Goosebumps.

Goosebumps.

𝖣𝗂𝗏𝗂𝗇𝖾


"فاک" جیک زمزمه کرد، به گوشیش خیره شد و سعی کرد غش نکنه. تو آخرین پستش تو ویورس، سونگهون جلوی یه آینه‌ی بزرگ ایستاده بود، عضله‌ی بازوهاش کاملا مشخص بود و یه رکابیِ سفیدِ چسبون به بدنش چسبیده بود. پوزخند زده بود، چون می‌دونست جیک میبینتش، سونگهون رو میبینه.

سونگهون مستقیم به جیک نگاه می‌کرد. همه چیز در موردش بزرگ بود و داشت جیک رو دیوونه می‌کرد. انگشت‌های بلند و رگ‌دارش گوشی رو جوری گرفته بودن که انگار دارن گلوی جیک رو فشار می‌دن.


(یا: جدیدترین پستش سلفیِ باشگاهِ سونگهون، دوست پسرش رو دیوونه کرده بود.)


English ver.

Report Page