ایراندل | IranDel
IranDel
🔴 دولتِ مناسکگرا - ملت مناسکگزار
وقتی امر سیاسی (مانند انتخابات) به مناسک فروکاسته میشود
✍️ محسنحسام مظاهری
«تورم مناسک» و «فربهی مناسکی» گرچه تعابیری برای توصیفِ روند تغییرات و توسعهی مناسک مذهبی و تشیع ایرانی معاصر است، اما در عرصههای دیگر هم مصداق مییابند. نگاهی به شرایط امروز کشور و وضعیتی که در آن هستیم، نشاندهندهی نفوذ مناسک و اصناف مناسکی به سیاست و فرهنگ و اقتصاد و مناسکیشدن مقولات مرتبط با آنها است.
در شرایطی که بسیاری از گروههای مرجع با برخوردهای سیاسی طردآمیز، سرکوب یا منزوی شده و از عرصهی عمومی حذف شدهاند، متخصصان مناسکی (مداحان و منبریان) روزبهروز حضور برجستهتری یافتهاند و در قامت یک گروه مرجعِ بانفوذ تصمیمسازی و تأثیرگذاری دارند و نه فقط در حوزهی تخصصی خود، بلکه با توسعهی نقش در بسیاری از حوزههای دیگر (سیاست، اقتصاد، رسانه و...) نیز فعالیت میکنند. بهعنوان مثال در غیابِ سیاستمداران و نخبگان سیاسی، مداحان و منبریان میداندار سیاست شدهاند: گفتار سیاسی تولید میکنند، تبلیغات سیاسی میکنند، لیستهای انتخاباتی را تنظیم میکنند، برای مسئولان خطمشی و نقشهی راه تعیین میکند، با استفاده از ظرفیت بسیجکنندگی مناسک مذهبی سازمان رأی ایجاد میکنند و در مناقشات سیاسی اعمال نفوذ میکنند.
در شرایطی که بسیاری از چهرههای صاحب شهرت و گروههای مرجع فرهنگ عامهپسند (سلبریتیها) اعم از بازیگران سینما، فوتبالیستها و ستارههای موسیقی، بهویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به انحای مختلف طرد شدهاند و در رسانههای عمومی و رسمی علیه آنها تبلیغات رسانهای گسترده انجام میشود و ادبیات سلبریتیستیزی از جانب نهادهای حاکمیتی ترویج میگردد، سلبریتیهای مذهبی (مداحان سلبریتی ـ منبریان سلبریتی) جای ایشان را پر کردهاند و بهمدد رانت رسانهای (بهویژه حضور دایمی و پررنگ در برنامههای مختلف صداوسیما) روزبهروز مشهورتر میشوند و اساساً رویکرد رسانهای نهادهای فرهنگی حاکمیت، تولید و تکثیر سلبریتیهای مذهبی است.
در شرایطی که ایجاد محدودیتهای فراوان و غلبهی نگاه امنیتی ـ سیاسی عرصه را برای تشکیل و فعالیت سازمانهای غیردولتی و مردمنهاد تنگ کرده و شرایط برای حضور مستقل و آزادانهی احزاب (در معنای واقعی؛ نه شبهحزبهای یکبارمصرفِ شب انتخاباتی)، سندیکاها و اتحادیههای صنفی، مؤسسات و انجمنهای غیردولتی و نظایر آنها مساعد نیست، سازمانهای آیینی و هیئتهای مذهبی روزبهروز توسعه یافته و نقشهای برزمینماندهی فعالیت تشکلی و سازمانی را برعهده گرفتهاند. در غیاب احزاب، برخی هیئتهای سیاسی در نقش شبهحزب فعالیت دارند؛ در غیاب سندیکاها و اتحادیههای صنفی، بوروکراسی مناسکی روزبهروز توسعه یافته و بر شمار سازمانهای هیئتی و تشکلهای صنفی مداحان افزوده میشود؛ در غیاب خیریهها و انجمنهای غیردولتی در حوزه خدمات اجتماعی، برخی هیئتهای جدید با محوریت مداحان سلبریتی به فعالیتهای خیریهای (با منابع مالی غیرشفاف) رو آوردهاند؛ و... .
