Into the current
𝑽𝒂𝒏𝒊𝒚𝒂
⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹
Into the current
↬ Translators: #Vaniya, #Sky
↬ Edit & Timeline: #Vaniya
⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹
تو یه تنگ کوچیک ماهی،
با گلهایی که نفس نمیکشن
به زیبایی شکوفه میدن، ولی هیچ عطری ندارن
تو هم دقیقاً شبیه منی
پشت این شیشه
اون اقیانوس چه جور جاییـه؟
حتی اگه هزار بار شنا کنم
بازم بهش نمیرسم… این منم
یه جایی تو مسیر، به اینجا عادت کردیم
ماهایی که اینجا جا موندیم
این همه نگرانی و ترس
همهچی قاطی شده تو هم
به یه جای جدید و دور
میخوام خودمو بهش بسپرم.
به سمت اون اقیانوس بزرگ و درخشان
پشت این شیشه قدیمی
که دیگه هیچکس سراغشو نمیگیره
که کدر شده و خزه بسته
آرزوهای کوچیکم رو کمکم رها میکنم
تا توی این دریا محو بشن
اون ستارهای که از داخل تنگ نگاهش میکردم
یه روز بهم گفت:
"بچه، تو هنوز جوونی،
و اون اقیانوس هنوز جریان داره.
فقط همون آسمون گرد بالای سرت نیست
آسمونی که بعد از رفتن از اینجا میبینی
فرق زیادی داره."
کمکم ترکها ظاهر میشن
آب آرومآروم خالی میشه
و من با تمام توانم میکوبم
به دیواری که حس میکنم هر لحظه ممکنه بشکنه
حتی اگه تیکههای تیز شیشه یه کم زخمیم کنن،
اشکالی نداره، تقریبا نزدیک شدم
به یه جای جدید و دور
میخوام خودمو توش رها کنم
قدم بردارم از این فضای کوچیک
به سمت اون اقیانوس وسیع و براق
که دیگه کسی حتی نگاهش هم نمیکنه
کدر شده و خزه بسته
آرزوهای کوچیکم رو یکی یکی رها میکنم
و میذارم توی این دریا حل بشن