How Final Fantasy Crystal Chronicles: The Crystal Bearers Saved My Life (A Humble Review)

How Final Fantasy Crystal Chronicles: The Crystal Bearers Saved My Life (A Humble Review)

Amirosen


cool screenshot.jpg


عینک نردیمو می‌زنم، پاکت شیرقهوه پگاهمو می‌گیرم دستم و تظاهر می‌کنم یک دنیا منتظرن که نظرم درمورد این بازی رو بشنون. به هر حال که احتمالاً هرگز نمی‌خواید این بازی رو امتحان کنید پس hear me out. عکس هم می‌ذارم توی متنام که خوشگل بشه.


برای دسته‌بندی کردن افکارم یک پاراگراف اینجا تولید میکنم و توضیح میدم که قراره چه اتفاقی بیفته:

۱. این بازی چیه و به چه هدفی ساخته شده؟

۲. آیا اصلا خوب هست؟ (توضیح و بررسی ظاهر و دیزاین، داستان و دنیا، کاراکترها، گیمپلی و موزیک‌+ نمره‌دهی)

۳. کایس🗣🗣🔥


بخش یک: چیه و چرا؟

کریستال کرانیکلز یک ساب‌سری/سری اسپین‌آف فاینال فنتزیه که تمام بازی‌هاش برای سیستم‌های وقت نینتندو منتشر می‌شده؛ اوّلین بازی با عنوان Final Fantasy Crystal Chronicles سال ۲۰۰۳ روی گیم‌کیوب بود و تا ۲۰۰۹ با آخرین بازی این سری که The Crystal Bearers روی Wii باشه ادامه پیدا کرد.

عکس.

کلا دنیای این ساب‌سریز اینطوریه که چهارتا کریستال بودن و چهارتا قوم/نژاد مختلف (توی عکس مشخصه) و این چیزا. نمی‌دونم خیلی به نظرم زشتن بازیاش دلم نمی‌خواد برم درموردشون چیزمیز بخونم تا اینجا حرفی برای گفتن داشته باشم. از کل این سری فقط همین The Crystal Bearers رو دوست دارم.

عکس برای ترنزیشن به موضوع پاراگراف بعدی


وقتی کنسول Wii معرفی شد، یه دولاپر تو Square Enix با خودش فکر کرد که «باید یه فاینال فنتزی برای این کنسول بسازیم.» و قصد این شد که یک نسخه سینگل‌پلیر از کریستال کرانیکلز تولید کنن. (توی اون نسخه روی گیم‌کیوب خیلی تجربه چندنفره اولویت داشت.)

قصد بعدی این بود که این بازی بشه non-gamer friendly ترین بازی سری، چون نصف بیشتر مخاطبهای Wii گیمرهای کژوال، بچه‌ها یا اعضای مختلف خانواده‌ها بودن. پس آره این بازی عملاً یک فاینال فنتزی اکشن-ادونچره که حتی پدرم هم می‌تونه بازی کنه اگه بخواد.


بخش دو: is it good

erm... see for yourselves??

‍۱۴ دقیقه ابتدایی بازی (اینترو و توتوریال)

ظاهر

کل بازی به خوشگلی تایتل‌هایی مثل Final Fantasy X-2, Crisis Core, Final Fantasy XII و این چیزهاست (حداقل به چشم من) و توشیوکی ایتاهانا عشق گذاشته روش. توشیوکی ایتاناها طراح کاراکتر FFIX و نسخه‌های دیگه کریستال کرانیکلز بوده ولی توی این بازی علاوه بر طراحی کاراکتر، کارگردانی رو هم به عهده گرفته. راستش نمی‌دونم چرا ظاهر کلی‌ش اون کاراکترهای چیبی فف۹ و کریستال کرانیکلز ۲۰۰۳ رو نداره ولی بابتش خیلی خوشحالم. انحصاری بودنش هم باعث شده تهدید سخت‌افزار ضعیف Wii به فرصت تبدیل بشه و زیبا اجرا شدن روی همین کنسول مدنظر باشه.


چیزی که از بازیای فاینال فنتزی قدیمی عاشقشونم کاتسین‌های CGI خوشگلشونه که متاسفانه اینجا وجود ندارن ولی خود انیمیشن‌ها طی بازی به اندازه کافی خوب هستن و کاتسین‌های خوشگل کم نداریم.


