«فرهاد میثمی» را به ضد خود تبدیل نکنیم!

«فرهاد میثمی» را به ضد خود تبدیل نکنیم!

نیما پاکزاد


انتشار تصاویری از فرهاد میثمی، کنشگر مدنی که سال‌هاست برای دفاع از حق اختیاری حجاب متحمل اسارت شده است، موجی از همدردی را در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان ایجاد کرده است. شرایط جسمانی نگران‌کننده‌ای که در اثر اعتصاب غذا، مهمترین موضوعی است در واکنش‌ها به آن توجه دارند، اما در این میان بسیاری از کاربران نیز با مقایسه وضعیت جسمانی، مواضع سیاسی-اجتماعی و سکوت رسانه‌ای سنگین در مورد وضعیت او، دست به مقایسه او با کنشگران مشهور دیگری زده‌اند که یا خود ادعا دارند یا برخی رسانه‌های وابسته خارج از کشور، تلاش دارند تا از آن ها به عنوان قهرمانان یا رهبران اعتراضات مردمی یا کنند، و تلاش دارند تا از این مسیر، عیار هر کدام از آن‌ها را در صداقت و جدی‌ات برای دستیابی به آرمان‌های مشابهی که مدعی آن هستند، بسنجند.

شاید در نگاه نخست چنین مقایسه‌هایی خالی از استدلال‌های منطقی نباشد و بتوان آن‌ها را قابل تأمل دانست. اما اگر تلاش کنیم از زاویه نگاهی که در فعالین مدنی و سیاسی چون فرهاد میثمی می‌شناسیم، به این واکنش‌ها نگاه کنیم، به نظر می‌رسد چنین قیاس‌هایی به نتایجی منجر شود که بر خلاف خط مشی این افراد است. البته در این نگاه میثمی تنها نیست و شامل طیفی از فعالان جامعه سیاسی ایران می‌شود که با نگاهی دموکراتیک خواهان تحولات در ایران هستند و از میان آن‌ها افرادی چون سعید مدنی و کیوان صمیمی یا نرگس محمدی نیز به دلیل تحمل زندان ناعادلانه، تا حدی در میان مخاطبان تحولات سیاسی این روزها نام آشنا شده‌اند.

چنین قیاس‌هایی دست کم دو نتیجه قابل تصور دارد. اول اینکه در این واکنش ها به مخاطب القا می شود که قهرمان واقعی، فلان فرد مدعی نیست که آن رسانه در معرفی اش تلاش کرده، بلکه افرادی چون فرهاد میثمی لایق قرار گرفتن در این جایگاه هستند! به عبارت دیگر مشابه همان روند قهرمان سازی رخ می دهد، اما در مورد فردی که صلاحیت بالاتری دارد.

نتیجه دوم ایجاد یک خط‌کشی دیگر در میان توده مردم، یا دست کم پررنگ کردن خط‌کشی‌های موجود است. روندی که خواسته یا ناخواسته مطابق خط مشی تضعیف حوزه عمومی جامعه ایرانی خواهد بود. روندی که سال‌هاست توسط برخی رسانه‌های فارسی زبان و افراد وابسته به آن‌ها با جدیت زیاد صورت گرفته است و با برچسب‌زنی های متفاوت به فعالان مختلف اجتماعی و سیاسی حال حاضر و تاریخ معاصر ایران، تلاش می‌شود تا سرمایه اجتماعی این افراد و گروه‌ها مورد تخطئه قرار گیرد.

حال باید با خود بیاندیشیم که در نگاه افراد دموکراتیکی چون میثمی، مدنی و دیگران، که بارها در آثار خود تاکید کرده‌اند دستیابی به دموکراسی از میسر تقویت «حوزه عمومی» امکان‌پذیر است، معرفی یک قهرمان جدید یا تعمیق یک شکاف اجتماعی، بیشتر از چیزی که موجود است، آیا یک دستاورد مثبت محسوب می شود؟!

