ایراندل | IranDel
@IranDel_Channel

🔴 به یاد ایرانشناسِ برجستهٔ گرجستانی، پرفسور نوماد بارتایا
✍️ احسان هوشمند
نوماد بارتایا یکی از ایرانشناسان نامی گرجستان و منطقهٔ قفقاز پس از چند دهه فعالیت علمی و ارتقای دانش ایرانشناسی در روسیه و قفقاز درگذشت. پرفسور نوماد بارتایا در شش دههٔ گذشته با تدریس و تحقیق دربارهٔ ایرانشناسی و زبان فارسی سهم مهمی در آموزش و گسترش ایرانشناسی و معرفی پیوندهای زبان فارسی با زبان گرجی در گرجستان ایفا کرد.
نوماد بارتایا در سال ۱۹۴۴ در غرب گرجستان متولد شد و در دههٔ شصت مسیحی به صورت رسمی آموزش و تحقیق در فضای دانشگاهی و دپارتمان شرقشناسی دربارهٔ زبان فارسی و نیز پیوندهای فرهنگی و ادبی میان ایران و گرجستان را آغاز کرد.
نوماد بارتایا در حدود شش دهه فعالیت و تحقیق و آموزش موفق به تربیت شاگردان ایرانشناس بسیاری شد. بارتایا در دانشگاه دولتی تفلیس و نیز دانشگاه کوتایسی عهدهدار منصب استادی شرقشناسی و ایرانشناسی بود. بارتایا در چند دانشگاه ایران نیز تحصیل کرده بود و چنین تجربهای که آمیختهای از تحصیل در دورههای عالی در ایران و مطالعات میدانی و اسنادی و کتابخانهای در گرجستان هم بود موجب شده بود تا وی با دانشی وسیع در حوزهٔ بسیار با اهمیت ایرانشناسی به تحقیق و مطالعه و آموزش بپردازد.
نوماد بارتایا افزون بر تدریس و تحقیق سردبیری چند نشریه را بر عهده داشت و به این ترتیب در حوزهٔ عمومی هم سهمی در تعمیق مناسبات فرهنگی ایران و گرجستان بر عهده داشت. اثر پژوهشی واژگان فارسی در زبان گرجی طبق «فرهنگ عامیانهٔ شهری» یوسب گریشاشویلی یکی از آثار پژوهشی نوماد بارتایا است که با همراهی رایزنی فرهنگی سفارت ایران در گرجستان منتشر شده است.
پیوندهای تاریخی و تمدنی بسیار عمیق و گستردهٔ ایران و گرجستان یکی از زمینههای مطالعاتی جالب توجه در حوزهٔ ایرانشناسی است. وجود میراث تاریخی و بناهای تاریخی و باستانی قابل توجه ایرانی در عصر باستان تا دورههای متأخر، کتیبهها و سنگنوشتهها، نسخ خطی، بناها و بقایایی از میراث تاریخی مشترک اعم از کاخها و قلعهها، جواهرات و سکهها و حتی گسترش نامهای شاهنامهای در میان شهروندان گرجستانی و نیز سهم نخبگان گرجستانی در میان نخبگان نظامی و لشکری و کشوری ایرانی در دورههای مختلف از جمله در عصر صفویه، مانند اللهوردیخان، از جمله زمینههای مطالعات حوزهٔ ایرانشناسی است.
اوستیای جنوبی یکی از مناطق کشور گرجستان است که در آن قوم آلان مستقر هستند که به یکی از زبانهای ایرانی تکلم میکنند. این ویژگی فرهنگی یعنی حضور آلانها و اوستها نیز فرصتی برای بسط دانش ایرانشناسی است. همچنین در گرجستان گروهی کمشمار از ایرانیان لاهیج و تات هم مستقر هستند.
