گروه های نامرئی

گروه های نامرئی

عقیل دغاقله

مطلب دیروز در خصوص اینکه کمیته راهبردی دولت جدید، مانند دیگر کمیته ها و کابینه ها و شوراها و کانون های مرکز، کاملا قوم گرایانه است باعث شد تا انتقاداتی به مطلب وارد شود. نکته اصلی هم این است که ، در درجه اول، ما در ایران قومیتی به نام «فارس» نداریم. دوم آنکه این مباحث کپی شده از نظریات غربی درباره «مرد، سفید، مسیحی» هستند.

اجازه دهید با نکته دوم شروع کنیم. اگر مدتی در آمریکا زندگی کرده باشید متوجه می شوید که همه کسانی که از جاهای دیگر می آیند، به ویژه آنانی که پوست تیره تری دارند، «رنگین پوست» می شوند و در فرایندهای اجتماعی مشمول پروژه حذف و تبعیض.  انسان سفیدپوست مسیحی اروپایی تبار، اما، داخل این خیل عظیم رنگین پوستان نیست. چرا؟ برای اینکه او، به دلیل قدرت و هژمونی جهنمی که در این قاره استعمار شده داشته، رنگ خودش را، رنگ پوستش را (که رنگ قدرت و مزیت است)، در عین مرئی بودن و شفاف و آشکار بودن، مخفی نگه داشته است- یعنی، سفیدیت را به مثابه نماد جهانی انسانیت، یونیورسالیزم و نرمالیت عرضه کرده است. همگان رنگین پوست اند؛ ولی سفید اصلا رنگ حساب نمی شود. حوزه مطالعات انتقادی سفیدیت، ساختارها و مکانیزم های قدرت مرئی و نامرئی سفیدپوستان را نقد و افشا می کند و نشان می دهد که «سفید» نیز رنگی است مثل همه رنگ های دیگر، نه برتر و نه پست تر. انسانهای سفیدپوست مسیحی اروپایی تبار نیز، باید سفید را رنگی در میان رنگ ها بدانند و خودشان را نیز جزئی از یک گروه اتنیک محسوب بدارند، نه بیشتر و نه کمتر.

یک ایراد به بحث «مردان فارس شیعه» این است که از تئوری های نقد سفیدیت در آمریکا الگو گرفته است! پاسخ این است که اگر نظریه ای در غرب کاربرد دارد به معنای بی اعتباری آن در کانتکست های دیگر نیست. در غرب درباره تبعیض جنسیتی هم گفته شده است. نمی توان گفت چون در غرب آن نظریات وجود دارند بنابراین باید از فکر کردن به آنها در دیگر نقاط جهان پرهیز کرد. نکته ای که وجود دارد این است که چگونه این ساختارهای تبعیض آمیز و ستم آلود در جامعه های دیگر به شکل های دیگر در می آیند. برای مثال، اگر در آمریکا، نژاد عامل مهمی می شود، در ترکیه یا در عراق یا در آفریقا این نابرابری ها بر چه بنیان هایی استوار می شود. در آفریقای جنوبی، برای مثال، سیاه در برابر سیاه قرار می گیرد: سیاه آفریقای جنوبی علیه سیاهی که از دیگر نقاط آفریقا می آید. اما اینکه کسی در آفریقا بگوید از این حرف ها نزنید که متعلق به آمریکا است، دچار یک مغلطه شده است. ساختار روابط اتنیکی در ایران از بسیاری از جهات با غرب و آمریکا متفاوت است و بیشتر با کشورهای جنوب مشابهت دارد. اما این نباید ما را به ورطه بومی گرایی خام بیندازد.

اما نقد مهمتر این است که گفته می شود ما قومیتی به نام فارس نداریم. این در واقع مادر همه بحث هاست. در حقیقت، از منظر کسی که بخشی از قومیت فارس است این نکته درستی است. چون از موقعیتی که آنها در آن قرار دارند، آنها نمی توانند قومیت خود ببینند. قبلا نوشته بودم که هر کدام از ما از زوایه ای جهان را می بینیم. و جامعه شناسی دیدن جهان، به تعبیر کای اریکسون، از طبقه ۱۴ است. یعنی هر انسانی و هر تحلیلگری از طبقه ای جهان را می بیند و از زاویه ای. از موقعیت انسان فارس، گروه قومی ای به بنام «فارس» دیده نمی شود یا قابل دیدن نیست. اما او خوب می تواند من را ببینید. به همین دلیل است که سریع برچسب «قوم گرایی» می زند و این می شود عرب، آن می شود ترک، آن می شود کرد و غیره. و بعد همه را به عنوان قوم گرایی با چوب «ایران دوستی» می راند.

