ایران‌دل | IranDel

ایران‌دل | IranDel

IranDel

🔴 ردیه بر نقد «فاشیسم یا لیبرالیسم، مسئله این است»


[ ردیه‌ای بر مطلب فرامرز تقی‌لو ]


✍️ ایران آذری‌مهر


نقدِ فرامرز تقی‌لو بر سخنان موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان ایرانی در مورد سازگاری ایران‌شهری و لیبرالیسم، با این فرض که نویسنده، خود تعریف دقیقی از «ایران‌شهر» در ذهن ندارد و آن را صرفاً در چارچوب یک ایدئولوژی نژادی و فاشیستی تقلیل داده، قابل تأمل است. به نظر می‌رسد که این نقد، بیش از آنکه به تحلیل عمیق مفهوم ایران‌شهر بپردازد، بر پیش‌داوری‌های خاصی استوار است و به جای بررسی ابعاد پیچیده و گاه متناقض این ایده، آن را در قالبی ساده و یک‌بعدی از «فاشیسم نژادپرستانه» جای می‌دهد.


● تقلیل مفهوم ایران‌شهر به ناسیونالیسم نژادی


یکی از نقاط ضعف اصلی نقد تقی‌لو، تقلیل دادن مفهوم ایران‌شهر به صرف ناسیونالیسم نژادی تبارگرایانه است. در حالی که ایران‌شهر به عنوان یک مفهوم تاریخی و فرهنگی، ریشه‌های بسیار عمیق‌تری در تمدن ایران دارد که فراتر از قرن بیستم و جریانات فاشیستی اروپایی است. ایران‌شهر ایده‌ای است که به مفهوم سرزمین، تمدن و یکپارچگی فرهنگی ایران می‌پردازد، و نه صرفاً به برتری نژادی یا تباری خاص. منتقد با تمرکز صرف بر جنبه‌هایی که به زعم او با فاشیسم همخوانی دارند، از جنبه‌های دیگر این مفهوم، از جمله تأکید بر داد، شهریاری نیک، نظم اجتماعی و میراث فرهنگی مشترک که از دوران باستان در این اندیشه وجود داشته، غفلت کرده است.


● نادیده گرفتن تاریخ و تکامل مفهوم ایران‌شهر


نویسنده نقد، ایران‌شهر را «یک ایدئولوژی قرن بیستمی و متأثر از تاثیرات فکری - سیاسی جریان عمومی فاشیسم اروپایی» معرفی می‌کند. این ادعا نشان‌دهندۀ عدم شناخت کافی از سیر تکامل و ریشه‌های تاریخی مفهوم ایران‌شهر است.

ایران‌شهر یک مفهوم باستانی است که از دوران ساسانیان و حتی پیش از آن در تفکر سیاسی و فرهنگی ایران وجود داشته و با مفاهیمی چون «ايران‌زمین» یا «سرزمینِ آریاییان» گره خورده است. این مفهوم در طول تاریخ دستخوش تغییرات و تفسیرهای گوناگون شده و نمی‌توان آن را صرفاً به یک جریان فکری مشخص در قرن بیستم محدود کرد. آیا این مفهوم هزاران ساله صرفاً یک «فاشیسم داعشی» است که «زنده یک تن نگذارد؟» این نوع قضاوت افراطی، بیش از آنکه تحلیل باشد، به تخریب می‌ماند.


● تفسیر نادرست از سازگاری ایران‌شهری با لیبرالیسم


ادعای موسی غنی‌نژاد مبنی بر سازگاری ایران‌شهری با لیبرالیسم، لزوماً به معنای یکسان بودن این دو مفهوم نیست. بلکه ممکن است به معنای عدم تضاد بنیادی و قابلیت همزیستی و تکمیل یکدیگر باشد. همانطور که میهن‌پرستیِ مدنی لزوماً یک ایدئولوژی فاشیستی نیست، ممکن است مفهوم ایران‌شهر نیز در تفسیری مدرن و لیبرال، بر هویت مشترک فرهنگی و تاریخی تأکید کند که با آزادی‌های فردی و برابری شهروندی در تضاد نباشد، بلکه بستری برای آن فراهم آورد. تأکید بر زبان فارسی یا میراث آریایی، در صورتی که به نفی حقوق دیگر اقوام و زبان‌ها منجر نشود، لزوماً به معنای فاشیسم نیست، بلکه می‌تواند بخشی از هویت ملی و فرهنگی باشد که در یک جامعه لیبرال نیز قابل احترام و حمایت است. نقد تقی‌لو، این امکان را در نظر نمی‌گیرد که بازتعریف و بازخوانی مفاهیم سنتی در چارچوب مدرن می‌تواند منجر به سازگاری‌های جدیدی شود.


● خطا در مغالطۀ «مردِ پوشالی»


به نظر می‌رسد نویسندۀ نقد، با ساختن یک «مردِ پوشالی» از ایران‌شهر (یعنی یک تعریف افراطی و منفی از آن)، سپس به راحتی آن را مورد حمله قرار می‌دهد. این مغالطه به منتقد اجازه می‌دهد که بدون درگیر شدن با پیچیدگی‌های مفهوم ایران‌شهر، آن را به فاشیسم تقلیل دهد و در نتیجه، هرگونه سازگاری آن با لیبرالیسم را نفی کند. این رویکرد، نه تنها به درک عمیق‌تر موضوع کمک نمی‌کند، بلکه مسیر هرگونه گفت‌وگوی سازنده را نیز مسدود می‌سازد.


در نهایت، نقد تقی‌لو، هرچند ظاهراً از آزادی و برابری دفاع می‌کند، اما با تقلیل‌گرایی و عدم شناخت کافی از مفهوم مورد نقد، خود به نوعی نگاه متعصبانه و یک‌سویه می‌گراید. برای نقد دقیق‌تر دیدگاه موسی غنی‌نژاد، لازم بود که نویسنده ابتدا درک جامع‌تری از مفهوم ایران‌شهر و ابعاد مختلف آن، به‌ویژه در بستر تاریخی و فرهنگی، داشته باشد، و سپس به بررسی سازگاری یا عدم سازگاری آن با اصول لیبرالیسم بپردازد.


البته این را هم باید اضافه کرد که: از هگل که ایران را اولین دولت تاریخ می‌خواند تا بنیانگذاران آمریکا و هانا آرنت در قرن بیستم به پیشینۀ ایران و فرهنگ آن از دیدگاه مثبت از منظر اندیشۀ سیاسی نگریسته‌اند.


اما دیگاه ایرانشهر با پیشینه‌ای درخشان به عنوان نظریه‌ای مدرن، هنوز نظریه‌پردازی نشده و در گام‌های ابتدایی است و این موضوع مورد توجه زنده یاد جواد طباطبایی هم هست.


هنوز نه اندیشمندی یا دانشگاهی پا نگرفته است تا گامی به پیش بردارد و مقدمات نظریه‌پردازی را به دست گیرد و مطرح کردن کلیات به جای انرژی نهادن برای فهم و تحقیق بیشتر به جز گزک به دستِ قوم‌گرایان و دیگر دشمنانِ ایران‌دادن نتیجه‌ای ندارد. و باعث سوء‌استفاده آنها می‌شود. خصوصاً بخاطر تعاریفی من در آوردی و دور از واقع، نظیر فاشیزم و نسبت دادن آن به اندیشۀ ایرانشهر و سپس کوبیدن آن - با توجه به تعاریف من درآوردی خود - خواهد بود.



https://t.me/IranDel_Channel


💢

Report Page