In The Dark
𝑽𝒂𝒏𝒊𝒚𝒂↬ Translators: #Yalda
↬[StrayKidsWorld]
تو پارکینگ تو ماشین کروکی رفیقت
چندتا خیابون اونورتر از محلهای که توش بزرگ شدیم
کل تابستون رو داشتیم کورکورانه دور دور میکردیم
با سرعت میرفتیم
پنجرهها رو میدادیم پایین و تو بلوار رانندگی میکردیم
پریدم تو ماشین و صدامون حسابی بلند بود
چه شبایی که لجبازی کردیم با حرف و نصیحتهای بد
تقریبا حق با هردومون هم بود
تا وقتی که دیگه اینطور نبود
رادیو هنوز کار میکنه
من هنوز فرکانسم رو توـه
و این هنوز درد داره
نمیخوام حتی یه روز دیگه بدون تو توی تاریکی زندگی کنم
خواستم تنهایی رانندگی کنم ولی اصلا نمیدونم کجا برم، بدون تو ناامیدم
دیگه رانندگیهای طولانی تو تاریکی بدون تو حال نمیده
چراغ سبز بهم میگه حرکت کنم ولی جیپیاسم شکسته، شکسته، شکسته
من که تو فکرام غرق نمیشم، پس چرا تو
انقدر ذهنم رو مشغول کردی؟
اگه این عشق یه علاقهی واقعیه، بشین و ببین
که چطور با مرور زمان دیوارها فرو میریزه
کاش اینو اونموقع میدونستیم
شاید همونموقع اوضاعمون خوب میشد
رابطمون تلخ و شیرینه و بینمون داره به هم میخوره
دیگه با شرایط کنار اومدم
تا وقتی که دیگه اینطور نبود
رادیو هنوز کار میکنه
من هنوز فرکانسم رو توـه
و این هنوز درد داره
نمیخوام حتی یه روز دیگه بدون تو توی تاریکی زندگی کنم
خواستم تنهایی رانندگی کنم ولی اصلا نمیدونم کجا برم، بدون تو ناامیدم
دیگه رانندگیهای طولانی تو تاریکی بدون تو حال نمیده
چراغ سبز بهم میگه حرکت کنم ولی جیپیاسم شکسته، شکسته، شکسته