Happy Valentine's Day

Happy Valentine's Day

DVL

قتل امی بویر یکی از اولین پرونده‌های قتل مستند شده‌ ای بود که در اون تعقیب اینترنتی (Cyberstalking) منجر به جنایت شد. این پرونده نشون داد که چطوری اینترنت میتونه برای ازار و تعقیب افراد مورد سوء استفاده قرار بگیره و بحث‌ های زیادی رو درباره حریم خصوصیو تو فضای انلاین برانگیخت.

۱. هویت مقتول و زندگیش

نام ; امی بویر (Amy Boyer)

تولد; ۱۹۷۶

سن هنگام قتل; ۲۰ سال

محل زندگی; ناشوا، نیوهمپشایر،امریکا

شغل;دستیار دندان‌ پزشك

امی بویر زنی جوون و با اینده ای روشن بود که به عنوان دستیار دندون پزشك کار میکرد.از دوران دبیرستان وارد رابطه‌ ای عاطفی شده بود و زندگی ارومی داشت. تو روز حادثه،مثل هر روز،به محل کارش رفت و اصلا خبر نداشت که یك نفر سال‌ هاست اونو تو فضای مجازی و زندگی واقعی تعقیب میکنه.

۲. هویت قاتل – لیمنل ویلیامز

نام!لیمنل ویلیامز (Liam Youens)

تولد;۱۹۷۵

سن هنگام قتل; ۲۴ سال

محل زندگی;همان شهر مقتول (ناشوا، نیوهمپشایر)

شغل;بیکار (با مشکلات روانی و وسواس فکری)

لیمنل ویلیامز از دوران دبیرستان به امی بویر علاقه داشت،اما این عشق به یك وسواس بیماگونه تبدیل شد. با وجود اینکه هرگز با امی رابطه‌ ای نداشت،سال‌ ها به شکل پنهانی اونو تعقیب میکرد.

حالا چطور امی بویر رو تعقیب میکرد؟

لیمنل به مدت ۴ سال امی رو تعقیب میکرده. نه تنها تو خیابون و اطراف محل زندگی و کارش اونو زیر نظر داشت،بلکه از طریق اینترنت اطلاعات زیادی دربارش جمع کرده بود.

اومد چیکار کرد؟

اون یك وبسایت شخصی راه‌ اندازی کرده بود که درش جزئیات وسواسی خودشو نسبت به امی ثبت میکرد. تو این سایت نوشته بود که میخواد اونو بکشه و بعدش خودکشی کنه.

یکی از چیز هایی که تو این سایت نوشته بود؛

«اگر نمیتوانم او را داشته باشم،هیچکس نباید داشته باشد.»

لیمنل برای به دست اوردن ادرس محل کار امی،از یك سایت فروش اطلاعات شخصی کمك گرفت. این سایت که با گرفتن ۴۵ دلار اطلاعات افراد رو در اختیار دیگران قرار میداد،ادرس امی رو به قاتل داد.


. روز قتل – روز ولنتاین

در روز حادثه،امی بعد از تموم شدن شیفت کاریش،از مطب دندون پزشکی خارج شد و سوار ماشینش شد. در حال رانندگی بود که لیمنل ویلیامز که تو کمینش نشسته بود،با ماشینش تعقیبش میکنه.

نزدیکی خونش،زمانی که امی پشت چراغ قرمز بوده، لیمنل یهویی از ماشینش پیاده میشه و به سمت ماشین امی میره و از فاصله نزدیك با یك اسلحه ۹ میلی‌ متری به شیشه خودرو شلیك میکنه.

امی در جا کشته میشه.

پس از شلیك،لیمنل اسلحه رو روی سر خودش میزاره و خودکشی میکنه.

بعد از بررسی جسد لیمنل و خونش،پلیس متوجه شد که این قتل مدت‌ ها قبل برنامه‌ ریزی شده بود.قاتل نقشه‌ هاشو برای قتل ثبت کرده بود.