مساجد ایرانی هم یکی دیگر از نشانههای ماندگار میراث مشترک ایرانی - گرجی است. تأثیر شاهنامه در شکلگیری داستانها و حماسههای گرجی بهویژه - پلنگینهپوش - برجستهترین اثر ادبی گرجی نیز موضوعی است که بسیار مورد توجه محققان گرجستانی قرار گرفته است. بد نیست اشاره شود که نخستین ترجمههای شاهنامه و بسیاری از آثار ادبی ایرانی در هشتصد سال گذشته در گرجستان صورت گرفته است و این نشان از پیوندهای فرهنگی عمیق دو کشور و دو ملت در فراز و فرودهای تاریخی است.
زمینههای مشترک تاریخی و تمدنی و فرهنگی میان ایران و گرجستان موجب شده تا در سده گذشته رشتهٔ ایرانشناسی در این کشور رشد و گسترش مناسبی داشته باشد، هر چند در دهههای اخیر حمایت ایران از این رشته و زبان فارسی در قفقاز و دیگر نقاط جهان با کمتوجهی مزمنی دست به گریبان بوده است. در سدهٔ گذشته رشتهٔ ایرانشناسی با تلاشهای دانشمندان بزرگی چون یوری نیکولایویچ مار، ای. جاواخیشویلی، گ. آخولدیانی، یو. آبولادز تا تئو چخهایدزه، همچنین محقق فقید و سفیر سابق گرجستان در ایران شادروان جِمشید گیوناشْویلی سهم به سزایی در گسترش ایرانشناسی و مناسباتِ فرهنگی ایران و گرجستان ایفا کرده و دانشمندان برجستهای چون استاد نوماد بارتایا در این مسیر تلاشی خستگیناپذیر داشتند.
خوشبختانه امروزه در گرجستان، ایرانشناسان برجسته و ارزندهای چون دوست فاضل و ارجمندم جناب دکتر الکساندر چولوخادزه و استادان گرانقدری مانند دانشمند گرامی و شناخته شده پروفسور یولن گاگوشیدزه، دکتر تیناتین تسوتسهلیا، پروفسور ایرینا کوشوریدزه، خانم دکتر دکتر تهآ شورغایا، دکتر نیکولای ناخوتسریشویلی، دکتر گریگول برادزه، دکتر گیورگی سانیکیدزه و دکتر گیورگی لوبژانیدزه و فهرست بلندبالایی از دیگر دانشمندان و محققان و استادان در حال فعالیتهای اثر بخش در حوزهٔ ایرانشناسی در گرجستان هستند.
در سالیان گذشته بخت یارم بوده که با بسیاری از این عزیزان دیدار و گفتگو داشته باشم. از جمله با شادروان نوماد بارتایا گفتگوهای مفصلی دربارهٔ مناسبات فرهنگی ایران و گرجستان داشتم.
دکتر نوماد بارتایا در این گفتگوها تأکید داشت که “روابط فرهنگی ایران و گرجستان از گذشتههای بسیار دور سرچشمه میگیرد در طول تاریخ هزاران سالهٔ دو ملت روابط فرهنگی هیچوقت قطع نشده و برخلاف روابط سیاسی که در برخی از دورهها قطع میشد دوباره روابط بازسازی میشد و مناسبات دوباره شروع میشد. روابط فرهنگی برای همیشه وجود داشته است.”
افزون بر این نکته با اهمیت، بارتایا یادآوری کرد که “روابط ادبی ایران و گرجی به خصوص ادبیات نو، فارسی نو از قرن ۱۲ میلادی، ۶ هجری قمری سرچشمه میگیرد و تا به امروز ادامه دارد. منتها در طول این چندین قرن متأسفانه در ظرف ۲۰۰ سال آخر به خصوص پس از اشغال گرجستان توسط روسیه و قطع روابط سیاسی بین ایران و گرجستان متأسفانه مناسبات هم کم شد منتها کم و بیش روابط فرهنگی حتی در آن ۲۰۰ سال اشغال توسط روسیه باز هم ادامه داشت”
پرفسور بارتایا در این دیدار دربارهٔ ترجمهٔ آثار ادبی فارسی با زبان گرجی گفت: “ترجمهی آثار ادبی فارسی در قرن ۱۲ میلادی (۶ هجری قمری) شروع شد. بسیاری از آثار شکوهمند ادبیات فارسی مانند شاهنامهٔ حکیم فردوسی، منظومهٔ ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی، منظومههای نظامی گنجوی، کلیله و دمنه به گرجی ترجمه شده است چون ذکر این آثار در منابع مختلف گرجی درج شده است.
