Farsi
دادرسسپس خط عبری را از آن مشتق ساختند و در نهایت ادعا این است که این خط نیز میراث قوم یهود است. در این جستار همان گونه که پیشتر تاکید کردهام این پیشفرض را پذیرفتهام که این خط پیش از اسلام وجود داشته است و یک پرسش مطرح ساختهام که منشاء این خط پیش از اسلام خود از کجا آمده است؟
پاسخ آن مطابق آنچه یاد شد و بر اساس نظریهای که حتی در دانشنامهها منعکس شده است، تمدن میانرودان، قوم نبط و در نهایت تمدن آرامی است که آنان را عربتبار میدانند و همچنین گروهی نیز ریشه نخستین را فینیقیها و یهودیان میدانند. میبینیم که حتی در این استدلال نیز منشا این خط
به شمال عربستان و خارج از حجاز و به تمدن میانرودان ارجاع داده میشود و مستقیما ارتباطی به اعراب شبهجزیره ندارد. عمدهترین و محبوبترین نظر این است که آرامیان که خود خراجگزار آشور بودهاند احتمالا این خط را از فینیقیها آموختهاند و تغییر دادهاند.
اصولا با قطعیت آرامینامیدن این خط کمی عجیب و ایجادکننده شبهه تحریف معنادار تاریخ برای هویتسازی گروهی و هویتزدایی از وارثان احتمالی اصلی است و شگفت این است که بدون اندیشه این باور در منابع ما گسترش یافتهاست و بدون طرح پرسش از آن به صرف طرح آن از سوی چند پژوهشگر در آکادمیهای
شکی نیست ما ایرانیان از دیگر ملل بسیار آموختهایم و این روحیه یادگیری در تمام تاریخ ما تداوم داشته است. ۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح هرودت سربازان پارس را ارتشی ترسیم میکند که اگرچه لباس شناختهشدهای دارند ولی هر قطعه آن را از یک ملت الهام گرفتهاند که خودنشان از نداشتن تعصب بیجا
پذیرایی و یادگیرندگی و در عین حال قدرت ترکیب و نوزایی و برونگرایی یک تمدن است و قرنها بعد شاردن در سفرنامه خود مینویسد که ایرانیان اگرچه در اختراع در روزگار کنونی پیشگام نیستند (که دلایل تاریخی بسیار دارد) ولی خیلی زود همه چیز را یاد میگیرند و به کار می بندند
بدیهی است که مقاله حاضر از جایگاه قطعیت و دانستگی حتمی علمی نگاشته نشدهاست و مهمترین هدف آن گذاشتن پرسشی مهم پیش روی مراجع، کتابهای درسی و دانشنامههایی است که با قطعیت این خط را عربی میدانند. مبنای این جستار نه قطعیت است و نه انگارهسازی دوسویه “هنر نزد ایرانیان است و بس”