How Iran Sees the War:External Escalation, Internal Consolidation
Mohammad Ayatollahi Tabaar, FRI. 20 March 2026, Foreign Affairs
علاء المرجانی / رویترز
ایران جنگ را چگونه میبیند؟
تنشزایی بیرونی، تثبیت قدرت داخلی
نوشته: محمد آیتاللهیتبار
۲۰ مارس ۲۰۲۶
محمد آیتاللهیتبار دانشیار امور بینالملل در مدرسه بوش در دانشگاه تگزاس A&M، پژوهشگر انستیتو بیکر در دانشگاه رایس، پژوهشگر غیرمقیم در مدرسه کندی هاروارد و بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی است. او نویسنده کتاب «حکومتداری مذهبی: سیاستِ اسلام در ایران» است.
پس از سالها محکومیت، تحریم و حملات در مقیاس کوچک، در اواخر ماه فوریه، ایالات متحده و اسرائیل سرانجام جنگی گسترده را علیه ایران آغاز کردند. از آن زمان تاکنون، نیروهای آمریکایی و اسرائیلی علی خامنهای، رهبر ایران، را به همراه بسیاری دیگر از مقامات ارشد ترور کرده و بسیاری از تأسیسات نظامی، ساختمانهای دولتی، فرودگاهها، تأسیسات انرژی و زیرساختهای غیرنظامی کشور را ویران کردهاند. اکنون، با گذشت سه هفته از این کارزار، رهبران ایالات متحده و اسرائیل مصرانه پیشبینی میکنند که ایران در آستانه شکست نظامی است و رژیم حاکم یا به شدت تضعیف شده و یا از میان برداشته خواهد شد.
واشینگتن و اسرائیل حق دارند که بگویند بمبهایشان توانمندیهای نظامی ایران را در هم کوبیده است. اما اگر تصور میکنند که تهران در حال فروپاشی است، احتمالاً در اشتباهاند. جمهوری اسلامی از زمان شروع حملات، انسجام قابل توجهی را حفظ کرده است. سیستم فرماندهی و کنترل آن، علیرغم از دست دادن رهبران بسیار، دستنخورده باقی مانده است. ایران قدرت آتش کافی برای حملات موشکی علیه پایگاههای آمریکا، اسرائیل و کشورهای مختلف عرب حاشیه خلیج فارس را حفظ کرده است؛ و به سرعت مجتبی، پسر تندروی خامنهای پدر را به عنوان رهبر جدید معرفی کرد.
این تابآوری نباید غافلگیرکننده باشد. بیش از دو دهه است — از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و به ویژه از زمان جنگ ۱۲ روزه در ژوئن گذشته — که تهران خود را برای یک حمله بزرگ از سوی ایالات متحده آماده کرده و سیگنال داده بود که با خشم پاسخ خواهد داد. ایران استراتژی خود را بر پایه طرحی برای ایجاد حداکثر هرجومرج به امید بازگرداندن بازدارندگی بنا کرده بود؛ و این دقیقاً همان کاری است که انجام داده است.
ایران همچنین از جنگ برای تقویت موقعیت داخلی خود استفاده میکند. پیش از آغاز بمبارانها، رژیم در داخل به شدت نامحبوب شده بود و با اعتراضات تودهای مکرری روبرو بود که تنها با سرکوب فزاینده میتوانست آنها را مهار کند. اما جنگ با واشینگتن، فراتر از ایجاد توجیهی برای سرکوب وحشیانهتر، منبع جدیدی از مشروعیت را برای آن فراهم آورده است. این درگیری به رهبران ایران اجازه داده تا استدلال کنند که شجاعانه در برابر متجاوزان خارجی ایستادهاند. جنگ در حال ایجاد نوعی انسجام است که یادآور دوران پس از جنگ ایران و عراق است. بمبارانها در نهایت هم نظامیان و هم غیرنظامیان را به کام مرگ میکشاند و «فرهنگ شهادت» را در شهرهای ایران بازتولید میکند.
