ایران‌دل | IranDel

ایران‌دل | IranDel

IranDel

‌‌‌‌

🔴 «مسیرِ ترامپ» از استان سیونیکِ ارمنستان



🔴 از زنگه‌زور تا کانالِ ترامپ


(یادداشت نخست)


✍️ محمدعلی بهمنی قاجار


در مسئلهٔ زنگه‌زور، مطلوبِ ترکیه و «[جمهوری] آذربایجان»، سلبِ حاکمیتِ ارمنستان بر منطقهٔ حدفاصلِ نخجوان و خاکِ اصلی «جمهوری آذربایجان» یا حداقل ایجاد یک جادهٔ کریدوری باز با حاکمیّتِ «جمهوری آذربایجان» بود. اما مطلوبِ ایران و ارمنستان، بی‌تردید عدم هرگونه تغییر در وضعیتِ منطقه بود. به نظر می‌رسد آنچه که با ابتکار ترامپ انجام می‌گیرد، یک حدِّ وسطی بین مطلوبِ دوطرف است. حاکمیت و تمامیّتِ ارضی ارمنستان فعلاً تغییری نمی‌کند، جاده‌ای خاک اصلیِ «[جمهوری] آذربایجان» را به نخجوان وصل می‌کند، این جاده هم جزئی از حاکمیت و خاکِ ارمنستان خواهد بود، اما در مدیریت ارمنستان نبوده و مدیریت آن، برای مدتی طولانی به آمریکا واگذار می‌شود. تا همین‌جا زیان‌های ایران، بسیار است. ترکیه و باکو به هم متصل می‌گردند و موقعیتِ انحصاری ایران برای اتصال باکو و نخجوان از میان می‌رود، اما اگر رابطهٔ ایران و آمریکا خصمانه نباشد، ارتباط ایران با ارمنستان و اروپا قطع نمی‌شود. ایران باید در ساختِ جاده، مشارکت داشته باشد و چهارراهی در وسط جاده، ایجاد گردد تا راه ایران به ایروان هم قطع نشود. الان و به طور خاص در مورد همین مصداقِ مرز ایران و ارمنستان،  تنها راهی که منافع ایران و اتصال ایران به قفقاز را حفظ می‌کند، رابطهٔ دوستانه ایران با آمریکا و غرب است نه روسیه و نه چین و نه سیاستِ اتمی شدنِ مورد علاقهٔ برخی تحلیل‌گران، هیچ‌کدام نمی‌تواند در شرایط فعلی کارساز باشد. اما مدیریتِ تنش، میان ایران و آمریکا و تنش‌زدایی میان طرفین، می‌تواند در بازی دادنِ ایران در کانالِ ترامپ مؤثر باشد. در جهانی که کریدورها از اهمیت به سزایی برخوردار است، ایران نباید اجازه بدهد که همه مسیرها با حذف ایران شکل بگیرد. ایران، چهارراه و شاه‌راه اتصالاتِ جهان و گذرگاه طبیعی است که چین و شبه‌قارهٔ هند و آسیای مرکزی را به خلیج فارس و قفقاز و خاورمیانهٔ عربی و اروپا وصل می‌کند. اکثر کانال‌هایی که مقدماتِ پی‌ریزی آنان در حال انجام است، بر پایهٔ حذفِ ایران هستند. چنین وضعیتی اگر عملی شده و تثبیت گردد، زیان‌های جبران ناپذیری برای ایران خواهد داشت. باز تنها راهکار برای جلوگیری از چنین وضعیتی، بازنگری کلی در سیاست خارجی ایران است. هر روز تأخیر در چنین تغییر اساسی، منافع ملّی و حیاتی ایران و در نهایت تمامیتِ ارضی و حاکمیّتِ ملّی و استقلال ایران را در معرض خطر قرار خواهد داد‌.


______


🔴 سیاستِ ملّی صحیح، دربارهٔ «مسیرِ ترامپ»


(یادداشتِ دوم)


✍️ محمدعلی بهمنی قاجار


نخست این‌که از عبارتِ جعلی و باکوپسندِ «کریدور زنگه‌زور» استفاده نکنیم؛ نام آن فعلاً «مسیرِ ترامپ» است؛ می‌توانیم آن را جادهٔ ارمنی اتصالی هم بدانیم.


اما از عنوان که بگذریم، دو رویکرد بسیار اشتباه از دیروز در مواضعِ دولت‌مردانِ ایرانی، نسبت به‌ مسئلهٔ جادهٔ اتصالِ ارمنیِ باکو به نخجوان وجود داشته [است]. هر دو رويکرد باید کنار گذاشته شود و رويکردِ سومی بر اساس منافع ملّی ایران اتخاذ گردد.


رويکرد اوّل: تداومِ شعارها و تهدیداتِ توخالی


‏این رويکرد فقط به کنار گذاشتن بیشتر ایران از معادلاتِ قفقاز می‌انجامد و در عمل خدمتی به ترکیه و «جمهوری آذربایجان» است.


