Hidden love

Hidden love

EWAN

با ورودش به کلاس، به سمت پسرعموش، سونگهون رفت.

-سلام هیونگ

-سلام جی‌آ

با نشستنش، وسایلش رو از کیفش خارج کرد و روی میزش چید. با ورود معلم به کلاس، همهمه کلاس اروم گرفت.

جی چند بار متوجه نگاه زیر چشمی سونگهون شده بود اما نمیدونست برای چی پس تلاشش رو کرد تا پسر رو نادیده بگیره.

با به صدا در اومدن زنگ تفریح، وسایلش رو توی کیف گذاشت. سمت کمد دیواری اخر کلاسشون رفت و کمد خودش رو باز کرد.

بلافاصله بعد از باز کردن در کمدش، دوباره بسته شد. با تعجب به عقب برگشت و با سونگهون رو به رو شد.

-چیزی شده هیونگ؟

-میخوام باهات حرف بزنم

با گرفته شدن دستش توسط سونگهون، به بیرون از کلاس کشیده شد.

-هیونگ کجا داریم میریم؟

-خودت میفهمی

با رسیدن به پشت بوم مدرسه، سونگهون دستش رو ول کرد و سمت جی برگشت.

پسر بزرگتر خیلی اروم شروع به حرکت روی پشت بوم کرد.

-چیزی میخواستی بگی هیونگ؟

با جمله جی، سونگهون خیلی اروم سمت پسر برگشت و به سمتش حرکت کرد. به یک قدمی پسر که رسید ایستاد.

-اره... خیلی چیزا هست که میخوام بهت بگم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم. از چندین سال عشقی که بهت دارم؟

با جواب سونگهون، جی چند دقیقه به پسر نگاه کرد.

-م-منظورت چیه؟

-منظورم همینه جی‌آ. نمیدونم از کجا شروع شد که دلمو بهت باختم جی‌آ ولی میدونم انقدر دوستت دارم که حاضرم هر کاری برات انجام بدم

پسر کوچیکتر نمیدونست چه واکنشی باید داشته باشه. خودش هم عشقی که سونگهون داشت رو سال ها توی دلش نگه داشته بود چون فکر میکرد یه عشق یه طرفه هست.

اما الان، سونگهون، عشقش رو اعتراف کرده بود.

-تو... از من خوشت میاد؟

-نه من عاشقتم. من خیلی خیلی عاشقتم

سونگهون با چشمای شفافش به جی زل زده بود. پسر کوچیکتر با شنیدن اعتراف سونگهون، خودش رو توی بغل پسر پرت کرد و سد اشک هاش فرو ریخت.

پسر بزرگتر، جی رو محکم بغل کرد. جوری که میتونست جی رو تو اغوش خودش حل کنه.

-منم... منم عاشقتم سونگهون

جی با صدایی که از گریه کردن گرفته بود، جملش رو بیان کرد.

سونگهون با شنیدن صدای جی و جمله ای که از زبون پسر بیرون اومد، بوسه کوتاهی روی موهای نرم و موج دار پسر زد

جی اروم از بغل سونگهون بیرون اومد و به پسر نگاه کرد.

سونگهون با بالا اومدن سر جی، بوسه ای روی هر کدوم از چشمای پسر گذاشت و نگاهش سمت لب های پسر رفت.

دو گوی قرمزی که به چشمان پسر چشمک میزدن.

اروم سرش رو نزدیک صورت پسر کرد و تنها یک سانت بین صورتشون فاصله گذاشت.

جی با دیدن نزدیک شدن سونگهون و نگاهش روی لب هاش، چشماش رو بست و مهر تایید رو به پسر داد.

سونگهون با بسته شدن چشمای جی، فاصله بین صورت هاشون رو از بین برد و لب های پسر رو بوسید.

سونگهون لب های پسر رو میبوسید و گاز های ریزی میگرفت. برای بهتر بوسیدن پسر سرش رو کج کرد و جی هم همراهیش کرد.

بعد از چند دقیقه با کم اوردن نفس، از هم جدا شدن. سونگهون پیشونیش رو به شونه جی تیکه داد.

-فکر نمیکردم قبول کنی...

-چرا وقتی عاشقتم قبولت نکنم؟

سونگهون ریز خندید. با به صدا در اومدن زنگ که نشون از تموم شدن زنگ تفریحشون بود، سونگهون سرش رو بلند کرد.

-فکر کنم وقتشه برگردیم کلاس

- بریم

با گرفتن دست های هم دیگه، با لبخند، به کلاسشون برگشتن.

Report Page