معمولا از هر فاینال فنتزی که تتسویا نومورا کاراکتراشو طاحی نکرده باشه خوشم نمیاد ولی اینجا کاراکترا خیلی متفاوت و دوست‌نداشتنی به چشمم نمی‌اومدن و طوری خوشحال بودم که انگار دارم Kingdom Hearts 1 رو دوباره برای اولین بار بازی می‌کنم. (اسپویل خفیف: اینجا هم باس آخر بازی تبدیل به کشتی شد.)

ته شمشیرش از کنارش می‌زنه بیرون bro thinks he's the one winged angel


دنیای بازی هم منطقه‌های متنوعی داره و از کویرهای شنی تا کویرهای صخره‌ای و ساحل و کوهستان و... رو توی بازی می‌شه دید. تنها مشکلی که وجود داره اینه که داستان بازی بعضی از این مناطق رو یک بار بهت نشون می‌ده و بعد دیگه اهمیتی ندارن (مگر اینکه خودت بخوای بری اونجا) و از اون طرف نصف اتفاقهای مهم بازی مجبورت می‌کنن از منطقه سرسبز علفی بری به منطقه سرسبز درختی و بیشتر تایم رو صرف دیدن این مناطق جنریک بکنی.

خوشگلترین منطقه کل بازی و داستان فقط یک بار میاد اینجا


و تا داریم روی دیزاین حرف میزنیم، عاشق دیزاین سید شدم.😭😭

لایک وقتی کاراکترها داشتن به سید اشاره می‌کردن من سید فف۱۶ ته ذهنم داشت می‌چرخید.

like look at him he's such a DILF

بعد یهو یک پیاز وارد داستان شد و اسمش سید😭😭😭😭😭😭😭😭

Cid from The Crystal Bearers


دنیا و داستان

از لحاظ داستانی این بازی ۱۰۰۰ سال بعد از نسخه اصلی کریستال کرانیکلز اتفاق میفته و عملاً هیچ ربطی به هم ندارن پس اوکی بود که صاف برم همینو بازی کنم☝☝ دنیا هم همون دنیاست و مسئله ۴ قوم و ۴ کریستال و فلان.



داستان بازی یه داستان کوتاه (تقریبا ۱۰-۱۲ ساعته تموم میشه) و واقعاً mediocre at best، همون داستان همیشگی «نژادپرستی زشته بچه‌ها بیاید باهم دوست باشیم» با پیچش‌هایی که حتی من از صد فرسخی می‌تونستم ببینم. ولی با این حال روایت خیلی قشنگ بود به حدی که فقط توی ۲ سشن بازی رو تموم کردم.

(برای مقایسه خیلی از بازی‌های موردعلاقه‌م هم نمی‌تونن بیشتر از یک‌ونیم ساعت منو بشونن سرجام)

از هر ۳ نفر یک نفرهوموسکشوال است. can you spot the faggot?


زیاد نمی‌خوام درمورد داستانش حرف بزنم چون از اسپویل کردن بدم میاد و وقتی شروع کنم به حرف زدن قطعاً یک چیزی رو اسپویل می‌کنم. فقط در همین حد که نه انقلابی در قصه‌گویی می‌کنه نه straight up horseshitـه، یه تجربه لذت‌بخش با کاراکترهای دوست‌داشتنی و متنوع.☝

درضمن تمام داستان بازی fully voice acted هست و ویس‌اکترا خیلی خیلی خوب کارشونو انجام دادن عاشقشونم.


it pretty much captures the essence of a Final Fantasy game very well and stays faithful to the franchise.


کاراکترها

از دیزاین‌ها به اندازه کافی تعریف کردم خود کاراکترها هم بگم


تعداد کاراکترها نسبت به بازی‌های دیگه فف شاید یکمی محدود به نظر برسه؟ ولی فکر کنم برای داستان به این کوتاهی خیلی مناسبن و somewhat relatable.

(این پارت یک بهانه‌ست تا فقط اسکرین‌شات شیر کنم.)

Like you got the chill poor kid who doesn't give a fuck about life and is kind and silly just because. (me)

He's literally Silver the Hedgehog if he had a life (and he looks like a Chocobo)


Then there's his homosexual best friend who's like strong and more serious. (I call him homosexual cause he's fruity af and he does the taboo thing of not being racist so his people kinda hate him.)

look at hiss gay ass face with his gay ass sword I love him.


