Illustration

Illustration

𝐇𝐚𝐫𝐮

تصویرسازی یا Illustration چیه؟

اگه بخوای خیلی ساده بگیم، Illustration یعنی استفاده از تصویر برای تعریف کردن یک داستان، انتقال یک مفهوم یا رسوندن یک پیام.

یعنی تصویرساز فقط یه نقاشی قشنگ نمی‌کشه؛ پشت تصویرش یه هدفی وجود داره. مثلاً تصویر روی جلد یه رمان، تصویرسازی‌های داخل کتاب کودک، طراحی شخصیت برای یه بازی، پوستر یه فیلم یا حتی یه تصویر برای یه مقاله، همشون می‌تونن Illustration باشن.

نکته جالب اینه که Illustration لزوماً یه سبک خاص نیست. می‌تونه کاملاً واقع‌گرایانه، فانتزی، کارتونی، مینیمال، سورئال یا حتی انتزاعی باشه. با مداد، آبرنگ، گواش، رنگ روغن یا به صورت دیجیتال هم می‌شه انجامش داد.

پس فرقش با نقاشی چیه؟

مرزشون همیشه مشخص نیست و خیلی جاها با هم هم‌پوشانی دارن، ولی یه تفاوت مهم وجود داره.

وقتی یه نقاشی رو صرفاً برای بیان احساس، خلق یه اثر هنری یا تجربه شخصی می‌کشی، بیشتر به Painting نزدیکه. ولی توی Illustration معمولاً تصویر قراره یه چیزی رو به مخاطب منتقل کنه.

مثلاً فرض کن یه منظره از یه جنگل می‌کشی. اگه فقط هدفت خلق یه منظره زیبا باشه، یه نقاشیه. ولی اگه همین جنگل رو برای نشون دادن صحنه‌ای از یه داستان طراحی کنی و بخوای حس ترس، آرامش یا رازآلود بودن اون صحنه رو منتقل کنی، وارد دنیای Illustration شدی.

Illustration کجا استفاده می‌شه؟

تقریباً همه‌جا!

روی جلد کتاب‌ها و رمان‌ها، داخل کتاب‌های کودک، مجله‌ها، پوسترها، تبلیغات، بازی‌های ویدیویی، انیمیشن، کمیک، طراحی شخصیت، Concept Art، بسته‌بندی محصولات، سایت‌ها و حتی پست‌های شبکه‌های اجتماعی.

مثلاً وقتی یه نویسنده یه شخصیت رو توی داستان توصیف می‌کنه و یه تصویرساز ظاهر، لباس، محیط و حال‌وهوای اون شخصیت رو طراحی می‌کنه، تصویرساز داره بخشی از اون دنیای داستانی رو به تصویر تبدیل می‌کنه.

حالا چطوری Illustration یاد بگیریم؟

لازم نیست از همون روز اول بری سراغ طراحی‌های خیلی پیچیده. بهتره مرحله‌به‌مرحله پیش بری.

اول از همه طراحی پایه رو یاد بگیر.

اشکال ساده، حجم، نور و سایه، پرسپکتیو، تناسبات، آناتومی، طراحی صورت، دست و بدن و طراحی محیط، چیزهایی هستن که بعداً خیلی به دردت می‌خورن.

ولی یه اشتباه رایج اینه که فکر کنیم باید اول چند سال فقط طراحی پایه تمرین کنیم و بعد اجازه داریم Illustration کار کنیم.

نه.

همزمان با یادگیری اصول، Illustration هم انجام بده. مثلاً یه شخصیت ساده طراحی کن و سعی کن براش یه صحنه بسازی.

دوم، رفرنس ببین.

خیلی زیاد.

ولی فقط نگاه نکن. تحلیلشون کن.

از خودت بپرس چرا این شخصیت اینجای کادر قرار گرفته؟ چرا نور از این سمت میاد؟ چرا هنرمند از این رنگ‌ها استفاده کرده؟ چرا چشم من اول به این قسمت تصویر می‌ره؟

این سؤال‌ها باعث می‌شن کم‌کم نگاهت به تصویر حرفه‌ای‌تر بشه.

سوم، سبک‌های مختلف رو امتحان کن.

اگه هنوز نمی‌دونی سبک خودت چیه، اصلاً نگران نباش.