متأسفانه از آن دوره فقط ترجمهٔ گرجی متن ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی در دست ما است، بقیهٔ ترجمهها به خاطر حوادث تاریخی و حملات و اینها از بین رفته ولی از قرن ۱۶ میلادی – ۹ هجری قمری – که در ایران دورهٔ صفوی شروع میشود گرجیها به ترجمهٔ مجدد آثار ادبیات فارسی میپردازند و مثلاً قسمتهای از بین رفتهٔ شاهنامه، منظومههای جامی، نظامی گنجوی، کلیله و دمنه مجدداً و آثار شعرای بزرگ ایرانی را به گرجی ترجمه کردند که این ترجمهها امروز در دست است و به عنوان یکی از بهترین ترجمههای آثار فارسی به زبان خارجی محسوب میشود.”
در این گفتگو دکتر نوماد بارتایا با خوشبینی به توسعهٔ روابط فرهنگی ایران و گرجستان، اشاره کرد که “درست است که ما سرآغاز روابط ادبی ایران و گرجی را از قرن ۱۲ میلادی و ۶ هجری قمری میشماریم منتها جالب این است که در طول کل این چند قرن روابط ادبی، ایران طرف صادر کننده بود و گرجستان به اصطلاح طرف دریافت کننده، چون فقط گرجیها آثار ادبی ایرانی را داشتند به زبان خودشان ترجمه میکردند و ما در آن دوره هیچ آثار گرجی، هیچ آثار ادبی گرجی را نداریم که به زبان فارسی ترجمه شده باشد منتها در دورهٔ معاصر وضعیت کاملاً دگرگون شده علاقهٔ ایران نسبت به فرهنگ و تمدن گرجستان، نسبت به تاریخ، مردمشناسی و مسائل دیگر، فرهنگی بیشتر شده و ظرف دو دههٔ آخر فقط توانستند منظومهٔ حماسهٔ پلگینه پوش اثر شوتا روستاولی شاعر ملی گرجستان دوبار به زبان فارسی ترجمه شده و منتشر گردیده است.”
پرفسور نوماد بارتیای در این گفتگو مانند همیشه با تأکید بر عشق وجودیاش به ایران گفت: “بنده شخصاً عاشق ایران هستم، عاشق فرهنگ و تمدن ایران هستم در طول سالها مردم، ایران را فقط از طریق کتاب میشناختند. ولی ایران را نمیشود شناخت تا سفر نکنی و تا با مردم ایران آشنا نشوی. من همیشه این نکته را در خاطرات خودم، در سفرنامههایی که منتشر میکنم درج میکنم و خوانندگان به ما مراجعه میکنند و میپرسند که آیا واقعاً ایران این طوری است که شما در کتابهای خودتان درج کردید و نوشتید واقعاً ایرانیها این طوری رفتار میکنند؟ ولی این واقعیت است. تا کسی ایران را با چشم خودش نبیند و با ایرانیها آشنا نشود نمیتواند قضاوت کند و حتی نمیتواند فرهنگ و تمدن اصیل ایرانی را احساس کند.”
نوماد بارتایا پس از عمری تلاش و فعالیت مؤثر در حوزهٔ ایران.شناسی در گرجستان نامش جاودانه شد و میراث بارتایا به واسطهٔ تربیت شاگردان پژوهشگر و دانشمند و آثاری که خلق کرده همچون چراغی پرفروغ همچنان روشناییبخش و فراروی همهٔ علاقمندان به فرهنگ و تمدن ایرانی به ویژه در قفقاز و گرجستان است.
🔴 بُنمایه: انصافنیوز
💢