And this Tsundere girl who's like idk, a girl? She can do anything and she does.

She's actually quite a cool character


And her, I don't like her.

Ugly ass cabbage


یه چندتا کاراکتر مهم هستن حوصله ندارم چیزی درموردشون بگم فقط اینکه بامزه‌ن.

و در نهایت این یارو هست که ازش متنفرم و عکس ازش ندارم، موهاش فره و واقعا به هیچ دردی نمی‌خوره وجود داره تا داستان یک بلاهایی سرش بیاره و تظاهر می‌کنه اهمیت داره. (مثل یک کاراکتر دیگری با موهای فر که هرروز جلوی آینه می‌بینم.)


موسیقی


گوش ندارم پس نمی‌دونم درموردش چی بگم، موزیک کچی و ایکانیکی نداشت که تو ذهنم بمونه، ولی یک طیف وسیعی از ژانرهای موسیقی رو کاور می‌کنه از کلاسیک و اینا بگیر تا کانتری و راک توی ساندترک پیدا میشه و واسه هر منطقه‌ای یک موزیک جدا وجود داره (فکر کنم).

let's just say it's quite solid while not being anything extraordinary


گیم‌پلی

چقدر حرف دارم روی این موضوع.


برای شروع، این بازی اصلاً شبیه یک Mainline FF game نیست و خیلی فرق داره؛ اوایل گفتم، اکشن-ادونچر، و خب هم یک ادونچر خوب داری و هم اکشن کافی. سر همون کژوال‌فرندلی بودن و توضیحات داخل داستان، اون سیستم جادوی همیشگی وجود نداره و Crystal Bearerها هرکس توی یک جادوی خاص مهارت داره؛ از قضا جادوی کاراکتر اصلی Gravity هست و کل گیمپلی بر محور استفاده از همین جادو می‌چرخه.


راه رفتن و چرخیدن توی مپ کار کسل کننده‌ای نیست و خوش می‌گذره؛ دستت بازه می‌تونی پیاده بری، سوار چوکوبو بشی، از خطوط راه‌آهن استفاده کنی یا straight-up تلپورت کنی. (هرکدوم یک جای خاصی از بازی آنلاک میشه و همشون یک اندازه فان.)
موقع راه رفتن به لطف قدرت Gravity می‌شه با هر آبجکتی که روی زمین هست (و حتی npcها) بازی کنی و بقیه رو اذیت کنی. مثلاً توی ساحل مغازه یک نفر رو به هم زدم و همه افتادن دنبالم لگد می‌زدن یا توی کتابخونه کتاب پرت می‌کردم در و دیوار و کتابدارها هی می‌گفتن هیس.
ولی نکته منفی این قدرتها خودش رو تو مبارزات نشون می‌ده.

صدای دویدن چوکوبو همانند سنباده بر روح من


درمورد مبارزه باید بگم که طبیعتاً موشن‌کنترل بخش مهمی از گیم‌پلیه چون ناسلامتی داریم درمورد بازی Wii صحبت می‌کنیم؛ و با اینکه خیلی از سیلور تو سونیک۰۶ بهتره، سایکوکنیسس قدرتی نیست که مبارزه باهاش آسون باشه. نه اینکه بگم مبارزات سخت و چالش‌برانگیزی داریم، اتفاقا برعکس. (بازی برای پلیرهای کژوال طراحی شده) ولی خب همین سادگی که یک جسم از زمین پیدا کن پرت کن سمت دشمن خیلی زود تکراری میشه.
تکراری شدنش لزوماً از فان بودنش کم نمی‌کنه، ولی مچ دستم خیلی خوشحال نبود وقتی هی مجبور بود دسته رو پرت کنه اینور و اونور. (خیلی درد می‌کرد.) علاوه بر اون، این پروسه برداشتن و پرتاب کردن اشیاء خیلی سریع نیست و مخصوصاً توی باس‌فایت‌ها خیلی دردسر ایجاد می‌کنه.


