بی‌سواد، تویی

بی‌سواد، تویی

فرهیختگان


خطاب به سعید لیلاز


✍اسماعیل شمس


🔺بلایی که امروز همچون طاعون به جان مردم افتاده است، سخنان خطای تاریخ‌ندانان خودشیفته و بی‌اخلاق و ایدئولوژی‌اندیشی است که جامعه را به سمت نابودی می‌برد. رشته تاریخ که همانند پزشکی، مهندسی، فلسفه، شیمی و ... دانشی تخصصی است به کیسه‌بوکسی تبدیل شده است که هرکس و ناکسی به خود اجازه می‌دهد، بدون ترس از پیامدهای کارش مشتی به آن بکوبد. یکی از آخرین نمونه‌های مشت‌زنی به صورت تاریخ، سخنان سخیف سعید لیلاز است که از موضعی مرکزگرایانه و خودبرترپندارانه کریم‌خان را "لر بی‌سواد" خطاب کرده است. نگارنده در اینجا قصد دفاع از کریم‌خان را ندارد، چون او نیز، اگرچه کمتر، اما همچون دیگر شاهان قبل و بعد دستش به کشتار مردم بی‌گناه آلوده شده است. سبب نگارش این یادداشت، اعتراض به روند رو به گسترش تحقیر مردمانی است که زبان مادری آنان فارسی نیست و جماعتی با صفات استاد، دکتر و پروفسور و ... به خود حق می‌دهند هر صفت ناشایستی را که لایق خودشان است، نثار این مردم کنند.


🔺آنچه در ادامه می‌آید قضاوت برخی منابع تاریخی معاصر زندیه و بعد از آن درباره کریم‌خان است و امیدوارم جناب لیلاز آنها را بخواند تا متوجه بی‌سوادی خودش گردد و از کریم‌خان و مردم لر طلب بخشش کند. در تاریخ گیتی‌گشا آمده است که نادرشاه چون «آوازۀ خصم افکنی و طنطنۀ دشمن شکنی طایفۀ جلیلۀ زند» را شنیده آنان را به دره گز خراسان کوچانده است. کریم خان پس از قتل نادر به همراه برادرش صادق خان ایل زند را از خراسان به منطقه پری در اطراف ملایر که خاستگاه آنان بود، برگرداند و به جنگ ترکمانان و افاغنه رفت.


🔺پیش از کریم‌خان سراسر ایران صحنه جدال و جنگ ترکمانان قاجار به رهبری محمد حسن خان، ترکمانان افشار به فرماندهی فتحعلی‌خان افشار و سپاهیان آزاد خان افغان بود. جنگهای آنان با یکدیگر کار را به جایی رسانده بود که به نوشته ابوالحسن غفاری کاشانی « مردم از رنج بی‌قوتی در اندرون خانه‌های خود می‌مردند و زمره‌ای که اندك قوت ترددی داشتند، هر طفلی که غفلتاً قدم از درون کاشانۀ خود بیرون می‌گذاشت، او را دزدیده و به خرابه‌ها برده ذبح نموده، می‌خوردند... شش ماه آتش قحط، جهان افروز و نایره غلاء، مردم سوز بود؛ چنانکه در اصفهان و بلوکات[بیش از] چهل هزار نفر از جوع مرد و علی‌هذا القیاس راه بر سایر احوال بلاد و محال و مواضع مملکت عراق[نواحی شمال فارس تا ملایر و قم تا لرستان به مرکزیت اراک کنونی] می‌توان برد». همین نویسنده از ویرانی ساحت مملکت ایران در این دوره خبر می‌دهد که "حضرت ظل اللهی گیتی پناهی محمدکریم خان زند آن ویرانی را به خیر رونق و آبادی درآوردند". هنر کریم‌خان این بود که به غارت و کشتار مردم ایران، به ویژه نواحی غرب توسط ترکمانان و افغانان پایان داد، اما افسوس که جانشینان او به جان هم افتادند و راه را برای ظهور آقا محمدخان قاجار هموار کردند که تنها در یک روز به اندازه همه سالهای حکومت کریم‌خان آدم کشت و با مشت آهنین و ایجاد کله‌منار از سر مردم بی‌گناه و حتی برادرانش همه را منکوب قدرت خویش کرد. کریم‌خان در غرب هم با عثمانی‌ها درگیر شد و اجازه نداد آنان همانند عصر صفوی و افشار و قاجار به سمت شرق پیشروی کنند. به روایت یک مورخ زندیه، کریم خان خود را متعهد می‌دانست که «دست تسلط» هر کس را که «در بحر و بر بر دامن ایرانی» برسد، قطع کند؛ به همین سبب بود که او پس از سرکوب ترکمانان و افغانان بیگانه و متجاوز به همزبانان و همسایگان خود هم رحم نکرد و با بختیاری‌ها و فیلی‌ها و اردلان‌ها و... جنگید.


🔺بیشتر تاریخنگاران دوره زندیه او را ستوده‌ و «سایۀ خدا و منظور نظر لطف خالق ارض و سماء» دانسته‌اند. به روایت تاریخ نگارستان «کریم‌خان پادشاهى پیروزمند و دلیر و خوشخوى و مهربان بود. مؤلف تاریخ خسروان گوید: گمان نمی‌کنم از آغاز جهان که این همه شهریاران آمده‌اند، هیچ‌یک را چنین خوى نیک بوده باشد از بزرگ‌منشى نام پادشاهى را از خود برداشته و خود را وکیل‌الرعایا می‌خواند و اگر گاهى او را به‌نام شاهى می‌خواندند، او را بد آمده می‌گفت شاه، ابو تراب میرزاى نمک‌نشناس[شاه اسماعیل سوم صفوی] است که هر دم دست‌آویز کسى است». به گفته ناسخ‌التواریخ چون کریم خان ظلم و زور را ویژگی اصلی شاهان می‌دانست از کاربرد صفت شاه برای خود بیزار بود. اسقف کرنلیوس در کتاب گزارش کارملیتها سبب عدم علاقه کریم خان به پادشاهی را اصل و نسب پایین او دانسته است و می‌گوید او به خوبی آگاه است که در صورت انجام این کار، ایرانیان متلون‌المزاج زیر بار اطاعت او نخواهند رفت.


🔺راستی اگر کریم‌خان اکنون از قبر بیرون آید و ببیند مدعیان تام و تمام ایران او را لر ساده و بی‌سواد می‌دانند و با افتخار از قصاب مردم ایران و قاتل فرزندان و نوادگانش تمجید می‌کنند، چه خواهد کرد؟


https://B2n.ir/ke5327


Report Page