Gham angiz

Gham angiz


‏1- در این ‎#رشتو به سرگذشت غم انگیز ایرانیانی میپردازم که بعد از حمله اعراب نخواستند دین خود را رها کرده و به دین ِ اشغالگران میهنشان درآیند. تازیان اشغالگر این میهن پرستان را "اهل ذمّه" نام نهاده بودند. از شکیباییتان در خواندن هر 25 توییت سپاسگزارم.⬇️

‏2- بعد از اینکه قافله اسلام به ایران حمله کرد و کشور را به اشغال درآورد بر ایرانیان دوگونه مالیات بریدند: خراج و جزیه. خراج مالیات ارضی بود که از اهل ذمه گرفته میشد. درمقابل جزیه یا مالیات سرانه بود . ⬇️

‏3- درآغاز فتح اسلام کسانی که به آیین خویش باقی ماندند و در ذمه مسلمانان درآمدند، زمینهایی که داشتند همچنان در تصرف آنها باقی ماند اما از آنها پاره ای از محصول را به عنوان خراج میگرفتند. ⬇️

‏4- این جزیه که از آنها گرفته میشد آنان را در ذمه اسلام قرار میداد و مال و جانشان از تعرض مصمون بود . بااین همه، عاملان خراج دراخذ و باجگیری این اموال، هرگز از آزار و شکنجه ایرانیان دریغ نمیکردند واهل ذمه که بارسنگین جزیه و خراج بردوش آنان بود، ازین رهگذر جفای بسیار کشیدند. ⬇️

‏5-عاملان خراج و جزیه که تاچندوقت پیش دربیابانهای عربستان، به غارت مشغول بودند و درپی آب،زیرآفتاب سوزان،بسختی زندگی میگذراندند ودختران خودرا زنده بگور میکردند که خرج کمترداشته باشند،درگرفتن این دو مالیات، خشونت بسیار به ایرانیان روا میداشتند و ازاین راه به شوکتی رسیده بودند. ⬇️

‏6- ازسوی دیگر،وزیران و امیران دارالاخلافه، خود،این عاملان خراج و جزیه بگیرشان را سرکیسه میکردندودرعوض بنفعشان دردارالخلافه پارتی بازی میکردند.این صاحب منصبان که پول و محصول هنگفتی از راه تیغ زدن عاملانشان از ایرانیان نصیب میبردند، برستم آن عاملان در حق ایرانیان چشم میپوشیدند.⬇️

‏7- در حقیقت این اهل ذمه، هرچند در کنف حمایت مسلمانان به شمار می‌آمدند، اما غالباً در کار آن‌ها هیچ مسامحه را جایز نمی‌شمردند. تاکید می‌شد که در دولت مسلمانی هیچ آن‌ها را به عمل نگمارند. ⬇️

‏8- در روزگار خلفایی که تا اندازه‌ای پای بند دین بودند، کار کتابت نیز، جز به ندرت بدانها سپرده نمی‌شد و خلفا آن‌را زشت و ناروا می‌شمردند. گذشته از آن، ساخت معابد تازه برای آن‌ها ممنوع بود و نیز به آن‌ها اجازه نمی‌دادند آتشکده‌ای را که ویران شده بود تعمیر کنند. ⬇️


‏9- این ذمی‌ها، که جزیه و خراج می‌پرداختند البته در پناه مسلمانان بودند. با این همه، از بسیاری جهات قیود بسیار بر آن‌ها تحمیل گشته بود. زی (پوشش) و جامه شان از زی و جامه مسلمانان جدا بود. ⬇️

‏10- در آغاز فتح اسلام، بر پیشانیشان داغ می‌نهادند و آن‌ها را وامی‌داشتند کستی (کمربند زرتشتی) ببندند تا از دیگران شناخته باشند. بر اسب نشستن برای آن‌ها ممنوع بود، در مجالس هم حق نداشتند بر صدر بنشینند و هم نمی‌توانستند بناهایی برتر از بناهای مسلمین بسازند.⬇️

‏11- در پرداخت جزیه نیز در حق آن‌ها تحقیر بسیار می‌رفت زیرا که، لازم بود این جزیه را با خاکساری و فروتنی به مسلمانان بپردازند. از این‌رو،عامل که برای گرفتن جزیه مامور بود خود می‌نشست و ذمی را که برای پرداخت جزیه آمده بود در پیش روی خویش برپای نگه می‌داشت.⬇️

‏12- اگر ذمی توانگر بود در هر سال معمولاً چهار دینار از او می‌گرفتند و اگر بینوا بود دیناری بیش نمی‌داد. اما وقتی برای ادای این جزیه او را پیش می‌خواندند، عامل او را قفایی (پشت گردنی) سخت می‌زد و می‌گفت جزیه بده ای کافر!⬇️