نگاه انداختن به اقدامات فرهاد میثمی که در این روزها احتمالا زیاد در فضای مجازی با آن‌ها برخورد داشته‌ایم، یاری رسان است. به نقل از دوستان میثمی گفته شده که در این مدت او به آن‌ها تاکید داشته تا با استفاده از لفظ «امساک از خوردن غذا» به جای اعتصاب غذا، مسبب این نشود تا توجه عمومی از جنبش اجتماعی که توسط مردم معترض در حال رخ دادن است، به شخص او معطوف شود. این ادعا زمانی مهم‌تر جلوه می‌کند که بدانیم جرقه جنبش «زن، زندگی، آزادی» دقیقا به بهانه‌ای زده شد، که میثمی چهار سال قبل به خاطر مطالبه آن به زندان افتاده بود. اما برای میثمی شاخص شدن چهره‌اش به عنوان رهبر یا قهرمان یک جنبش اجتماعی، در شرایطی که ساختار سازمانی برای انتخاب و نظارت بر عملکرد آن رهبر وجود ندارد، نه تنها موضوعیت ندارد که مانع حرکت این جنبش به سمت اهداف دموکراتیک آن فرض می‌شود. اشتباه است اگر این انتخاب میثمی را صرفا یک تواضع شخصی و کرامت اخلاق فردی تصور کنیم و بگوییم چون فلان فرد دیگر این تواضع را نداشته و حتی به دروغ سعی در وخیم‌تر نشان دادن شرایط خود داشته، پس به جای او باید میثمی قهرمان جنبش بشود!

تاکید امثال میثمی در تمامی کنش‌هایی که از خود نشان می‌دهند، توجه دادن به اهداف و اولویت‌هایی هست که یک ایران دموکراتیک به آن‌ها نیاز دارد. همانگونه که در این کنش اخیر فرهاد میثمی از درون زندان با معرفی سه کتاب به صورت تلویحی مسیر خروج کشور از استبداد را توسعه آگاهی جامعه دانست. بنابراین به بهانه تجلیل و قدردانی از این چهره ها، پرداختن به تفرفه‌افکنی‌ها و خط‌کشی‌هایی که برخی مخالفان تفکرات جامعه محور و خشونت پرهیز به دنبال آن هستند، نوعی نقض غرض است. باید در نظر داشته باشیم که در صورت تن دادن به استراتژی این افراد در نهایت به عمیق‌تر و گزنده‌تر کردن شکاف‌های اجتماعی فراوانی که در جامعه استبداد زده فعلی موجود است، منجر خواهد شد.


چنین کنش آگاهانه‌ای از امثال میثمی به ما نشان می‌دهد او برای اصلاح جامعه استبدادی و حرکت به سمت دموکراسی، ضمن به رسمیت شناختن اختلافات و تاکید روشن و شفاف بر مواضع محکم خود، از برچسب‌زنی‌های متداول نیز دوری می‌کند. برای حرکت به سمت دموکراسی بایستی پیش از از تعامل با حاکمیت، برای گفت‌وگو میان بخش‌های مختلف جامعه امکان‌یابی و فرصت‌سازی کرد. یکی از راه‌های موثر تضعیف «حوزه عمومی» یک جامعه، جزیره‌ای کردن و جدایی انداختن‌ها بین اقشار و افکار مختلف در جامعه است. تبدیل کردن اختلافات به انشقاق‌هایی بزرگ که گویی امکان اتصال هیچ پُلی میان آن‌ها نیست، فقط نقش تبری را برای ویران کردن «حوزه عمومی» بازی خواهد کرد و اگر دیگران به آن دامن می‌زنند، شایسته است تا حامیان دموکراسی از آن حذر داشته باشند.

آشنایی با مشی و مرام زندگی امثال میثمی، مدنی و صمیمی نشان می‌دهد که آن‌ها برای رسیدن به دموکراسی اولویت را بر تکریم و احترام به جنبش‌ها، تشکل‌ها و سازمان‌های مردمی در جوامع گذاشته‌اند. منش آن‌ها نشان می‌دهد که آنان همین سازوکارهای مدنی را راهبران جامعه به سمت دموکراسی می‌شناسند و عمر خود را بر شناسایی و تقویت آن‌ها گذاشته‌اند، نه صرفا افراد و شخصیت‌هایی که حتی دارای والاترین ارزش های اخلاقی و انسانی باشند. بنابراین اگر می‌خواهیم از میثمی حمایت کنیم، بهترین کار توجه کردن به اهداف و آرمان‌های اوست، نه اینکه به روش دشمنانش، بخواهیم از او بت بسازیم. بُتی که در ضدیت با آرمانی است که او حتی جان خود را برای به دست آوردنش به خطر انداخته است.

Report Page