Happy2022
Santaloveless
با دیدن اسمش توی سایت قبولی دانشکده مورد علاقهش جیغی از خوشحالی شد و از جا پرید:
-بالاخره قبول شدمممم...
این بهترین خبری بود که اون سال بهش رسید.
بدترین خبرهم برکناری آیدل محبوبش بود.
درحالیکه مطابق قوانین اتاقش که پر از عکسای آیدلش بود، یه اتاق ممنوعه به شماره میرفت اما هنوز امنترین مکان برای حفظ آرامش محسوب میشد.
درحالیکه بخاطر خبر خوب و بد، احساسات ضد و نقیض باعث شکلگیری افکار متعددی توی سرش شدن، خودشو روی تخت انداخت.
پاهاشو تکون داد و روی تخت کوبید.
به سقف خیره شد، درحالیکه بهسوی هدفش پلههارو یکی پس از دیگری با موفقیت طی میکرد، افکارش معطوف به پرتگاهی بود که دیگران درونش دست و پا میزدن.
نفس عمیقی کشید و دستاشو بالا برد به انگشتاش چشم دوخت.
دستایی که بهش کمک میکردن موانعو از سر راه برداره، خودشو در آغوش گرفت. دستاشو دور خودش پیچید و برای تخلیه احساساتش جیغ خفهای زد.
روز و روزگاری جدیدی مقابلش قرار داشت و تلاش میکرد نگاهشو از پس سرش بگیره.
گرچه احساساتش بهعنوان یه فنگرل لطمه دیده بود اما مانعی بهشمار نمیرفت. زندگی به اون هم به اندازه دیگران سخت میگرفت، اما حالا که نتیجه زحمتهاش رو دیده بود با امید بیشتری به پیش میرفت.
قلبش آروم گرفته بود که قرار نیست از پرتگاه به پایین پرت بشه.
دفترشو بست و نفس عمیقی کشید، آخرین برگ از تقویم ۲۰۲۱ رو کند و بعد از مچاله کردنش توی سطل زباله انداخت.
اون سال هم با تمام اتفاق های خوب و بدش بالاخره به پایان رسیده بود و قبل طلوع دوباره خورشید، بابانوئل سالی جدید پر از موفقیت و شادی رو توی جعبه زیر کاج پنهان میکرد تا بعد از جلوهگری دوباره آفتاب گارانتی 365 روز زندگیش امضا بشه.
پس زودتر از همیشه به تخت رفت تا استراحت کنه، مطمئنا سال بعد که دوباره نوبت به حسابرسی ۲۰۲۲ برسه بیشتر از قبل به خودش افتخار میکرد و برگهای دفترش با خاطرات خوب سبز میموند.