اینکه این سناریو چگونه پیش خواهد رفت، نامشخص است. جمهوری اسلامی پیش از شروع جنگ با مقاومت داخلی جدی روبرو بود؛ تا حدی که بسیاری از ایرانیان از مداخله خارجی استقبال میکردند. حتی اگر تهران اکنون با موجی از حمایت روبرو شود، ویرانیهای به بار آمده تنها چالشهای حکمرانی را پیچیدهتر خواهد کرد. و ایالات متحده ممکن است در نهایت تصمیم به تهاجم زمینی و تغییر رژیم بگیرد.
اما مقامات ایرانی، حداقل، جنبه مثبتی در این بمبارانها میبینند. برای آنها، جنگ با ایالات متحده و اسرائیل یک فرصت است، نه فقط یک خطر.
پارس و گاز گرفتن
در طول دهه گذشته، بسیاری از مقامات آمریکایی به نتیجهای سرنوشتساز درباره جمهوری اسلامی رسیدند: اینکه ایران علیرغم لفاظیهای تندش، در واقعیت ضعیف و محتاط است. مقامات ایرانی ضربه پس از ضربه را بدون واکنش جدی تحمل کرده بودند. وقتی اسرائیل سالها به ترور افسران ایرانی در سوریه و هدف قرار دادن دانشمندان هستهای پرداخت، رهبران کشور جز محکوم کردن کاری نکردند. پس از حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق در آوریل ۲۰۲۴، تهران رگباری از پهپادها و موشکها را به خاک اسرائیل پرتاب کرد، اما تقریباً تمام پرتابههایش رهگیری شدند. در ژوئیه همان سال، پس از ترور اسماعیل هنیه، رهبر حماس در تهران، رهبران ایران تقریباً ساکت ماندند. ایران پس از کشته شدن حسن نصرالله، رهبر حزبالله، حمله دیگری به اسرائیل انجام داد، اما این حمله نیز عمدتاً خنثی شد. و ایران از تلافی معنادار پس از بمباران برنامه هستهای توسط واشینگتن در ژوئن ۲۰۲۵ خودداری کرد. سرانجام، حتی متحدان جمهوری اسلامی نیز در اینکه تهران مایل به جنگ علیه دشمنانش باشد تردید کردند — به ویژه با توجه به اینکه ایران گاهی حملات خود را از قبل و از طریق میانجیها فاش میکرد.
«وقتی اسرائیل سالها به ترور افسران ایرانی پرداخت، تهران کاری نکرد.»
انتخابهای جمهوری اسلامی بازتابدهنده یک دوراهی همیشگی در استراتژی ایران بود. تهران باید به متحدان منطقهای خود ثابت میکرد که شریکی معتبر است، نه شریکی که انتظار دارد متحدان عربش هزینه تقابل با اسرائیل را بپردازند در حالی که خودش کنار ایستاده است. اما همزمان باید از گامهایی که منجر به حمله مستقیم اسرائیل به خاکش میشد پرهیز میکرد، به ویژه در زمانی که بخش بزرگی از مردم نسبت به رژیم و سیاستهای منطقهای آن بدبین بودند.
در نتیجه، اقداماتی که برای حل یک مشکل انجام میشد، اغلب مشکل دیگری خلق میکرد. حملات ایران علیه اسرائیل کمتر برای بازدارندگی اسرائیل و بیشتر برای اطمینان خاطر دادن به متحدان منطقهای بود. ماهیت نمایشی این حملات، شرکا را موقتاً آرام کرد، اما همان کیفیت نمایشی، تصور دشمنان را مبنی بر اینکه ایران ضعیف و ناتوان از وارد کردن آسیب جدی است، تقویت کرد. به همین دلیل واشینگتن و اسرائیل بارها تصمیم به حمله گرفتند، حتی زمانی که تهران آماده مذاکرات هستهای بود. (برای مثال، بمباران زیرساختهای هستهای ایران در ماه ژوئن، درست در میان مذاکرات رخ داد.) با گذشت زمان، مقامات ایرانی به این نتیجه رسیدند که دولت باید با تهاجم بسیار بیشتری به حملات آینده پاسخ دهد؛ در غیر این صورت واشینگتن و اسرائیل تا تسلیم کامل ایران، دست از آسیب رساندن بر نخواهند داشت.