رویکرد دوم: بی‌تفاوتی و کوچک‌نمایی


اما رويکرد دوم که از طرفِ دولتِ پزشکیان اتخاذ می‌شود، نادیده گرفتنِ اهمیتِ موضوع است؛ این هم مانند رويکرد اول خطاست.


حقیقت این است که «مسیرِ ترامپ» به زیانِ ایران است، اما به مراتب از «کریدورِ زنگه‌زوری» که باکو و آنکارا در پی آن بودند و مسکو هم با آن موافقت می‌کرد، بهتر است. کافی‌ست به سخنان سال گذشتهٔ [سرگی] لاوروف توجه کنیم. لاوروف (وزیر خارجه روسیه) سال گذشته در ضمن سفرِ پوتین به باکو، دربارهٔ ضرورت ایجاد زنگه‌زور گفت:

«ما طرفدار انعقاد سریع یک معاهدهٔ صلح، میانِ باکو و ایروان و رفعِ انسدادِ ارتباطات هستیم. متأسفانه، با توجه به جلوگیری از ارتباطات از منطقهٔ سیونیک، ارمنستان در حال نقضِ توافق نامه‌ای است که توسط پاشینیان امضا شده و درکِ چنین رویکردی دشوار است.»


روسیه و ترکیه و «جمهوری آذربایجان»، بر ارمنستان برای ایجاد یک کریدور ارتباطی فشار وارد گرده بودند. خود نفسِ ایجاد جادهٔ ارتباطی هم برای ارمنستان، بد و منفی نیست، اما آن چه باکو می‌خواست، حاکمیت بر این کریدور بود که مغایر با تمامیتِ ارضی ارمنستان بود و به درستی خطِّ قرمزِ ایران هم بود‌.


با بیانیهٔ صادرهٔ فعلی،  حاکمیت ملی و تمامیتِ ارضی ارمنستان حفظ می‌شود و این به معنای ماندگاری  مرز ایران با ارمنستان و حفظ ارتباط ایران با اروپا هم خواهد بود. این یعنی بسیاری از تهدیداتِ «کریدور زنگه‌زور» رفع شده است. اما این بدین معنی نیست که «مسیر ترامپ» هم بی‌خطر باشد.‏ مدیریتِ آمریکایی بر این مسیر می‌تواند در ارتباطات و تجارتِ ایران با ارمنستان و در نتیجه با اروپا،  ایجاد مانع کند.


راه حل چیست؟


با همکاری ارمنستان، «مسیرِ ترامپ» را از کلیه اختلافات و تنش‌های ایران و آمریکا مستثنی کنیم و آمریکا هم بپذیرد که این جاده و سیاستش در ارمنستان را از اختلافاتش با ایران، مستثنی سازد. نمونهٔ مشابه قبلی همکاری ایران و آمریکا در افغانستانِ پساطالبان، ضمن حفظ اختلافاتشان بود. الان هم ایران و آمریکا می‌توانند و باید که ارمنستان را به عنوان زمینِ همکاری با هم ببینند و نه تقابل.

ارمنستان باید چنین خواسته‌ای را به طور جدی از آمریکا مطالبه کند؛ چرا که عدم تحقق این موضوع برای ارمنستان بسیار بیشتر از ایران خطرناک خواهد بود.


گام بعدی برای مدیریت تهدیدِ «مسیرِ ترامپ» و تبدیل آن به فرصت، همکاری ایران در ایجاد این مسیر است.


قدم بعدی خودداری از تصویبِ کنوانسیون رژیم حقوقی خزر و احیا مخالفت ایران با انتقال انرژی از دریای خزر است. چنین مخالفتی اهمیتِ «مسیر ترامپ» در دور زدن نقش ایران در انتقالِ انرژی را خنثی می‌سازد.


خلاصه کلام این که باید با تدبیر، خطرات و تهدیداتِ «مییر ترامپ» را مدیریت کرد؛ نه شعارزدگی و تهدیداتِ توخالی و نه بی‌تفاوتی و بی‌عملی و انکار خطر و تهدید؛ هیچ کدام راهگشا نخواهد بود.


🔴 پی‌نوشتِ درگاه تلگرامی «ایران‌دل»:

۱) در متن برای برای وفاداری به متن اصلی نویسنده، تسامحاً نامِ «جمهوری آذربایجان» آورده شده است؛ والّا خطّهٔ تاریخی آذربایجان، جنوب رود ارس، تقریباً شاملِ سه استانِ آذربایجان غربی، آذربابجان شرقی و اردبیلِ کشورِ ایران است. نامِ تاریخیِ سرزمینِ پیشتر ایرانیِ شمالِ رود ارس و غربِ دریای کاسپی، «اران و شروان» است و امروزه نیز با لفظ «جمهوری باکو» معرفی می‌شود.


۲) بازنشر یادداشتی از یک نویسنده، به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن و تأیید تمام مواضع نویسندهٔ یادداشت نیست.



https://t.me/IranDel_Channel


💢

Report Page