دفاع ملّی جان خود را قربانی ایران و ملت ایران کردند. اما موضوع جنگ هشت ساله همچنان نیازمند مطالعات بیشتری است. آیا وقوع جنگ با عراق اجتناب ناپذیر بود؟ آیا استمرار جنگ در دورهای هشت ساله هم ضروری بود؟ آیا پس از جنگ به درستی از منافع ملت ایران برای دریافت غرامت از متجاوز دفاع شد؟ همه این موضوعات و موضوعات مشابه از جمله مباحثی است که نیازمند بررسی بیشتری است.
🔴 پینوشت:
پیشتر این یادداشت به صورت خلاصهتر در «رسانهٔ شرق» نیز منتشر شده بود.
💢