ایران‌دل | IranDel

ایران‌دل | IranDel

IranDel


🔴 در حاشیۀ اعدام عاملِ حمله به سفارتِ باکو


✍️ احسان هوشمند


سحرگاه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ خورشیدی حکم اعدام یاسین حسین‌زاده، عامل حملۀ مسلحانۀ هفتم بهمن ۱۴۰۱ خورشیدی به سفارتِ جمهوری باکو اجرا شد. سخنگوی وزارت امور خارجۀ باکو در‌این‌باره گزارش داد که روند اعدام توسط «دو کارمند سفارت ما و یک وکیل منصوب‌شده توسط "جمهوری آذربایجان" در طول محاکمه مشاهده شد».


پس از وقوع حادثه، اگر‌چه باکو این حمله را اقدامی تروریستی خواند، اما مسئولان سیاسی و قضائی کشور تأکید کردند‌ این فرد با انگیزۀ شخصی و خانوادگی به سفارتِ جمهوری باکو در تهران حمله کرده است. حملۀ مرگبار حسین‌زاده به سفارتِ باکو در تهران منجر به کشته‌شدن مسئولِ امنیتی سفارت و زخمی‌شدن دو نفر دیگر از کارکنان سفارت شد. به دنبال این رویداد، روابط تهران و باکو به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفت.


دو روز پس از حمله به سفارت باکو در تهران، این کشور اقدام به بستن سفارت خود در تهران کرد و کارکنان سفارت و خانواده‌هایشان تهران را ترک کردند. پس از اتمام دورۀ سفیر ایران در باکو، این کشور از پذیرفتنِ سفیر پیشنهادی سر باز زد و در نتیجه در ‌سال گذشته نیز سفارتِ ایران در باکو بدون حضور سفیر بود.


۱- عامل حمله به سفارتِ باکو در تهران به اشد مجازات رسید. تهران در این دورۀ سه‌ساله تلاش کرد‌ ثابت کند که حمله به سفارت سازمان‌یافته نبود و در نهایت هم حکم اعدامِ عاملِ حمله به سفارت اجرا شد و به این ترتیب، یکی از عواملِ ایجاد مسئله بین تهران و باکو،‌ بر‌طرف شد. دولت جمهوری باکو ضمن پیگیری اجرای حکم اعدام حسین‌زاده، اینک خرسندی خود را از اجرای این حکم اعلام کرده است.


۲- در دو سال و چند ماه گذشته، اطلاع‌رسانی شفاف، روشن، جامع و کاملی دربارۀ انگیزه‌های عامل حمله به سفارت باکو در تهران در اختیار افکار عمومی قرار داده نشد. اگر عاملِ حمله به سفارت مدعی بود ‌همسر وی در سفارت نگهداری می‌شد، آیا این موضوع صحت داشت یا خیر؟ اینکه همسر عاملِ حمله به سفارت بدون اجازۀ همسر از ایران خارج شده نیز مشخص نشد که درست است یا خیر؟ و اگر همسرِ نام‌برده، بدون مدارک قانونی از ایران خارج شده‌، آیا مشخص شد که نقش سفارتِ جمهوری باکو در خروج غیرقانونی او از ایران چه بوده است؟ ‌اگر سفارتِ باکو در تهران نقشی داشته آیا این اقدام غیر‌قانونی مورد اعتراض ایران قرار گرفته است یا خیر؟


همچنین برخی گزارش‌ها حاکی از سوابق قوم‌گرایی عامل حمله به سفارت و نیز وابستگان او است. برخی رسانه‌های خارجی مدعی هستند در نتیجۀ هک یکی از سایت‌های مراکز مهم دولتی ایران، به اسنادی دست یافته‌اند که نشان می‌دهد عامل حمله به سفارت پیش از این در باکو حضور داشته و دوره‌ای نیز در باکو به تحصیل اشتغال داشته‌ و در باکو با یکی از شهروندان این کشور ازدواج کرده است. بنا بر این گزارش، عامل حمله به سفارت در دورۀ حضور در این کشور با سرویس اطلاعاتی جمهوری باکو نیز در ارتباط بوده و پس از بازگشت به ایران نیز در همین زمینه مورد بازخواست قرار گرفته است. همچنین در ‌گزارش منتشرشده آمده است که همسر فراری حسین‌زاده در باکو دارای بستگانی در مشاغلِ حساس در دستگاه امنیتی‌ بوده است. اگر چنین گزارشی صحیح باشد، متأسفانه مسئولانِ ایرانی پرونده به‌صورت رسمی و شفاف اطلاعات زیادی دربارۀ انگیزه‌های عامل حمله به سفارت و ابعاد موضوع تاکنون منتشر نکرده‌اند.


