Imaginary Friend

Imaginary Friend

@GracieNation21

این اهنگ درباره اینه که بعد از جدایی، راوی اینقدر به حضور طرف مقابل عادت کرده که هنوز با نسخهٔ خیالیش صحبت میکنه.


I felt you in the morning in the kitchen

صبح در آشپزخونه، حضورت رو حس کردم


And it spooked me 'cause you weren't there

و این منو ترسوند چون تو اونجا نبودی


Thought I heard you, so I stopped and really listened

فکر کردم صداتو شنیدم، برای همین ایستادم و با دقت گوش دادم


You said "Something, something, something," wasn't fair

یه چیزای مبهمی میگفتی، عادلانه نبود


So I stop and fill the gaps

پس دیگه ادامه نمیدم و خودم اون جای خالی رو پر میکنم


I'm sorry, but I have to ask

ببخشید، اما باید ازت بپرسم که


If you could do me just a little favor? I'll return it later

اگه میشه میتونی فقط یه لطف کوچیک در حقم بکنی؟ بعدا جبرانش میکنم


Promise not to laugh, I talk to you, you don't talk back

قول بده نخندی، من باهات حرف میزنم، اما تو جوابم رو نمیدی


'Cause you're a figment of my imagination

چون تو ساخته ی ذهن و تخیل منی


Man, I fucking hate it

واقعا با تمام وجود از این موضوع متنفرم


You don't know even half of what you're missing

تو حتی نصف چیزهایی رو که داری از دست میدی رو هم نمیدونی


But I'm cool now if you even care

اما حالا دیگه حالم بهتره، البته اگه اصلا برات مهم باشه


Do you remember all the shit I broke? Well, I fixed it

تمام چیزهایی که خراب کردم رو یادته؟ خب بالاخره درستشون کردم


Kick your shoes off, go and leave 'em by the stairs, but you don't

کفش‌هاتو در بیار، برو و کنار پله‌ها بذارشون، اما اینکارو نمیکنی (چون اینجا نیستی)


So I stop and fill the gaps

پس دیگه ادامه نمیدم و خودم اون جای خالی رو پر میکنم


I'm sorry, but I have to ask

ببخشید، اما باید ازت بپرسم که


If you could do me just a little favor, tell me I'm no failure?

اگه میشه میتونی فقط یه لطف کوچیک در حقم بکنی؟، بهم بگو که یه بازنده ی شکست خورده نیستم


I promise not to laugh, I've got it wrong, let's run it back

قول میدم نخندم، همه‌ چیز رو اشتباه فهمیدم، بیا دوباره از اول شروع کنیم


Don't be a figment of my imagination

فقط ساخته ی ذهن و تخیل من نباش


But you are, and I fucking hate it

اما هستی، و واقعا با تمام وجود از این موضوع متنفرم


Oh, is it me, or is it so hot?

فقط من اینطورم یا واقعا هوا خیلی گرمه؟


Is it time to take our clothes off?

وقتش رسیده که لباس‌هامون رو در بیاریم؟


And is it wrong I'm thinking this thought?

و آیا اشتباهه که چنین فکری تو ذهنمه؟


Well, I felt you in the morning in the kitchen

خب صبح در آشپزخونه، حضورت رو حس کردم


But you were unaware

اما تو ازش خبر نداشتی



Report Page