شنل نامرئی
@AlakPhysicsفیلم بالا پر از مشکل است! فقط به قسمتی از آنها خواهیم پرداخت.
قبل از شروع لازم است به پرسشی ساده پاسخ بدهیم: نورهایی از منابعی نامعلوم به چشم ناظر رسیدهاند. نورها را با پیکان مشخص کردهایم. منابعی که نورها را تابش کردهاند، کجا واقع شدهاند؟ یا چشم ناظر آنها را کجا میبیند؟

در هر کدام از موارد بالا مکان منبع را برای خودتان مشخص کنید. منبع کجا واقع شده است؟ خب، احتمالاً منبعی که نورها را تابش کرده است باید یکجایی در راستای نور تابش شده قرار داشته باشد، نه؟ یعنی وقتی نور از پشت سر میآید، انتظار داریم منبع هم در پشت سر باشد و نه روبرو. وقتی چشم ناظر نور را از طرف راست خود دریافت میکند، قاعدتاً، چون نور را از طرف راست دریافت کرده است، جسم را هم باید در همان طرف راست ببیند.

در شکل بالا مشخص است که چشم جسم را در راستای نوری که دریافت کرده است میبیند. در این شکل جسم هم همانجا قرار دارد. امّا خود جسم میتوانست آنجا نباشد. مثلاً وقتی که پای یک آینه در میان است. در شکل پایین یک آینه معادله را کمی بهم زده است. چشم، باز هم جسم را در راستای نوری میبیند که به او رسیده است، ولی جسم در جای دیگری قرار دارد.

آینه مسیر نور را عوض کرده است. پس تصویر جسم جایی دیده میشود که جسم آنجا نیست. امّا فعلاً برای ما این نکته مهم است که تصویر همیشه در راستای نوری که به چشم رسیده است دیده میشود.
خب، حالا که به این سؤال پاسخ دادیم، به فیلم برگردیم. در یکی از صحنههای فیلم میبینیم که کسی که شنل را در دست دارد، قبل از اینکه آن را باز کند، در همان وضعیت تا شده، شنل را مقابل خود نگه میدارد و شنلْ تصویر پشت سر مرد را نشان میدهد. این یعنی نوری که از شنل به دوربین رسیده است، باید از پشت مرد آمده باشد. به شکل زیر نگاه کنید:

نورهایی که مربوط به درخت هستند را با پیکانهای سبز رنگ نشان دادهایم. اگر شنل قرار باشد نور درخت را به ما برساند، پیش از آن نور درخت باید اوّل به خود شنل رسیده باشد. امّا شنلِ تا شده کوچکتر از آدم است. آدم همچون مانعی جلوی رسیدن نورهای درخت به شنل را گرفته است. بنابراین اگر نورهای درخت بخواهند به شنل برسند، باید اوّل آدم را دور بزنند. یعنی نور مجبور است در مسیر منحنی حرکت کند؛ چون تمام خطهای راستی که از درخت به شنل وصل میشوند، حتماً از آدم رد خواهند شد. بنابراین اگر نور در خط راست حرکت کند به آدم میخورد و به شنل نمیرسد. ولی میدانیم که نور در خط راست حرکت میکند، پس چیزی که در فیلم نشان داده شده است ممکن نیست.
همین مسئلهٔ ساده کافی است که واقعی بودن فیلم کاملاً منتفی شود. ولی حالا بیایید فرض کنیم این قسمت از فیلم را ندیدهایم. جلوتر، فردی که شنل را در اختیار دارد آن را باز میکند و روبروی خود نگه میدارد و با اینکار ناپدید میشود. بازگو میکنم، ناپدید شدن یعنی ظاهر شدن تصویر پشت فرد. یعنی نورهایی که اگر آدم حضور نداشت از تصویر پشت او به دوربین میرسیدند، الآن هم باید یکجوری، به همان صورت قبل به دوربین برسند. بنابراین چنین وضعیتی خواهیم داشت:

اگر موانعِ بین درخت و دوربین (آدم و شنل) وجود نداشتند، نور درخت میتوانست در یک خط مستقیم حرکت کند و به دوربین برسد؛ این را با خط سبز کمرنگ نشان دادهایم. امّا حالا نور درخت مجبور است از مسیری برود که به آدم، که جلوی نور را میگیرد، برخورد نکند. پس اوّل در مسیری مستقیم باید به دو طرف شنل برود، سپس آنجا باید با روشی که معلوم نیست جهت حرکتش عوض شود، و پس از آن دوباره در مسیری مستقیم به سمت دوربین روانه شود. مانند آنچه در شکل بالا نشان داده شده است. امّا این اتفاق باعث میشود که نور «به همان صورت قبلی» به دوربین نرسد. قبلاً نور مسیر سبز کمرنگ را طی میکرد، اکنون با زوایایی متفاوت مجبور است به دوربین برسد. ممکن است بپرسید که خب چه اهمیتی دارد که زوایای رسیدن نور متفاوت باشند؟ پاسخ به مسئلهای که در ابتدای بخش به آن پرداختیم برمیگردد. یادآور شویم که تصویر در راستای نوری که به چشم (یا در اینجا دوربین) رسیده است، دیده میشود. بنابراین در حالتی که مانع و شنل حضور دارند، دوربین باید تصویر درخت را در راستای دو نوری که از دو طرف به آن رسیدهاند (سبز پررنگ)، ببیند. پس چیزی که دوربین در این وضعیت باید به ثبت برساند این است که درختِ پشت آدم از جای خودش جابهجا و به کنارههای شنل منتقل میشود. تازه فقط این نیست؛ بعضی از نورهای درخت از چپ و بعضی از راست به دوربین میرسند، پس دوربین قسمتی از درخت را باید در چپ و قسمتی را در راست ببیند. یعنی تصویر ثبت شده از درخت باید به کلّی تغییر شکل داده و به حاشیه رفته باشد. چنین چیزی را در فیلم نمیبینیم، پس باز هم به ساختگی بودن آن پی میبریم.

استدلالهای بالا همه مستقل از این صورت گرفتند که جنس شنل از چیست و یا چگونه ساخته شده است. بنابراین جنس شنل هرچه که باشد این استدلالها باز هم صادق خواهند بود. در فیلم ادّعا میشوند که شنل از «متامتریال» ساخته شده است، که این هم به نظر استفادهای خام از کلمهٔ «متامتریال» است. در اینجا به بحث متامتریال نمیپردازیم.
دیگر از این مسئله و مشابه آن میگذریم که شنل که تاب برمیدارد باید قاعدتاً نورها را در جهات متفاوتی روانه کند و بنابراین تصویر پشت سر باید با تاب شنل تغییر کند و از این دست.
این مسئله باقی میماند که چرا سایت خبری «تابناک» باید چنین خبری را نشر دهد؟ آنهم در سال ۲۰۱۸ که همه دیگر با اینترنت و استعداد آن در نشر شایعاتِ اشتباه آشنا هستند. شخصی پارچهای که رنگ آن با زمینه متفاوت باشد را برمیدارد و جلوی خود میگیرد. سپس به کامپیوتر دستور میدهد که تمام صفحه را بگردد و وقتی رنگ پارچه را در نقطهای دید، رنگ آن نقطه را به وقتی فرد و شنل حضور نداشتند بازگرداند (مثلاً فریم اوّل فیلم). با این ترفند ساده که به شکلهای مختلفی در موارد بسیاری استفاده شده است، شنل نامرئی میسازند. حالا سؤال اینجاست که به چه خبری ویا به چه رسانهای میتوان تا چه حدّی اعتماد کرد؟