ممکنه یه مدت فانتزی کار کنی، بعد بری سراغ سبک کارتونی، بعد واقع‌گرایانه رو امتحان کنی و در نهایت ترکیبی از چندتا سبک رو بسازی.

قرار نیست از روز اول یه «سبک شخصی» داشته باشی. سبک معمولاً نتیجه تمرین و آزمون‌وخطاست.

چهارم، داستان‌گویی تصویری رو تمرین کن.

این یکی از مهم‌ترین قسمت‌های Illustrationـه.

فرض کن می‌خوای یه دختر رو وسط یه جنگل نقاشی کنی.

می‌تونی فقط یه شخصیت بکشیش که وسط جنگل ایستاده.

یا می‌تونی از خودت بپرسی:

اینجا چراست؟

چی شده؟

از چی می‌ترسه؟

هوا چه حال‌وهوایی داره؟

چرا این لباس رو پوشیده؟

چه اتفاقی قراره بیفته؟

حالا با استفاده از نور، رنگ، حالت بدن، محیط و جزئیات، جواب این سؤال‌ها رو توی تصویر نشون بده.

اینجوری تصویرت فقط «یه نقاشی از یه آدم» نیست؛ یه داستان پشتش وجود داره.

پنجم، ترکیب‌بندی رو یاد بگیر.

ممکنه یه طراحی خیلی خوب کشیده باشی، ولی چون عناصر رو بد داخل کادر گذاشتی، تصویر جذاب به نظر نرسه.

ترکیب‌بندی یعنی اینکه عناصر مختلف تصویر رو چطور کنار هم قرار بدی تا تصویر خوانا و جذاب باشه و چشم مخاطب بدونه اول کجا رو ببینه.

ششم، رنگ رو یاد بگیر.

رنگ فقط برای خوشگل کردن تصویر نیست.

رنگ می‌تونه حس تصویر رو کاملاً عوض کنه.

یه صحنه با رنگ‌های گرم می‌تونه حس متفاوتی نسبت به همون صحنه با رنگ‌های سرد داشته باشه.

برای شروع هم لازم نیست کلی تئوری رنگ حفظ کنی. با پالت‌های محدود شروع کن و ترکیب‌های مختلف رو امتحان کن.

و مهم‌تر از همه: پروژه واقعی انجام بده.

به‌جای اینکه فقط ساعت‌ها تمرین‌های جداگانه انجام بدی، گاهی یه پروژه کامل برای خودت تعریف کن.

مثلاً:

برای یه داستان کوتاه Illustration بساز.

برای یه رمان خیالی کاور طراحی کن.

یه شخصیت بساز و اتاقش رو طراحی کن.

یه صحنه از یه فیلم یا کتاب رو به سبک خودت تصویرسازی کن.

برای یه جمله کوتاه، یه تصویر طراحی کن که مفهومش رو منتقل کنه.

بعد از تموم شدن کار، فقط نگو «قشنگ شد یا نشد».

از خودت بپرس:

ایده تصویر مشخصه؟

چشم مخاطب می‌فهمه باید کجا رو ببینه؟

رنگ‌ها با فضای تصویر هماهنگن؟

نور و سایه منطقیه؟

تصویر واقعاً چیزی رو منتقل می‌کنه؟

در نهایت هم برای شروع Illustration به تجهیزات عجیب‌وغریب نیاز نداری.

اگه سنتی کار می‌کنی، یه مداد و دفتر طراحی برای شروع کافیه.

اگه دیجیتال کار می‌کنی، با ابزارهایی که در دسترست هست شروع کن.

چیزی که بیشتر از ابزار اهمیت داره، تمرین، مشاهده و یاد گرفتنه.

و یه نکته مهم:

برای تصویرساز شدن لازم نیست اول تبدیل به یه نقاش فوق‌حرفه‌ای بشی.

طراحی قوی خیلی مهمه، ولی Illustration فقط مهارت دست نیست. ایده‌پردازی، داستان‌گویی، ترکیب‌بندی، رنگ، نور و توانایی تبدیل یه مفهوم به تصویر هم به همون اندازه اهمیت دارن.

پس اگه به تصویرسازی علاقه داری، منتظر نباش یه روز «کاملاً آماده» بشی.

یه داستان کوتاه بردار، یه جمله انتخاب کن یا حتی یه شخصیت خیالی بساز و سعی کن براش یه صحنه طراحی کنی.

از همین‌جا می‌تونی شروع کنی.

Report Page