سیه‌جامه‌ی نیویورک، سپیدنامه‌ی ایران و تاریخش

سیه‌جامه‌ی نیویورک، سپیدنامه‌ی ایران و تاریخش

فرهیختگان


علی صارمیان


پزشکیان در نیویورک انتقام مردمِ تحریم‌شده و هدفِ تهاجم را با پیراهنی سیاه و نامه‌ای سپید، از جانب ملت ایران گرفت. روزی تاریخی بود و گویی او را برای همین روز ساخته بودند.


جامه و نامه نشانه‌ی بیرونی ماجرا بودند و گواهِ درونی‌اش در زبان سخنرانی است، که زبان پیش از موضع می‌آید و پس از موضع می‌ماند. پنج گواه دارد.


نخست، برچسب. پزشکیان گفت آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند و کسانی که خودشان تروریست‌اند به ایران می‌گویند تروریست. او تهمتی را که سال‌ها بر پیشانی این ملت چسبانده بودند برداشت و بر پیشانی صاحبانش نشاند. واژه همان واژه ماند و نشانی‌اش عوض شد. آنکه برچسب می‌زد، خودش برچسب خورد.

دوم، قسمت‌ناپذیری. او امنیت منطقه را یا سهم همه دانست یا سهم هیچ‌کس. در این جمله جایی برای برنده‌ی تنها نیست. ضمیر «ما» از مرز ایران گذشت و همسایه‌ها را هم در خود گرفت. سخنی که از تهران آغاز شد در ترازوی منطقه سنجیده شد.


سوم، فعل منفی. نپذیرفتن زبان زور و بی‌هراسی از جنگ هر دو در صیغه‌ی جمع آمدند. «نمی‌پذیریم» و «نمی‌هراسیم» سخنِ یک دولت را به سخنِ یک ملت رساندند. قالیباف هم همین را دید و گفت رئیس‌جمهور از جانب تمدنی سه‌هزارساله سخن گفت. فعل جمع، تاریخ را پشت میز سخنران نشاند

چهارم، تصویر. او عکس شهدا ، از صدر تا ذیل را پرچم کرد. از رهبری شهید تا کودکان میناب و قربانیان لامرد را بالا گرفت و تصویر رهبر شهید انقلاب را هم به دوربین‌ها نشان داد. واژه در ترجمه لاغر می‌شود و از معنا چیزی می‌کاهد. عکس بی‌مترجم می‌ماند و در هر زبانی یک معنا دارد. وقتی سخنران تصویر بالا برد، ترجمه‌ی هم‌زمانِ سالن ساکت ماند و دل‌ها به زبان مادری سخن گفتند.

پنجم، «اما». او گفت ایران در جنگ آمریکا تسلیم نخواهد شد، اما به دیپلماسی برای پایان جنگ باور دارد. مفصل کوچکِ «اما» مشت و دست را به هم بست. این جمله پاسخی بود به سخنرانی روز پیشِ ترامپ، که از سیاست آمریکا در قبال ایران دفاع کرده و از احتمال نابودی جمهوری اسلامی در صورت نرسیدن به توافق سخن گفته بود. تهدید یک نیمه داشت و پاسخ دو نیمه: مذاکره ممکن است و زیر سایه‌ی زور پذیرفتنی نیست.


این هم بی‌سابقه بود. سی‌ان‌بی‌سی نوشت هیچ رهبر دیگری تاکنون در حالی که کشورش با آمریکا در جنگ است، شخصا در سازمان ملل سخن نگفته بود. پیراهن سیاه در آن سالن ساکت ماند و نامه‌ی سپید سخن گفت. جامه شاهد بود و نامه گواه، و زبان داور.



Report Page