HBD Ma Cherry blossom

HBD Ma Cherry blossom

ur older bro

سال‌ها پیش دعواهای کودکانه‌مون رو به یاد میاری؟

نگاهِ تیزم رو بهت می‌دوختم، انگار هیچ‌وقت لبخندم رو ندیده بودی.

جملاتمون مثل تیر یکی پس از دیگری از بین لب‌هامون رها می‌شدن و هر روز چنان تکرار می‌کردیم که گویی بدونِ اون‌ها خورشید غروب نمی‌کرد.

شاید با شنیدنش بهم بخندی یا باز هم نگاهِ دلخورِ بامزه‌ت رو بهم بدوزی ولی گاهی اوقات، زمانی که توسط ابر های سیاهِ خشم محاصره می‌شدم یک صدا خودخواهانه داخل سرم فریاد می‌کشید که کاش اون دختر ناپدید بشه، بچگانه و خنده‌داره نه؟! فکر می‌کردم اونطوری همه‌چیز قشنگ تره.

نمی‌دونم، نمی‌دونم شیطان کوچولوی زیبام.

چی‌شد که الان حاضرم برای تو هر کسی رو از زمین محو کنم؟ چی‌شد که حالا صدام فقط برای کسی که لبخندت رو از بین ببره بالا می‌ره؟ الان که فکرش رو می‌کنم اگر اون زمان به آرزوی مسخره‌م می‌رسیدم، بخش بزرگی از قشنگی زندگیم رو از دست می‌دادم، تو رو.

همه چیز تغییر کرد، جز تویی که هنوز برای برادر بزرگ‌ترت همون دختر کوچولویی.

برام لبخند بزن و به یاد داشته باش مهم نیست چند سال بگذره یا به چه چیزی تبدیل بشی، یه نفر همیشه حواسش به گریه‌های نیمه‌شب و لبخند‌های از ته‌ِ دلت هست.

"حرف‌هایی برای شکوفه‌ی گیلاسَش که آن‌ها را ناگفته رها کرده بود"


Report Page