.Everything.
SunBleachedIvy00:25
Song of the chapter: August_ Taylor Swift
جیک از دور به ریموس که در حال دم کردن چایی بود خیره شده بود، بعد از اینکه اون شب وقتی به خونه برگشت جیک همه چی رو براش تعریف کرد بود ریموس خیلی محافظه کارانه تر شده بود، البته اینکه سونگهون
هم تو خونش مونده بود و حالا توان راه رفتنش رو دوباره پس گرفته بود بی تاثیر نبود.
جیک نمیدونست دقیق باید الان کنارش چطوری رفتار کنه.
"میدونی که من میتونم ببینمت لاو درسته؟"
"اوه. درسته... ببخشید."
"اشکالی نداره، چیزی میخواستی بگی عزیزم؟"
نه، جیک چیزی نداشت که بگه. اصلا چی میخواست بگه؟
"بیا بشین. چایی دم کردم."
صندلی رو برای جیک عقب کشید و بوسه ای روی گونه اش گذاشت، نه به خاطر اینکه سونگهون ببینه یا به خودش یادآوری کنه که با جیک رابطه داره، چون میخواست جیک بدونه که هنوز دوستش داره.
ریموس لیوان های چایی رو روی میز گذاشت ولی به جای اینکه بشینه، کت قهوه اش رو پوشید و بی صدا از در بیرون رفت.
اون دوتا چایی ریخته بود،
یکی برای جیک و دیگری برای سونگهون.
جیک سرش رو روی میز گذاشت، میتونست بوی عطر ریموس رو حس کنه. بوی پاییز میداد، ولی خب بعد از هر پاییزی زمستونه.
زمستونی که سرمای استخوان سوزی داره ولی نه میذاره بدونه اون زندگی کنی و نه میتونی بدون اون زندگی کنی
"رفت؟"
جیک سرش رو بالا گرفت و با سونگهون مواجه شد.
"آره، بیا بشین. برامون چایی ریخت"
سونگهون تعجب کرد.
"اون برای من و تو چایی ریخت؟ چرا؟"در حالی که به سمت جیک می اومد پرسید
و صندلی رو عقب کشید و کنارش نشست
"نمیدونم، شاید چون فکر میکنه دو نفر که با هم دیگه ازدواج کردن باید باهم حرف بزنن؟! اون فکر میکنه ازدواج یه عمل مقدسه و دو نفر که ازدواج کردن تا ابد به
همدیگه گره خوردن."
سونگهون چایی رو مزه کرد
" تو چی فکر میکنی؟"
" راجب ازدواج؟"
"ریموس. کاملا مشخصه که دوست داره، تو چه حسی بهش داری جیک هوم؟"
جیک سکوت کرد، کاری این مدت خوب بلد بود انجام بده.
"جدیدا یادت رفته حرف بزنی؟"
" اون من رو متوجه میشه، مهربونه، دروغ نمیگه و مثل زمستون من رو با سرماش نمیسوزونه بعدش هم ولم کنه و بره. اون مثل پاییز یه نسیم مهربونه که من
رو دوباره خوشحال میکنه"
سونگهون پوزخندی زد
"باز هم هرچقدر گرمای پاییز زیاد و خوب باشه، تو کدوم رو میخوای؟ سرمای سوزان زمستون که تو رو میسوزونه یا گرمای پاییز که ازت محافظت میکنه؟"
چشم های جیک دوباره لرزون شده بود هرچقدر هم که میخواست دروغ بگه باز هم در آخر روز هرسه نفرشون میدونستن که جیک میخواست رابطه اش رو با سونگهون درست کنه. نه ازش گذر کنه.
سونگهون وقتی دید جیک جواب نمیده، با دیدن چشم هاش از احساس تو قلبش مطمئن شد و لب هاش رو روی لب های شور از اشک پسر گذاشت.
جیک انگاری که توی اون لحظه بوسیدن یادش رفته بود، کاری جز همراهی کردن پسر ازش برنمیومد. بعد از چندی سونگهون از لب هاش دل کند و بوسه ای روی گونش گذاشت
"فکر کنم جوابی که نیاز بود رو گرفتم. البته فکر کنم اون هم همین الان جوابش رو گرفته." گفت و با سرش به لپ تاپ اشاره کرد
"نمیخواست فضولی کنم، ولی دیدم که یه بلیط یک طرفه گرفته، به انگلستان."
ریموس میخواست بره؟!...
" من باید برم پیش جی و جونگوون، شما دوتا رو تنها میزارم که حرف هاتون رو بزنید."
جیک سرش رو تکون داد و اصلا نفهمید چطور سونگهون از خونه رفت بیرون.
جیک تا شب همونجا منتظر ریموس موند، درست مثل کسی که کل سال رو منتظر پاییز میمونه ولی وقتی پاییز از راه میرسه هیچ کاری نمیکنه.
"لاو؟ چرا اینجا نشستی؟! سونگهون "کجاست؟!
خداروشکر که بالاخره اومد بود، جیک نمیدونست اگر ریموس تا چند ساعت دیگه پیداش نمیشد میخواست چیکار کنه.
" گفت کار دارم و اینکه میخواست من و تو رو تنها بذاره تا با همدیگه حرف بزنیم."
ریموس متوجه شد منظور پسر از حرف زدن چیه، کتش رو درآورد و کنارش نشست. این کار بیشتر از همه برای خودش سخت بود جیک دست های مرد رو تو دست هاش گرفت
"اگر الان بری، قلبم رو میشکنی."
"نه لاو، اگر بمونم قلب خودم و تو رو میشکنم. خیلی
دوست داشتم بمونم کنار تو، ولی حالا با بیماری و برگشتن دوستت. جایی دیگه اینجا ندارم عزیزم."
ریموس پسر رو تو آغوش کشید
" تو تک ذره ای جادو تو زندگی من بودی از خودت مراقبت کن باشه؟"
جیک سرش رو تکون داد و شروع به حرف زدن کرد.
"برات نامه میفرستم باشه؟ تو هم این کار رو بکن. از
زندگیت بهم بگو."
"دوست ندارم تمام ارتباطمون قطع بشه" آروم زمزمه کرد،
ریموس موهای پسر رو از صورتش کنار زد.
" همچین اتفاقی نمیوفته. بهت هم قول میدم که هر هفته و ماه نامه بفرستم تو یک روز مشخص خوبه؟
البته به شرط اینکه تو جوابم رو بدی. دوست ندارم به یک روح نامه بفرستم"
اون شب جیک و ریموس آخرین شب رو قبل از برگشتن مرد با همدیگه گذروندن ، آخرین شبی که تو زندگیش جیک پاییز رو اونقدر نزدیک احساس کرد، بوی آخرین چایی که مرد دم کرده بود تا آخر عمرش روی ذهن جیک هک شده بود.