I'm not okay

I'm not okay

𝐒𝐡𝐢𝐢𝐠𝐚

آخرین لبخندی که زدم واسع مدتی پیشِ

میتونم ترس هام و این که چقدر عجیب میتونم باشم رو بهت نشونم بدم

انگار اشک هام توی مغزم تتو شده‌ن

که یه جورایی موردعلاقه‌م هستن

همه چیز داره تغییر میکنه

و هیچی یکسان نمیمونه‌ جز یک قلب شکسته

یک سوراخ هم وسط سینم ‌دارم

نمیتونم دقیق ببینمش اما شبیه یک قلبه عزیزم

درد خالصی که توی لیوان های شامپاین ریخته شده

یک کمربند ایمنی واسه احساساتم‌ بستم

چون میدونم قرار نیست با تو به سرانجامی برسم


من خوب نیستم!

بخاطر فریادی که زدم‌ متاسفم‌ اما فکر کردم

شاید اینجوری صدام به گوشت برسه

من خوب نیستم!

نیاز نیست نگران باشی، همه چی تحت کنترلم

من خوب نیستم!

عصبیم، دارم سعی میکنم بی نقص باشم

و اینا همه‌ش اوکی...

دارن آسیب میبینم و بالاخره اعصابم بهم ریخت

من خوب نیستم!


ده مایل پایین تر از یک جاده پر پیچ و خم

قطره های بارونی که به سقف میخورن هم من و یاد تو میندازن

اشک های طلایی من (اشک هاش رو به طلای ارزشمند تشبیه کرده) توی قهوه‌م می‌ریزن

ببین چه خرجی رو دستم گذاشتی

و ممکنه همه اینارو تویک‌ تپش قلب ترک کنم

حتی فندکی که روی صندلی جا گذاشته بودی روهم پیدا کردم

میخوام همه چیز و آتش ‌بزنم

بازم کمکی نمیکنه چون قرار نیست ازت دست بکشم


من خوب نیستم!

بخاطر فریادی که زدم‌ متاسفم‌ اما فکر کردم

شاید اینجوری صدام به گوشت برسه

من خوب نیستم!

نیاز نیست نگران باشی، همه چی تحت کنترلم

من خوب نیستم!

عصبیم، دارم سعی میکنم بی نقص باشم

و اینا همه‌ش اوکی...

دارن آسیب میبینم و بالاخره اعصابم بهم ریخت

من خوب نیستم!

Report Page