بعد از این قتل،خانواده امی علیه شرکت‌ هایی که اطلاعات دخترشون رو فروخته بودند،شکایت کردند.این پرونده منجر به تغییر قوانین حریم خصوصی تو اینترنت شد و حساسیت جامعه نسبت به تعقیب اینترنتی افزایش یافت.

قانون‌گذاری جدید;بسیاری از ایالت‌ های امریکا قوانین سخت‌ گیرانه‌ تری برای فروش اطلاعات شخصی و تعقیب انلاین تصویب کردند.

قتل امی بویر نشون داد چطوری فضای مجازی در عین حال که میتونه مفید باشه،ابزار خطرناکی برای مجرمانه.


حالا بریم سراغ وطنی!

شامگاه ۲۵ بهمن‌ ماه سال گذشته،تیم جنایی پایتخت راهی صحنه یك قتل در حوالی پل استخر واقع در شرق تهران شدند.تو محل حادثه با یك پراید سفید رنگ مواجه شدند که روی صندلی شاگرد جسد زنی ۲۲ساله قرار داشت که با ضربات چاقو به قتل رسیده بود.

برادر قاتل که پلیس و اورژانس رو خبر کرده بود در این‌ باره به ماموران گفت؛مقتول دخترخالم و نامزد برادرم بود. اونها حدود ۶ سال بود که نامزد کرده بودند و قصد داشتند با یکدیگه ازدواج کنن، اما با هم دچار اختلاف شده بودند. اونها قصد داشتن به مناسبت ولنتاین به رستوران برن،اما برادرم تماس گرفت و درحالی که به سختی حرف میزد، گفت که کمك لازم دارم.ادرس رو فرستاد و وقتی به محل حادثه رسیدم با این صحنه مواجه شدم.بررسی صحنه جنایت نشون میداد که مرد جوون اول با ضربات چاقو نامزدشو به قتل رسونده و در ادامه خود زنی کرده. هرچند دچار جراحت‌ های شدیدی شده بود اما درنهایت با تلاش کادر درمان از مرگ نجات پیدا کرد. تو این شرایط بود که بازداشت شد و انگیزه‌ اش از ارتکاب این جنایت رو برملا کرد.

گفته:۶ سال قبل به خواستگاری دخترخالم رفتم و با یکدیگه نامزد شدیم.نامزدم،برادری داشت که از خودش بزرگ‌ تر بود.خانوادشون میگفتن که باید اول برادرش ازدواج کنه و بعد ما مراسم عروسیمون رو برپا کنیم،‌اما پسرخالم تن به ازدواج نمیداد.چند مرتبه تلاش کردیم جشنمون رو برگزار کنیم اما هر بار عروسی عقب می‌ افتاد تا اینکه با یکدیگه دچار اختلاف شدیم.منم که از این ماجرا عصبانی بودم اون شب تصمیم گرفتم به‌ طور جدی با نامزدم صحبت کنم.قبل از اون یك چاقو خریدم و به بهونه اینکه میخوام کادوی ولنتاین به نامزدم بدم سر قرار رفتم. وقتی سوار ماشین شد حرف‌ هام رو شروع کردم اما اون گفت باید جدا بشیم. ۶ سال عمرم رو پاش گذاشته بودم و شنیدن این جمله خیلی برام سخت بود.چاقو رو برداشتم و 2 ضربه بهش زدم و درنهایت خودزنی کردم اما اون جونش رو از دست داد و من زنده موندم.

به‌ دنبال اعترافات متهم،صحنه جنایت را بازسازی کرد و چند روز قبل با تکمیل تحقیقات،پرونده این جنایت با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری ۱ استان تهران فرستاده شد و متهم پس از محاکمه به قصاص محکوم شد.این حکم به تایید قضات شعبه 26دیوان عالی کشور رسید و پرونده برای انجام مقدمات اجرای حکم به شعبه یکم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شد.

Report Page