بنابراین، تهران استراتژی نظامی خود را از دکترین «دفاع رو به جلو» — یا تقابل با دشمنان از طریق گروههای نیابتی و خارج از مرزها — به سمت دکترین «هجوم خالص» تغییر داد. برنامه این بود که با ترکیبی از توانمندیهای متعارف و غیرمتعارف تلافی کند. ایران تصمیم گرفت به جای تنشزایی تدریجی و پاسخهای محدود، در صورت حمله، به سرعت درگیری را به کل خاورمیانه گسترش دهد تا به اقتصاد جهانی ضربه بزند.
تهران این تغییر رویکرد را مخفی نگه نداشت. خامنهای پیش از ترور، بارها و به صورت علنی هشدار داده بود که «محاسبات غلط» ایالات متحده درباره ضعف ایران باید اصلاح شود. او خواستار رزمایشهای نظامی و نمایش قدرت برای ایجاد بازدارندگی شد. در اواخر سال ۲۰۲۵، مقامات ایرانی مدعی شدند که کشور تنها از ۲۰ درصد توان خود در جنگ ژوئن استفاده کرده و اشاره کردند که تهران آماده است در دور بعدی درگیری، از توانمندیهای استراتژیک اضافی استفاده کند — و مشخصاً به خلیج فارس به عنوان صحنه احتمالی تشدید تنش اشاره کردند. نیروهای دریایی سپاه پاسداران و ارتش تمریناتی را برای بستن تنگه هرمز آغاز کردند.
همزمان، برخی مقامات ایرانی تلویحاً از حزبالله به دلیل پاسخ ضعیف به حملات ۲۰۲۴ اسرائیل انتقاد کردند و پیشنهاد دادند که خودِ ایران قصد دارد در هر جنگ آینده، از همان ابتدا با شدت بسیار بیشتری حمله کند. با این حال، علیرغم این سیگنالها — و برخلاف میل تهران — ایالات متحده و اسرائیل همچنان ایران را محتاط، ضعیف و در دسترس برای حمله میدیدند.
نتیجه، درگیری فعلی است. دو کشور در ماه فوریه با قدرت آتشی بیسابقه به ایران حمله کردند. تهران نیز با شلیک مداوم هزاران موشک و پهپاد پاسخ داد. تنگه هرمز را بست و قیمت نفت را به شدت بالا برد. همچنین تهدید کرده است که با متحدان حوثی خود برای مختل کردن تردد در بابالمندب هماهنگ خواهد شد که زنجیره تأمین جهانی را به هرجومرج بیشتری میکشاند. رهبران ایران این درگیری را جنگی میبینند که در آن قواعد کمی حاکم است. از دیدگاه تهران، اقداماتی چون ترور رهبر ایران در ماه رمضان، باعث شده تا هر هدفی برای آنها مجاز شمرده شود.
الگویی آشنا
رهبران ایران معتقدند که مقاومت سخت در نهایت کشور را محافظت میکند، اما همچنین فکر میکنند جنگ باعث تثبیت رژیم در داخل میشود. آخرین جنگ ایران (با عراق) به رهبران کمک کرد تا قدرت را قبضه کنند. وقتی صدام حسین در سال ۱۹۸۰ حمله کرد، ایران درگیر تنشهای پس از انقلاب و درگیریهای جناحی بود. صدام انتظار پیروزی سریع داشت، اما پیشبینی نمیکرد که رهبری ایران دقیقاً به دلیل همان اختلافات داخلی، از تهاجم استقبال کند. به گفته ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیسجمهور پس از انقلاب، آیتالله خمینی به مقامات گفته بود که پیروزی در جنگ منجر به «تثبیت کامل» جمهوری اسلامی علیه مخالفان داخلی خواهد شد.
«جنگ ایران و عراق به تثبیت قدرت جمهوری اسلامی کمک کرد.»