‏13- و ذمی بیچاره ناچار بود دست به جیب برد و جزیه خویش را برآورد و بر کف دست نهد و با نهایت شکستگی و خاکساری بپردازد. هنگام گرفتن جزیه لازم بود که دست گیرنده بر فراز دست آن کس باشد که جزیه می‌دهد.⬇️

‏14- غالباً، بعد از آنکه این جزیه ادا می‌شد، مُهری سربی به جای رسید جزیه، بدان ذمی می‌دادند که برائت نام داشت و آن‌را به گردن می‌آویخت تا از مطالبه مجدد مصون بماند. ⬇️

‏15- عامه مسلمانان حق داشتند در این مجلس حاضر شوند و این زبونی و حقارت ذمی‌ها را که نشانه قدرت و پیروزی آیین مسلمانان بود تماشا کنند.⬇️


‏16- از جمله شهرهایی که مردمش بسیار فقیر بودند و نتوانستند این خواری را تحمل کنند شهر اسطخر است که در استان فارس واقع است. در فارسنامه ابن بلخی آمده که در زمان خلافت ‎#علي_بن_ابيطالب، مردم این شهر، خراج به والی گماشته شده علی نداده وشورش کردند.⬇️

‏17- علی، امام اول شیعیان، عبدالله بن عباس گماشته ی خود در بغداد و پارس را با لشگری به اسطخر فرستاد تا قیام ایرانیان را بیرحمانه سرکوب کند. ابن بلخی مینویسد: عبد الله ابن عباس، لشگر آنجا کشید و اصطخر به قهر بگشاد و خلایق بی اندازه کشت.

‏18- ابن بلخی در ادامه میگوید خبر این جنایت که به دیگر شهرهای ایران درز پیدا کرد به قدری ایرانیان را ترساند که از ترس جانشان روز به روز به اسلام گرویدند و تقریبا همه مسلمان شدند. ⬇️

‏19- آری دوستان من، از سال 12 هجری شمسی که قافله ی اسلام به ایرانمان حمله کرد، تا 4 اردیبهشت 1305 خورشیدی که ‎#رضاشاه_پهلوی تاجگذاری کرد، تقریبا ایرانمان همیشه در سایه اشغال اسلام بوده است. ⬇️


‏20- ‎#رضاشاه_بزرگ، چه در زمان سردار سپه بودن خود که جلوی پاره پاره شدن ایرانش را گرفت و چه در 16 سال پادشاهیش، تمام تلاش خود را کرد که شکوه ایرانش را بازگرداند دوباره نام ایران را بر سر زبانها بیندازد. ⬇️

‏21- ‎#رضاشاه شبانه روز کوشید که با زنده کردن فرهنگ با شکوه ایرانی و آبادساختن ایرانی که قرن ها بدست مسلمانان به کوره دهی تبدیل شده بود، خودباوری ایرانیان را به آنها بازگرداند. ⬇️ https://t.co/Sx5y8vh2nj‎


‏22- .بعد از او فرزندش ‎#محمدرضاشاه_پهلوی همچون پدرش ‎#رضاشاه بزرگ، خدمات شایسته ای رادرجهت پیشرفت ایرانش انجام داد، ⬇️https://t.co/7HnYWQAdE6‎


‏23- پس از1400سال، خاندان پهلوی، ایرانمان را از اشغالگران پس گرفتند و از آن ویرانه، کشوری آباد و باشکوه ساختند. اما افسوس که بار دیگر به قول ‎#محمدرضاشاه "دریکی ازشومترین روزهای تاریخ چندهزارساله ما،حاصل کوششهای طاقت فرسای خاندان پهلوی باشبیخون بیگانگان یک شبه درهم ریخت." ⬇️

‏24- 40 سال از حمله اشغالگران گذشت. در این 40 سال، اشغالگران دوباره مارا اهل ذمه کردند. جای جای ایرانمان را ویران و بیابان کردند. جوانانمان را به خودکشی واعتیاد کشاندندو نخبگانمان رافراری دادند.هرچه بود یا خود چاپیدند یا خرج عراق و لبنان و فلسطین کردند و یا به چین و روسیه بخشیدند.

‏25-دراین لحظات تاریخی،جوانان پاسارگادی برخاسته اند تابار دیگرکشورشان را ازاشغال بیرون آرند. بیایید تا با همبستگی و پشتیبانی از ‎#شاهزاده_رضاپهلوی، یک میهنپرست واقعی،ایرانمان راپس گیریم وبکمک همدیگر،باردیگر آبادش سازیم.

‎#پاینده_ایران

‎#رضاشاه_روحت_شاد 

پایان

https://t.co/UsTgSIQ5CI‎

Report Page