ایران‌دل | IranDel

ایران‌دل | IranDel

IranDel

‌‌


🔴 بازی با آتشِ تجزیه، تفنّن نیست!


✍️ جواد رنجبر درخشی‌لر، دکترای علوم سیاسی


وحدتِ ملّی، اساس است. دولت و‌ سیاست در ایران جز بر پایۀ وحدتِ ملی، سامان نمی‌یابد. تردیدی نیست که جایگزینِ وحدت ملّی، جنگِ داخلی و فروپاشی است. بر این اساس پرسشی مهم که باید مطرح کرد این است: چرا وحدتِ ملی، اساسِ سیاستِ امروز قرار نمی‌گیرد؟

این پرسش اکنون به دلیل تحولاتِ ژرفِ منطقه‌ای و جهانی مهم‌تر است.

وحدتِ ملّی، همگرایی تمام ملّت بر مبنای فرهنگِ ایرانیِ صورت‌بندی شده در زبان پارسی است. وحدتِ ملّی مبنای توسعه و شکوفایی است و بی‌تردید، مخالف آن، افول و انحطاط است. بدیهی است که دشمنان ایران به همین دلیل با وحدتِ ملّی در ایران، سخت مخالف‌اند. در این گزاره دشمنان ایران به معنای عامِّ دشمنان از جمله اسراییل و باکو و رقبای جهانی و منطقه‌ای هستند. چون در امر ملّی، رقیب نیز دشمن است. دشمنان منطقه‌ای و جهانی، وحدتِ ملّی ایرانیان را به درستی عاملِ قدرتِ آن می‌دانند و بر اساس واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل به مقابله با آن برمی‌خیزند. در صد سال گذشته، روسیه و انگلیس و در پنجاه سال گذشته، اسراییل و در بیست سال گذشته، ترکیه و باکو‌ در تخریب وحدتِ ملی در ایران، گام‌هایی جدی برداشته‌اند. نمونه‌های فراوانی از تخریب وحدتِ ملّی در ایران وجود دارد از جمله: تحقیر زبانِ پارسی، تحقیر متن‌های کهن پارسی، شایعات بی‌اساس دربارۀ تبعیض‌های قومی، برجسته کردن لباس‌های قومی که نسبتی با تجدد ندارد و… و همه این‌ها در نظامی گفتاری با کلیدواژۀ «اقوام» پیش می‌رود. با این حساب چرا در داخل کشور وحدت ملی اساس سیاست و برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و اجتماعی قرار نمی‌گیرد؟ بدیهی است که وقتی دشمنان بر تخریبِ وحدتِ ملّی، اجماعی اهریمنی کرده‌اند، ما، ایرانیان، باید به وحدتِ ملّی بیشتر توجه کنیم، اما چرا نمی‌کنیم؟ چهار دلیل برای بی‌توجهی به وحدتِ ملّی وجود دارد:

۱- سیاستِ اشتباه: گاه تصور می‌شود تخریب یا نادیده گرفتنِ وحدتِ ملّی، روشی برای مقابله با بحران‌ها یا امکانی برای رشدِ بخش‌های مختلف کشور است. مثلاً بومی‌گزینی در استخدام‌ها و سربازی و دانشجویان، راه‌حل‌هایی برای برخی مشکلات جزیی بوده که البته [این] راه‌حل، تبعاتی کهکشانی‌تر از خودِ مشکل یافت. در برابر اپوزیسیونِ جمهوری اسلامی(*) نیز برخی سیاست‌های اشتباه به تخریبِ وحدتِ ملّی می‌انجامد. ایران در برابر اپوزیسیونِ خائن، تنها با وحدتِ ملّی، پیروز می‌شود و نه انفعال از نوع پذیرشِ مفاهیمِ خیانت‌بارِ آنها و تلاش برای همرنگی. سیاست‌های اشتباه در حوزۀ وحدتِ ملی همچون سیاست‌های اشتباه در دیگر حوزه‌ها نیست؛ اساسِ ایران را نابود می‌کند. بنابراین گام اول در تقویتِ وحدتِ ملّی کنار گذاشتن سیاست‌های اشتباه و خطرآفرین است. برای این کار مهم، خِردِ ایرانی در نهادهای تصمیم‌گیری باید متجلّی شود.