خمینی تا حدی درست میگفت. اگرچه ایران پیروز مطلق نشد، اما جنگ جامعه ایران را شوکه کرد و اشکال جدیدی از بسیج تودهای را ایجاد کرد که دولت انقلابی را تقویت نمود. رژیم با استفاده از نمادهای شیعی و مفهوم شهادت، خود را به عنوان مدافع کشور به تصویر کشید. صدها هزار جوان داوطلب جنگ شدند. جنگ چنان در تثبیت قدرت موفق بود که ایران حتی پس از بازپسگیری مرزها، جنگ را ادامه داد. صدام در تلاش برای در هم شکستن جمهوری اسلامی، ناخواسته آن را نهادینه کرد.
درگیری امروز نیز میتواند از همان الگو پیروی کند — یا حداقل رهبران ایران اینگونه باور دارند. ایالات متحده و اسرائیل تنشهای داخلی ایران را فرصتی برای سرنگونی دیدند؛ اما خامنهای احتمالاً این حمله را راهی برای تقویت نظام تفسیر کرده است. او سالها پیش از بمبارانها، با یادآوری جنگ ایران و عراق، از تأثیر تجربیات جنگی بر معنویت و وفاداری به حکومت تئوکراتیک سخن گفته بود.
در هفتههای اخیر، حکومت شمار زیادی از ایرانیان را بسیج کرده است. اگرچه این جمعیت لزوماً نماینده تمام ایرانیان نیستند، اما رژیم معتقد است که خشم ناشی از سرکوب اعتراضات، اکنون تحتالشعاع قربانیان جنگ (مانند کشته شدن کودکان در حمله به یک مدرسه دخترانه توسط موشک آمریکایی) قرار گرفته است. به عبارت دیگر، یک تروما جایگزین ترومای دیگر میشود.
جمهوری اسلامی همچنین معتقد است جنگ میتواند به تثبیت حمایت از رهبر جدید، مجتبی خامنهای کمک کند؛ همانطور که جنگ با عراق باعث قدرت گرفتن پدرش شد. مجتبی سالها در پشت صحنه بود، اما در لحظه بحران، پیوندهای نزدیک او با سپاه پاسداران به یک دارایی بزرگ تبدیل شده است. حتی با وجود گزارشهایی مبنی بر مجروح شدن او، در تظاهرات دولتی مردم با او بیعت کردهاند. جنگ در حال تبدیل کردن یک چهره مبهم به نماد تداوم و مقاومت است.
دو جنگ
البته مشخص نیست که استراتژی ایران موثر واقع شود. ایالات متحده و اسرائیل هنوز در برابر هزینههای رو به افزایش جنگ سر خم نکردهاند. میلیونها ایرانی که پیش از جنگ از رژیم متنفر بودند، ممکن است حکومت را به اندازه مهاجمان خارجی مقصر بدانند. اما درد ناشی از درگیری تازه شروع شده است. با انتشار تصاویر کشتهشدگان و زیرساختهای ویران شده، ممکن است خشم عمومی نسبت به متجاوزان خارجی و ترس از فروپاشی کشور (به جای تغییر رژیم) افزایش یابد. در این صورت، ممکن است تمرکز مردم از سرکوبهای اخیر و قتلعام معترضان منحرف شود.
آنچه روشن است این است: ایران در حال انجام جنگی اساساً متفاوت با دشمنانش است. ایالات متحده و اسرائیل تلاش میکنند دولت را از «بالا» (از طریق ترور سران و نابودی زیرساختها) تضعیف کنند. اما جمهوری اسلامی از «پایین» کار میکند؛ یعنی با بسیج هواداران و بازسازی افکار عمومی از طریق ناسیونالیسم جنگی. ایران میخواهد دشمنانش را در میدان نبرد شکست دهد، اما به همان اندازه بر تثبیت موقعیت خود در داخل متمرکز است.
https://www.foreignaffairs.com/iran/how-iran-sees-war
https://t.me/BetweenDichotomies/9832
@BetweenDichotomies