۳- یکی از پرونده‌های حساسِ مرتبط با مناسبات ایران و جمهوری باکو در دو سال گذشته با اعدامِ عاملِ حمله به سفارتِ باکو به نتیجه رسید، اما همچنان موارد چالش‌برانگیز دیگری بر مناسبات دو کشور، سایه افکنده است. افزون بر ارتباط گستردۀ این کشور با تل‌آویو و حملات سازمان‌یافته رسانه‌های این کشور به ایران، همچنان ادعای نابخردانه علیه تمامیت ارضی ایران و محتوای الحاق‌گرایانه و ضدِّ ایرانی منابع آموزشی و درسی در دوره‌های مختلف آموزش و پرورش عمومی و آموزش‌ عالی این کشور که با بی‌تفاوتی نسبی مسئولان ایرانی روبه‌رو بوده، از‌جمله مسائلی است که در افکار عمومی ایرانیان با حساسیتِ فراوان مورد توجه قرار دارد. اگر طرف ایرانی با تاریخ چند‌هزار‌ساله و اسناد صریح و روشن مبنی بر تجزیۀ ایران در جریان جنگ‌های ایران و روس در قرن نوزدهم چنین می‌کرد، گفته می‌شد که کشور در پی رؤیای بازگشت به دورانِ باشکوه و تاریخی خود است، اما جعل تاریخ و تاریخ‌سازی توسط مسئولانِ کشوری که عمر ظهورشان در جغرافیای سیاسی جهان، تنها سه دهه است و اینکه چنین بی‌محابا در متونِ رسمی تاریخ‌سازی کنند و جعلیات تاریخی را به‌عنوان حقایقِ تاریخی به روح و روان نسل جدید منتقل کنند، خود پرسش مهمی است که به‌طور مستقل باید بررسی شود.


بااین‌حال، این‌که چرا دولت و مسئولان سیاست خارجی کشور در‌بارۀ این موضوعات و جعل تاریخ و نفرت‌پراکنی علیه ایران در منابع درسی و آموزشیِ جمهوری باکو تاکنون به‌صورت شفاف و علنی اعتراضی نکرده و در نتیجه چنین رویکردی در باکو استمرار داشته است، موضوع کم‌اهمیتی نیست که بر مناسبات دو کشور در آینده، بی‌اثر باشد. این زخم به‌سرعت نیازمند ترمیم است.


در اذهان گروهی از شهروندان ایرانی، این مسئله همچنان مایۀ شرمساری ملّی است که در باکو، سال‌ها‌ پیش با به تلویزیون کشاندن یک بانوی حامله، مدعی نقش سفیر پیشین ایران در این رویداد مشمئزکننده شدند و آبروریزی بزرگی در پی این رویداد بروز کرد. پرونده‌های دیگری نیز در‌این‌باره نیازمندِ رمزگشایی است. در این شرایط که زمینۀ حل‌وفصل برخی مسائل میان دو کشور فراهم شده، ضروری است وزارت امور خارجه با انتصاب سفیری لایق، با‌دانش، با‌تجربه و مستقل، پیگیر منافع ملّی باشد. هر نوع تردید در این زمینه و انتصاب سفیری باب میل کشور همسایه، می‌تواند مضار بسیاری برای منافع ملّی در پی داشته باشد. در آن شرایط، سفیر منصوب‌شده دیگر نه سفیر ایران، بلکه نمایندۀ آن کشور در قامتِ سفیرِ معرفی‌شده توسط وزارت امور خارجۀ ایران محسوب می‌شود.!




🔴 پی‌نوشت:

این یادداشت با اندکی تفاوت در «رسانۀ شرق» نیز منتشر شده است.



https://t.me/IranDel_Channel


💢

Report Page