۲- نفوذ: بخشی از تخریب‌های وحدت ملّی از نفوذی‌هاست. من اطلاعاتی از نفوذی‌ها و چگونگی عمل آنها ندارم. بر اساس حدس‌ها هم نمی‌توان درست داوری کرد. ولی برخی کُنش‌ها را جز با اهدافِ نفوذی‌ها نمی‌توان توجیه کرد. تجزیه‌طلبان پیاده نظام و ستون پنجم دشمنان در داخلِ ایران هستند. مماشات با آنها دقیقاً مشابه مماشات با خائنان در زمانِ جنگ است. نفوذی‌ها معمولاً چهره‌هایی آشنا و زبانی همدل و روش‌های سخت پیچیده دارند. آنها به جدا کردنِ ملّت مشغول‌اند و دستمایۀ اصلی‌شان زبان‌ها و لباس‌های محلّی است. در لایه‌های درونی این شگردهای اطلاعاتی گزاره‌هایی صورت‌بندی می‌شود که نشان از گستردگی و پیچیدگی برنامه دارد. مثلاً نفوذی‌ها ایران‌پرستان را عاملِ تجزیۀ ایران معرفی می‌کنند و ایران‌دوستی را تضعیفِ وحدت ملّی. این گزاره که حتی از عقلِ سلیم نیز بهره‌ای نبرده، با شگردهای رسانه‌ای و عملیات روانی، چنان مرسوم شده است که حتی توسط برخی افراد مدعی ایران‌دوستی هم تکرار می‌شود. عادی‌سازی و حتی ضروری جلوه دادن تجزیۀ ایران، کارِ سازمانی نفوذی‌هاست.

۳- انحطاط علمی و نظری: وحدت ملّی در ایران امری رومانتیک یا جعلی همچون صورت‌بندی‌های جبهۀ ملی‌ها یا ملّی - مذهبی‌ها نیست. همچنین وحدت ملّی ایرانی با ناسیونالیسمِ غربی یا عربی یا تُرکی فهمیده نمی‌شود. وحدتِ ملّی در ایران، امری تاریخی و فرهنگی و اندیشه‌ای و بسیار پیچیده و رازآلود است و رابطه‌ای مستقیم با دانشِ زمانه دارد. هر چه دانش زمانه افول کند وحدت ملّی ایرانی هم متزلزل خواهد شد. چون افرادِ کم‌تری، توانِ درکِ پیچیدگی‌های آن را خواهند داشت. یکی از دلیل‌های عمدۀ تضعیف وحدت ملّی در ایران انحطاط دانشگاه‌ها در چند دهۀ اخیر است. یکی از دلیل‌های قوم‌گرایی، دوری از دانش و روش‌های علمی است. برای تقویتِ وحدتِ ملّی، تقویتِ علمیِ جامعه، ضروری است. نظریه‌های توجیه‌گر تجزیه در دیگ دانشگاه‌ها و مدارس با مواد اولیۀ آشفتگیِ روشی و جعلِ تاریخی، پخته می‌شود. این آشِ زهرآلود در برخی مجلّه‌ها توزیع می‌شود و از زبان برخی سیاست‌پیشگان رسمیت می‌یابد و خبر می‌شود و به انتظاراتی فزاینده در ذهن‌های عوام، تبدیل می‌شود.

گسترشِ بیمارگونۀ دانشگاه‌ها بی‌آنکه به سطحِ علمی و ضرورت آنها توجه شود میلیون‌ها مدرک به‌دستِ ناآشنا با علم و دانش، تحویل جامعه داده است که گاه از الفبای رشتۀ خود نیز اطلاع ندارند. هنوز تاریخ و ادبیات و علوم سیاسی در ایران رشته‌هایی علمی و جدی تلقی نمی‌شوند. هنوز مرز بین نظریۀ علمی و حل کردنِ جدول کلماتِ متقاطع، روشن نیست. تا روزی که ایران به دورۀ درخششِ علمی بازنگردد وحدتِ ملّی، فهمی درست و خردمندانه نخواهد شد.

تخریبِ وحدتِ ملّی، جبران‌پذیر نیست. در طول تاریخ آنچه ایران را از مهلکه‌ها نجات داده وحدتِ ملّی، بوده است، در این مقطع خاصِّ تاریخی، برخلاف سایر دوره‌ها وحدتِ ملّی که اساس است، تخریب می‌شود. بنابراین جبران این شکستِ تاریخی، مقدور نخواهد بود. تخریب وحدتِ ملّی، آنجا به مهلکه تبدیل می‌شود که توسط فکرهای منحط توجیه می‌شود. توجیه تخریبِ وحدتِ ملّی، با بهانه‌هایی همچون مدرن بودن، خواستِ عمومی یا روندهای جهانی، انحطاط به معنای واقعی است. ایرانیان ملّتی هستند با روح واحد. وقتی این روح شرحه شرحه شود به سختی درمان می‌شود. روح پاره‌پارۀ ایرانیان مقدمۀ محوِ ایران از نقشۀ جهان است.



🔴 پی‌نوشتِ کانال ایران‌دل:

(*) : برخی از اشخاص و گروه‌ها در ظاهر مدعی‌اند که اپوزیسیونِ رژیمِ جمهوری اسلامی هستند ولی با دقت در کنش‌ها و گفتارِ آنها می‌توان متوجه شد که آنان، اپوزیسیونِ کشور - ملّت ایران هستند و کلیتِ کشور ایران و یکپارچگی و وحدتِ ملّی ایرانیان را قبول ندارند!



https://t.me/IranDel_Channel


💢



Report Page