Fall in what?

Fall in what?

EWAN

همه چیز از هم خونه بودنمون شروع شد.

وقتی صاحب خونه بهم گفت یه هم خونه دیگه هم دارم که کل روز گیتار میزنه، اولش نمیخواستم قبول کنم اما بخاطر اجاره کمش مجبور شدم قبول کنم.

چند روز اول کنارت مثل جهنم بود. صدای گیتارت نمیزاشت روی کارای شرکتم تمرکز کنم و دلم میخواست همون گیتار رو توی سرت خورد کنم.

وقتی دیگه تحملم تموم شد با داد اومدم توی اتاقت تا صداشو کم کنی. اولش خیلی از اینکه این کارو کردم پشیمون نشدم اما هر چقدر به چشمای ناراحتت وقتی سرت داد کشیدم فکر میکردم، از کاری که انجام دادم پشیمون شدم.

بعد از اون روز وقتی توی خونه بودم دیگه صدای گیتارت رو نمی شنیدم . حتی یبار فکر کردم نکنه اتفاقی برات افتاده باشه ولی خب فرداش وقتی زودتر برگشتم فهمیدم هر وقت که خونه نیستم تمرین میکنی تا منو اذیت نکنی.

خیلی از اتاقت بیرون نمیومدی فقط واسه شام و غذا که خیلی از اونا هم من خونه نبودم. حتی یک بار هم حرف زدنت رو نشنیدم.اخر همون هفته، از سفر چند روزه شرکتم برگشته بودم و تقریبا تا وقت نهار خواب بودم.

وقتی بیدار شدم بوی غذا توی کل خونه پخش شده بود. اون اولین باری بود که دیدم داری اشپزی میکنی. از اتاق که بیرون اومدم، پشت به من پشت گاز ایستاده بودی و زیر لب اهنگ میخوندی. دلم لرزید؟ اره لرزید چون صدات... واقعا... خیلی قشنگ بود...

وقتی برگشتی تا میز رو بچینی، چشمت به من خورد که توی چارچوب راه رو ایستاده بودم. اولش کمی نگاهم کردی و یه پلک زدی ، بعدش هم اروم به صندلی رو به روت اشاره کردی تا بشینم.

نشستنم برابر شد با قرار گرفتن بشقاب پاستا جلوم. دست پختت؟ حرف نداشت. بدون اغراق میتونم بگم بهترین پاستایی بود که توی کل عمرم خورده بودم.

کل مدت غذا خوردنمون توی سکوت گذشت. هیچ کدوممون هیچ حرفی نمیزدیم. اخرش هم خودم دست به کار شدم.

«بابت داد زدنم متاسفم. داشتم روی یه پروژه سنگین کار میکردم و صدای گیتارت حواسم رو پرت میکرد. »

«اشکال نداره»

کوتاه، ساده و یجورایی قانع کننده. البته برای خودت! چون من هنوزم میتونستم حس کنم ناراحتی. هر چند میدونم حرف زدن باهات فایده ای نداره چون بازم قراره همینطوری جواب بدی.

بعد از اون روز ، تقریبا همه چیز مثل قبل بود. البته دیگه مثل غریبه ها رفتار نمیکردیم. وقتی همو میدیدم سلام میکردیم، بعضی وقتا با هم شام میخوردیم. حتی یبار وقتی دیرت شده بود من رسوندمت.

نمیدونم از کی، ولی یه چیزی درونم نسبت به اولین باری که دیدمت تغییر کرده. نمیدونم اون چیه ولی حس خوبی داره. حس خیلی خوبی داره... دوست دارم بدونم چیه...

Report Page