بحث باس فایت شد، فکر کنم کلا سه تا باس داشتیم توی بازی؟ شاید کم به نظر برسه ولی خوشحالم که کمه. موقع مبارزه با دشمنهای معمولی وقت داری یک چیزی پیدا کنی پرت کنی و اونا هم خیلی کم پیش میاد به جاییشون بگیرنت همیشه فرصت فرار هست؛ ولی باس؟ هه. موشن‌کنترل‌ها بعضی وقتا اون کاری که می‌خوای رو دقیق برات انجام نمی‌دن که در حالت عادی خیلی مهم نیست و می‌شه یه کاریش کرد اما وسط باس‌ها به ازای هر باری که دسته یک موشن اشتباه ازت ثبت می‌کنه قراره punish بشی. البته دولاپرها احتمالاً فکر اینجاشو هم کرده بودن و با اینکه بازی مثل پنیر آسون میشه، ولی چک‌پوینت‌های خوبی وسط باس‌فایت‌ها وجود داره که بتونی با جون پر برگردی و باسی که جونش نصف شده رو بولی کنی. (حداقل از رومخ بودن بازی کم می‌کنه، خدا می‌دونه چندبار برای باس آخر از اول تلاش کردم. دلقک بعضی حرکاتش وان‌شات می‌کرد عملاً. حتی باتری دسته یه دور این وسط تموم شد.)


و در آخر، بازی فاینال فنتزی بدون چندتا مینی‌گیم معنا پیدا نمی‌کنه!
یک سری مینی‌گیم‌های اختیاری هست مثل ماهیگیری (خداروشکر اختیاری بود) یا گاوچرانی و مسابقات چوکوبو و شرابگیری و باغداری و فلان که زیاد وقت نذاشتم واسشون چون تمرکزم رو داستان بود ولی بازهم بامزه بودن.
ولی یه چندتا مینی‌گیم اجباری داخل داستان هستن که راستش تنوع خیلی خوبی به گیم‌پلی می‌دن و جلوی تکراری شدن خیلی چیزا رو می‌گیرن.

موج‌سواری بسیار فان
یک مینی‌گیم رقص در مهمانی هست که خیلی عاشقشم (نفهمیده بودم شارژ دسته تموم شده، کاری که می‌خواست رو انجام می‌دادم ولی کاراکترم پاش پیچ می‌خورد می‌افتاد زمین و خنده‌دار بود)


به طور خلاصه مچم درد می‌کنه ولی حداقل خوش گذشت.


و اینکه سر همون قضیه گیمر کژوال و فلان اونقدر menu اینا نداره بازی نهایتا منو باز کنی سیو کنی که خیلی خوشحال کننده‌س، ولی از اونور مپ بازی از داغون‌ترین مپ‌هاییه که دیدم چون تنها کاری که یک نقشه باید انجام بده (بهت بگه کجایی و چه مسیری روبه‌روته) رو انجام نمی‌داد و هرموقع نگاهش می‌کردم بیشتر گیج می‌شدم.


نمره؟


اول تو ذهنم ۶.۵ از ۱۰ بود ولی بعد از اینکه دیدم کلا هدفشون پلیرهای کژوال بوده می‌تونم یکم به این فکت احترام بذارم و بگم کارشو خوب انجام داده پس ۷ از ۱۰.

مردها بهت می‌گن «بازی‌ای که زندگیمو نجات داد» و بعد بهت ۶.۵ می‌دن.


بخش سه: Keiss

اینجا هم اتفاق خاصی نیست فقط انقدر عاشق کایس هستم که یک بخش بهش اختصاص دادم.

اسکرین‌شات دامپ می‌کنیم.

Homosexual pose
Say Gex
fruity ahh car
he got a very Keiss-able face idk (I'd like to punch him)
he's at the ripe age of 25 btw, you can clearly see IT WAS NOT A PHASE
feeling: homophobic
his gayness was contagious ig


yeah that's pretty much it

به هرکس که می‌تونه بازی کنه پیشنهاد می‌کنم بازیش کنه☝


and as for "how it saved my life" it's just that فاینال فنتزی خونم افتاده بود but i didn't have time for a whole-ass 50-60 hour FF game so this thing was a miracle from heaven itself.

برای خداحافظی و تشکر بابت خوندن این می‌تونم بازم اسکرین‌شات بدم.


yet another cool landmark that you only visit once
you can find cats happily chasing a mouse in some random places which is cool af
Layle in a suit actually fixed my life
Sassy Silver the Hedgehog











































Report Page