ایراندل | IranDel
IranDel

🔴 ایرج افشار و خدماتش به آذربایجان
[این یادداشت در سال ۱۳۹۰ خورشیدی به بهانهی چهلمین روزِ درگذشتِ استاد ایرج افشار، در روزنامه اطلاعات چاپ شده بود.]
✍️ کاظم آذری
ایرج افشار، پژوهشگر، محقق، تاریخنگار و کتابشناس بزرگِ زمان ما رخ در نقاب خاک کشید. آشنایی حقیر با مرحوم ایرج افشار به سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۴ [خورشیدی] برمیگردد. آن زمان، برادرِ بزرگ من مدیر داخلی مجلهی راهنمای کتاب به مدیرمسئولی ایرج افشار و مسئول کتابخانهی انجمنِ کتاب ایران بود. دفتر مجلهی راهنمای کتاب در همان انجمنِ کتاب ایران بود که به همت آقای دکتر احسان یارشاطر صاحب امتیاز مجلهی راهنمای کتاب تاسیس شده بود.
بعدازظهر روزهای سهشنبه هر هفته نویسندگان مجلهی راهنمای کتاب آقایان دکتر باستانی پاریزی، دکتر محمدامین ریاحی، خدیو جم، دکتر شفیعی کدکنی، آقای بنیآدم و آقای دانشپژوه و دکتر زریاب خویی و گاه گاهی دکتر احسان یارشاطر و غلامعلی سیار در محل انجمن کتاب جمع میشدند. کتابهای جدید درباره فرهنگ و تاریخ ایران نقد و بررسی و درباره مطالب شماره آتی مجله راهنمای کتاب بحث و تبادلنظر میکردند.
در آن زمان حقیر، جوان کمسن و سالی بودم و علاقه زیادی به مطالعه در حوزهی تاریخ و فرهنگ ایران داشتم. من هم روزهای سهشنبه با اطلاع از این موضوع به انجمن کتاب میرفتم تا از صحبتهای مردانِ فرهنگِ تاریخ ایران خوشهای برچینم.
روبروی اتاقی که آقای ایرج افشار و سایرین درباره تاریخ و فرهنگ بحث میکردند. مخزن کتابخانه بود. که به راحتی میشد تمام گفتگوهای آقایان را واضح شنید. آن موقع من از این جلسات، استفاده شایانی میکردم و حس میکردم که در دریای بیکران فرهنگ و تاریخ ایران غوطهور هستم. بعد از انقلاب که انجمن کتاب به مرکز علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی منتقل شد و برادر من نیز از انجمن بیرون رفت و به کمک فکری و معنوی آقای افشار، مؤسسه مطبوعاتی آذری را در میدان انقلاب اول خیابان کارگر به راه انداخت. و این مؤسسه پاتوقی شد برای اهل کتاب و مجلات ادواری ایران. گاهگاهی تا سال ۱۳۷۳ [خورشیدی] که سال مرگ برادرم بود برای دیدن آقای افشار به کتابفروشی تاریخ که توسط مرحوم فرزندش بابک افشار تأسیس شده بود، یا در موقوفات دکتر محمود افشار میرفتیم و از حضورش استفاده میکردیم. این سرزدنها در سال ۱۳۷۳ به پایان رسید و از آن سال به بعد به مطالعه آثار و کتابها و مقالات وی ارتباط معنوی خود را با ایشان حفظ میکردم.
آقای ایرج افشار در زمان ما یکی از پرکارترین محققان کشور در زمینهی فرهنگ و تاریخ ایران بود. نزدیک به سیصد جلد کتاب و هزاران مقاله دربارهی تاریخ و ایرانشناسی از او به یادگار مانده است. مضاف بر اینها یک دوره بیست ساله، مجله تحقیقی راهنمای کتاب و نزدیک ۳۰ سال مجلهی ایران زمین و نزدیک به ۲۰ سال مجلهی آینده که هر کدامشان یک دایرة المعارف بزرگ و منبعی سرشار و بسیار غنی از فرهنگ و تاریخ ایران است.