در شرایطی که امکان کنش سیاسیِ جمعی در خیابان بهجز در مناسک سیاسیِ حاکمیتی (راهپیماییها) برای شهروندان فراهم نیست و تشکیل تجمعات و اجتماعات انتقادی و اعتراضی بسیار پرهزینه است، مناسک مذهبی خیابانی روزبهروز توسعه یافته و بر شمارشان افزوده میشود و گروهها و دستهجات مذهبی نزدیک به حاکمیت هیچ مانعی برای تصرف خیابان و تشکیل اجتماعات ندارند؛ بلکه حتی از جانب نهادهای حاکمیتی تشویق و پشتیبانی هم میشوند.
در شرایطی که سیاست فرهنگی رسمی نظام همچنان در پی مهندسی فرهنگ و استانداردسازی جامعه با معیارهای مدنظر خود است و خالصسازی و یکسانسازی را دنبال میکند و تکثر سبک زندگی ازجمله در موضوع پوشش و حجاب را بهرسمیت نمیشناسد و علیرغم تحمیل هزینههای گزاف بر جامعه کماکان سیاستهای شکستخوردهای چون حجاب اجباری را مطلوب میداند، درعینحال در موقعیتهای مناسکی سیاسی و مذهبی (راهپیمایی ۲۲ بهمن، پای صندوق رأی، کارناوالهای مذهبی، تشییعجنازهی شهدا و...) بهصورت موقت، فرصت برخورداری گسترده از آزادیهای اجتماعی داده شده و مثلاً زنان میتوانند با حجاب حداقلی و بدون ترس از محدودیتهای قانونی و برخوردهایی که در دیگر ایام سال با آنها مواجهند در مناسک شرکت کنند. بالاتر از این، حضور آنها تشویق شده و ضریب رسانهای داده میشود.
بهعبارت دیگر با مناسکیشدن ساحات مختلفی از حکمرانی مواجهایم: تنها گروه مرجع بانفوذ و مؤثر، متخصصان مناسکی (مداحان و منبریان) اند؛ تنها فرم مشروع تشکیل تجمعات خیابانی و حضور در خیابان، مناسک مذهبی است؛ تنها گونهی مجاز سلبریتی، سلبریتیهای مذهبیاند؛ تنها سازمان غیردولتی و مردمنهاد آزاد و مشروع، هیئت است؛ و تنها در زمان ـ مکان مناسک و موقعیتهای مناسکی است که تکثر شهروندان از جانب حاکمیت بهرسمیت شناخته میشود و قبض و بسط آزادیهای اجتماعی تابع مناسک است. باایناوصاف گویا تیپ ایدهآل شهروند در جمهوریاسلامی، «شهروند مناسکگزار» است: شهروند رأیدهنده (نه صاحبرأی)، شهروند راهپیماییکننده، شهروند تشییعکننده، شهروند عزادار، شهروند زائر، شهروند پامنبری، شهروند شعارده، شهروند بیعتکننده.
در چنین شرایطی، دور از انتظار نیست که امر سیاسی و اجتماعی نیز به فرمهای مناسکی تقلیل یافته و صورت نمایشی و نمادین آنها بر جوهر و معنایشان غالب شود. نمونهی شاخص این امر، «انتخابات» است که بهجای یک کنشِ سیاسی آگاهانه و معطوف به تغییر و اصلاح و عرصهی نقشآفرینی مؤثر شهروندان در صورتبندی ساختار سیاسی اجرایی کشور، به یک منسکِ سیاسی غیرمؤثر در اظهار همراهی و «بیعت» با نظام سیاسی فروکاسته شده و بهعبارت دیگر سیاستزدایی و مردمزدایی شده است.
بههمینجهت است که در انتخابات پیش رو، نه بدنهی اصولگرایان و نه آن بخش از بدنهی اصلاحطلبان که قصد شرکت دارند، هیچکدام حضوری مؤثر را دنبال نمیکنند. برای دستهی اول انگیزههای دیگر (مقابله با دشمن، «بیعت» با نظام، انجام تکلیف شرعی و...) مطرح است و برای دستهی دوم هم صرفاً بازماندن راه انتخابات (ولو آنکه به یک نمایش و فرم خالی از روح مردمسالاری بدل شده باشد). فحوای بیانیهی روزنهگشایی چیزی جز همین فهم مناسکی از انتخابات نیست. خروجیِ هردو گفتار یکی است: شهروند رأیدهنده (نه شهروندِ صاحب رأی) و فهم نمادین و نمایشی از انتخابات صرفاً بهمثابهی مناسک.
🔴 پینوشت:
بازنشرِ یک یادداشت به معنای تأیید کل محتوای آن و تأیید تمام مواضعِ نویسندهی یادداشت نیست.
💢