اما او متوجه این نکته نیست که برای من غیر فارس نیز «قومیت فارس» نیز قابل دیدن است. از دید یک کرد، ترک، بلوچ، ترکمن و همه دیگر اقلیت ها «قومیت فارس» نه تنها وجود دارد که تعیین کننده ترین عامل زندگی اجتماعی و سیاسی آنان است. همانطور که یک فارس کنش های دیگران را به عنوان «قوم گرایانه» می بیند و آنها را «وتو» می کند، دیگر مردمان این سرزمین نیز کنش های «قوم گرایانه» شما را می بینند، اما قدرت وتو کردن آنها را ندارند.

آنها خوب می بینند که چگونه بازنمائی فرهنگ و زبان فارسی فراتر از یک قومیت انجام می شود. همیشه عرب٬ ترک٬ کرد و بلوچ «اتنیسیتی» یا «قومیت» تعریف می شوند اما به «فارس» که می رسیم٬ می شود نام یک ملت. مدعای روشنفکران ایرانی این است که «فارس یک قومیت نیست» که زبان و فرهنگ خود را بر بقیه تحمیل کرده است٬ بلکه یک «ملت» است که محصول همه قومیت ها است. این همان فرایند نامرئی کردن است. نامرئی کردن برای آن است که تحمیل کردن را پنهان کند. به محض آنکه بپذیریم «فارس» همانند بقیه یک «قومیت» است٬ آنگاه این سئوال مطرح می شود که چرا باید فرهنگ و زبان یک قومیت بر بقیه تحمیل شود؟ دکتر علیرضا اصغر زاده٬ استاد جامعه شناسی در دانشگاه یورک کانادا توضیح می دهد که چگونه نامرئی شدن قدرت حاکم و سلطه یکی از ابزارهای کلیدی بسط و حفظ سلطه است. ایشان در مقاله ای با عنوان «زبان٬ قومیت٬ نژاد و هویت» می نویسد:

حکایت نامرئی بودن اتنیک فارس [حکایت کنترل کننده و کنترل شونده است]. آنکه کنترل می شود، کنترل کننده را نمی بیند. آنکه تحت نظارت قرار دارد، از شناسایی ناظر عاجز است. کسی که تعریف می شود، تعریف کننده را نمی بیند و هویت او را نمی داند. گاه او را در هیبت دولت مرکزی تصور می کند و گاه در سیمای «نژاد برتر آریایی». گاه از او به نام «حکومت تهران» یاد می کند و بیشتر اوقات او را به نام «ملت ایران» می شناسد. حاکم، قدرتش در نامرئی بودنش است. چرا که نامرئی بودن، آسیمیله شدن را تقویت می کند و در عین حال عامل اتحاد و عنصر مقاومت را در هم می شکند. چگونه می توان در برابر چیزی که دیده نمی شود، در مقابل قدرتی که به اصطلاح وجود ندارد، مقاومت کرد؟


راسموس الینگ، پژوهشگر اقلیت های قومی در ایران، نیز در مطالعه ای که درباره ناسیونالیسم ایرانی و مسئله اقلیت ها نوشته است این موضوع را به عنوان هویت فراقومی (supraethnic) تعریف می کند. منظور او این است که روشنفکران و نویسندگان فارس هویت قوم خود را فراتر از یک قوم تعریف می کنند و آن را مبنای هویت ایرانی قرار می دهند. و بعد ادامه می دهد که چگونه این فراقومی کردن هویت فارسی باعث شده است که مردمان غیرفارس احساس به حاشیه رانده شدن و حذف پیدا کنند.

آری، قومیت پارسی در ایران نامرئی شده است. و اجازه دهید به شما ساده بگویم: اگر نمی توانید آن را ببینید، ایراد از موقعیتی است که در آن ایستاده اید و البته که اقناع شما دشوار است. در آمریکا، متوسط ثروث یک خانواده سفید بالای ۱۶۰ هزار دلار است و متوسط ثروت یک خانواده سیاه حدود ۶ هزار دلار است. ده ها هزار پژوهش و گزارش هم درباره اثبات نابرابری اقتصادی و اجتماعی و سیاسی میان انسان سیاه و سفید انجام شده است. آن تاریخ استعماری و برده داری نیز وجود دارد. اما آن انسان سفید هنوز بحث نامرئی بودن هویت خود را قبول ندارد. هنوز دربرابر شعار «جان سیاه هان مهم است» می گوید «جان همه انسان ها مهم است.» و اصولا درکی از ماجرا ندارد، یا منافع فردی و گروهی است که او را بنابینا ساخته است. بنابراین انتظاری ندارم که شما نامرئی بودن قوم فارس را بپذیرید، مگر آنکه درد آینده ای صلح آمیز و عدالت آمیز برای همه ایرانیان را داشته باشید.

Report Page