I wish i was dead

I wish i was dead

Vixon !

لبخند میزد ولی چشمهاش اشکی بودن

- بخشید که هنوز زندم...

فقط چهار کلمه بود، چهار کلمه‌ای که خیلی حرف‌ها رو توی خودشون جا داده بودن

لکه‌های خونی‌ که روی صورتش باقی مونده بودن با قطره‌هایی که از چشمهاش می‌ریخت، پاک میشدن با اون قطره ها به پایین سر میخوردن و دست هاش رو نمناک و سرخ رنگ میکرد.

- ببخشید که اون موقع نمردم و بخاطرش الان باید جواب پس بدم

بوی بیمارستان اذیتش میکرد ولی دیگه براش مهم نبود. چیز زیادی متوجه نمیشد، فقط خسته و جسم کم جونش سنگین شده بود و به سختی دور و اطرافش رو میدید و روی تخت نشسته بود.

- من حتی نمی‌خواستم وجود داشته باشم... متاسفم که فقط براتون یه دردسر بزرگ بودم

لبخند ساختگی‌ای زد و سرشو به دو طرف تکون داد. حرفایی که میزد با نیش و کنایه آمیخته شده بودن، کاری که بنگچان هیچوقت انجام نمی‌داد.

- ولی بخاطرش ناراحت نباشین... جسمم فقط یه کالبدیِ که باعث میشه حرکت کنم یا حرف بزنم... از درون مردم! همیشه منتظر همین بودین درسته؟

با حرفاتون، با رفتاری که داشتین، با خودخوری هایی که انجام دادم، با گریه هایی که تا خود صبح تموم نمیشدن... من مقصر همه‌ی این ها بودم نه؟ به هرحال... من با همه‌ی اینا ذره ذره مردم.

وقتی کمک خواستین، کمک کردم ولی چرا تا من کمک خواستم همه‌تون جوری رفتار کردین انگار وجود ندارم؟! اینم مقصرش من بودم؟ اینکه همیشه بی‌ارزش باشم؟

صداش می‌لرزید و کنترلی روش نداشت. آدمایی که اومده بودن ملاقاتش همه‌شون نقاب به صورت داشتن و ادعای دلسوزی میکردن.

بعد از چند دقیقه از بین اون چند نفر، شخص آشنایی جلو اومد که زمان زیادی بود هیچ کلمه‌ای باهاش رد و بدل نکرده بود.

قدم های سنگینش رو سمت تخت برداشت و مسافت تقریبا کوتاه بینشون رو طی کرد و روی تخت سفید بیمارستان کنار چان نشست.

بدون حرفی دست ظرفیش رو پشت سر پسر رو به روش گذاشت و به شونه خودش نزدیک کرد.

+ مین‌مین اینجاست چان..‌. الان شانسی نداره که این بار اون چانی رو نجات بده؟

- نمی‌دونم... دیگه نمیتونم تشخیص بدم

+ چی رو؟

- اینکه زنده‌ام یا نه...

مینهو لحظه‌ای ساکت شد و نفس عمیقی کشید و ادامه داد:

+ ولی میتونیم امیدوار باشیم نه؟ امتحانش میکنم... اگه مرده هم باشی راهی پیدا میکنم تا دوباره زنده‌ات کنم

همون غیرممکنی که خودت میگی رو ممکن میکنم.

اون موقع نمیذارم هیچکسی بهت آسیب برسونه... همونطور که تو نذاشتی این اتفاق برای من بیافته.

Report Page