عصر روبان و کثافت!
جامعه نوشورای سردبیری: در دهۀ ۶۰ قرن میلادی پیشین، پس از پایان جنایاتِ دهشتبارِ بلژیک در کنگو، هالیوود فیلمی ساخت که در سینماهای ایران با عنوان مزدوران اکران شد. محل وقوع جایی مثل کنگو در آفریقا بود و داستانِ فوقالعاده خشنِ آن حاکی از آن بود که عدهای به خاطر پول (و در لباس نظامی) استخدام شدهاند تا مکانی را به قیمت کشتنِ تعداد زیادی نظامی و چریک و مردمِ بومی، برای آن کشور تسخیر کنند. تا آن روز، مزدور به معنی کارگری بود که در برابر دریافت دستمزد برای دیگران کار میکند اما جمع این کلمه بهعنوان نام یک فیلم، معنای آن را کاملاً تغییر داد. بدترین کاری که یک انسان میتواند انجام دهد؛ از یک ارتش پول بگیرد تا آدمها را (با گناه و بیگناه) با قساوت بکشد. معلوم نیست دولتِ بسیار متمدن بلژیک که حدوداً صد سال فجیعترین جنایات را در کنگو مرتکب شده بود چقدر در ساخت آن فیلم سهم داشت و آیا اساساً هدف این بود که نشان دهند ارتشهای قانونمند و انساندوستِ اروپای متمدن مرتکب آن جنایات نشدهاند یا چیزی شبیه به این، ولی معنای مزدور هنوز هم نزد ایرانیان معادل شبهنظامی آدمکش است. شاید برایتان جالب باشد که شنیدن عباراتی مثل پیمانکار ارتش آمریکا در اخبار، یا سربازان حرفهای (نام فیلمی با عنوان merceneries) و مانند آنها در واقع همان کلمۀ منفور مزدور است که در زَرورق پیچیده شده است. دنیای ما، دنیای پیچیدنِ روبانِ خوشرنگ، دورِ مدفوع دولتهای غربی است!

درست است که عبارت بالا خوشایندِ برخی خوانندگان نیست اما این، حقیقت را عوض نمیکند. لابد بسیاری از شما نمیتوانید این کلمه را بخوانید: «xe». حق هم دارید. نامِ تازۀ بلکواتر است. «زی» تلفظ میشود و برای آن است که در ذهن کسی نماند (جنایتکاران احتیاج به بازاریابی ندارند!!) بلکواترهمان پیمانکارارتش آمریکادر جنگهای اخیرش بویژه در عراق است.البته دوباره اسمش را عوض کرده و ایندفعه از افلاطونوام گرفته است: "آکادمی"! ظاهراً شرکتی است با مدیرعامل و هیئتمدیرهای از آمریکاییانِ خوشبرخورد و محترم که سربازِ حرفهای (لاتها و جانیانِ بالفطره، نوجوانانِ فاسدمخِ برخاسته از پای بازیهای جنگیِ کامپیوتری و کهنهسربازانِ عشقِ شلیکِ مرخصشده از ارتش و...) را استخدام میکند و خودش با ارتش ایالاتمتحده قرارداد میبندد تا کارهای خیلی کثیفِ جنگ را انجام دهد. از ادارۀ زندان و شکنجه و بازجویی تا محافظت از آمریکاییها و سربهنیست کردنِ مشکوکان. اسمش را بعد از جنگ عراق عوض کرد چون میزانِ بدنامی از حد جنایت جنگی هم گذشته بود. بماند البته!
چرا بماند؟ برای اینکه حالا دیگر همه پیِ تأسیسِ دارودستههای رسمیِ آدمکشیاند تا کارِ ارتشِ رسمیشان را کم کنند و مسئولیتِ اعمال ننگینی را که انجام میدهند به عهده نگیرند. حتی این اردوغانِ مردهخور هم برای خودش تیپِ مزدور دارد که به لیبی و قرهباغ فرستاد. پوتین هم (که خوش ندارد دور مدفوعش روبان ببندد) قرار است به پاپتیهای خاورمیانه روزی۳۰۰دلار دستمزد آدمکشی در اوکراین بدهد و بگیر و برو! این روزها، همه اینکارهاند.
حالا شاید شما هم یادتان بیفتد کشور ما هم در زمینۀ این صنعت، پیشرفت داشته و اتفاقاً بسیار هم پیشرو است. هم مثلِ ترکیه تیپ و لشگر دارد و هم منبعِ تأمینِ نیرویش نگونبختانِ افغان وپاکستانیاند که هر جا ایران «کار» داشته راهی شدهاند و ایران هم هر کموکسریای داشته، دستمزد آنها را فراموش نکرده است. البته نوعِ لبنانیاش برای کارهای ظریفتر است!
قصد نداریم پروندۀ همه را باز کنیم اما لازم است بترسیم. جهان به سمت خطرناکی میرود. ابرقدرتها، دولتهای دستدوم و حتی حسرتمندانِ بیمشروعیتِ مداخلهجو در اینجاوآنجا، آنها که جربزۀ فرستادنِ ارتشِ رسمیِ خود به جهنمِ جنگهای شیطانی را ندارند، در میان خیل فقرا و بیجاشدهها و متعصبانِ مذهبی دنبال مزدور برای استخدام و آدمکشی میگردند. شرارتهایی که دولتهای شرور و منافعِ کثیفِ تولیدکنندگانِ اسلحه در حال طراحی آنهایند پایان ندارد. با تیپهای مزدوران شروع میشود و بعد تانکها و جتها و موشکها میآیند. برخلاف تصور، وضع دنیا دارد خطرناکتر میشود و نه صلح بیشتر یاطمع کمتر یاتحمل بیشتر یامرگ کمتر!
همانطور که اسم مزدور درجهشی فرامدرن به پیمانکار نظامی و سربازحرفهای تبدیل شد ومداخلۀ نظامی نامِ دوستداشتنیِ مداخلۀ بشردوستانه گرفت و پوتینِ قاتل، تهاجم جنگی را عملیات ویژه نامید، برای قتلعامهای تازه نامهای جدید جعل خواهندکرد. چیزی مثل رویاروییِ بینالمللیِ سوم یا چیزی شبیه آن. ادامه خواهد یافت و رندانِ اهلِ حساب علت و نتایجش را میدانند. نمودار تغییرات قیمت سهام لاکهید مارتین (بزرگترین اسلحهساز جهان در ایالاتمتحده ) در سه ماه اخیر را تقدیم میکنیم تا نتیجۀ این «الف» کاملاً روشن باشد.