علاوه بر اینها مرحوم افشار با سایر مجلات ادواری ایران مثل جهان نو، سخن، یغما و ارمغان همکاری داشته و در آخر هم یک پای ثابت در مجلات کلک و بخارا با مسائل ایرانشناسی بود.
آقای افشار مثل پدر مرحومش، علاقه به فرهنگ و تاریخ سرزمین آذربایجان داشته است. در مجلات ادواری که او منتشر میکرد بیشتر از همه دربارهی فرهنگ و تاریخ و زبان آذربایجان بحث میشد و کمتر شمارهای از مجلات بود که از آذربایجان مطلبی نداشته باشد. به همین علت بود که بیشتر با ادبا و دانشمندان و بزرگانِ آذربایجانی همچون سیدحسن تقیزاده، مرحوم محمد نخجوانی، عبدالعلی کارنگ، دکتر محمدامین ریاحی، عباس زریابخویی، میرزا جعفر سلطانالقرائی، مهندس ناصحناطق، دکتر حسینقلی کاتبی، جواد شیخالاسلامی، رضا زادهشفق، یحیی ذکا و... و با آخرین آنها دکتر منوچهر مرتضوی، حشر و نشر و دوستی دیرینهای داشت تا آنجا که آخرینِ کتاب تاریخ در مسائل آذربایجان به نام تواریخ شیخ اویس که در ماههای اخیر در تبریز چاپ شده به یادگار سالهای دراز دوستی به ایشان پیشکش کرده است. ایرج افشار در سال ۱۳۰۴ [خورشیدی] در تهران متولد شد و ۸۵ سال عمر پربرکت زندگی کرد و قلبش به هیچکس جز برای ایران نتپید. هیچ نقطهای از خاک ایران نمانده بود که پای ایشان به آنجا نرسیده باشد. از جلفای آذربایجان تا سراوان بلوچستان و از سرخس خراسان تا اهواز خوزستان به امید یافتن اثری از ایران قدیم.
مرحوم ایرج افشار همچون پدرش، نگران وحدت ملی ایران بود. تا آنجا که در توان داشت در وحدت ملی و یکپارچگی ایران میکوشید. عاشق ایران و فرهنگ و تاریخ ایران بود.
به همت ایرج افشار و به خاطر علاقهای که به فرهنگ و زبان و تاریخِ مردم آذربایجان داشته، دهها کتاب و صدها مقاله دربارهی فرهنگِ آذربایجان به رشته تحریر درآمده است. بعضی از کتاب و رسالهها و جزوهها که به اهتمام ایشان در موقوفات دکتر محمود افشار یا در مؤسسات دیگر چاپ شده به شرح ذیل آورده میشود:
١) آذربایجان و زبان فارسی، دکتر حسینقلی کاتبی
٢) رساله گویش آذری، یحیی ذکاء
٣) زبان فارسی و وحدت ملی ایران (چکامه)، دکتر رعدی آذرخشی
٤) گویش آذری، رحیم رضازاده ملک
٥) درباره زبان کهن آذربایجان، دکتر محمدامین ریاحی [خویی]
۶) سخنی چند درباره زبان آذربایجان، دکتر محمود افشار
۷) زبان آذربایجان و وحدت ملی، مهندس ناصح ناطق
۸) زبان دیرین آذربایجان، دکتر منوچهر مرتضوی
۹) مسائل عصر ایلخانی، دکتر منوچهر مرتضوی
۱۰) زبان فارسی در آذربایجان، جلد اول، به کوشش ایرج افشار
۱۱) زبان فارسی در آذربایجان، جلد دوم، به کوشش ایرج افشار
۱۲) سرایندگان شعر پارسی در قفقاز، عزیز دولتآبادی
۱۳) درباره زبان آذربایجان، یحیی ذکاء
۱۳) خاطرات و اسناد دفتر روائی (تاریخ خلخال)، به کوشش ایرج افشار و بهزاد رزاقی
۱۵) تواریخ شیخ اویس (تاریخ درباره آذربایجان)، به کوشش ایرج افشار
مردم آذربایجان به خاطر خدماتی که آقای افشار دربارهی فرهنگ و ادبیات آذربایجان انجام داده به روح بزرگش درود میفرستد.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
🔴 منبع: تارنمای ایرانبوم
💢