@Enqelabrojava
افشای فایلهای صوتی احزاب کورد و آغاز مرحلهای جدید از منازعات سیاسی کوردستان
انتشار فایل صوتی منسوب به «امیر کریمی» موجی از واکنشها را در میان احزاب کلاسیک کوردستان و همچنین طیفی از کنشگران سیاسی برانگیخت؛ از اعضای سابق این احزاب گرفته تا نیروهایی که امروز در صفوف متفاوتی فعالیت میکنند.
در این میان، یک جریان کوچک اما پرصدا در شبکههای اجتماعی نقش برجستهای دارد. این جریان، که خطمشی اصلی آن تخریب، فحاشی و عملیات روانی است، با معرفی خود به عنوان «صدای اصلی مبارزه» عملاً هیچ حضور و ساختار واقعی در میدان سیاسی و فعالیتهای عملی ندارد. این گروه را میتوان مبارزان"پای میز و کامپیوتر نامید کسانیکه با فاندهای عجیب و غریب پشتیبانی میشوند، یا در تلاش برای نمایش خود برای جذب فاندهای آینده هستند.
تشدید اختلافات: ابعاد جدید منازعه با انتشار فایلهای صوتی ایلخانیزاده و بهزاد خوشحالی
پس از بازنشر فایل صوتی درسگفتار امیر کریمی، فایلهای صوتی از عمر ایلخانی زاده و بهزاد خوشحالی نیز منتشر شد. ایلخانیزاده از دبیران یکی از شاخههای کومله است است، کە چندی پیش بر سر اختلافات حزبی او دو جوان نگون بخت در مقر او کشتە شدند. خوشحالی نیز سالها در اتاق فکر حزب دمکرات و کومله مهتدی فعالیت داشت. در فایل ایلخانی زاده، نشانههایی از اتهامزنی، خودبزرگبینی و بیان ادعاهای تایید نشده دیده میشود. اما فایل بهزاد خوشحالی پا را فراتر گذاشته و در مسیری حرکت میکند که به ایجاد شکاف، دامنزدن به نفاق اجتماعی و بازتولید خطوط سیاسی شرم آور میانجامد؛ از جمله با معرفی دروغین پژاک در کنار محور مقاومت رژیم اسلامی ایران.
بازتعریف جعلی پژاک و تضاد با تحولات میدانی
این روایتسازی تازه در تضاد آشکار با تحولات میدانی پس از خیزش «ژن، ژیان، ئازادی» است؛ خیزشی که موازنه قدرت در کوردستان را تغییر داد و نشان داد نسل جدید کورد بیش از آنکه به احزاب سنتی متکی باشد، به جریانهای نوین عدالتخواه، برابریطلب و ضدسرمایهداری گرایش دارد.
در چنین فضایی، تلاش برای «محور مقاومتی» جلوهدادن پژاک، بیش از آنکه ناشی از تحلیل باشد، یک پروژه رسانهای است؛ تلاشی برای بازتعریف نیرویی که در سالهای اخیر، در کنار بخش بزرگی از جامعه تلاش کرده به مطالبات جدید جامعه پاسخ دهد و شعار «ژن، ژیان، ئازادی» برآمده از بطن این حرکت است.
بحران حقانیت احزاب سنتی کورد و تناقض با قدرتهای حامی "استعمار سفید"
بخش دیگری از این روایتسازی، ریشه در گرایش دیرینه برخی جریانهای راستگرای کورد به امریکا و اروپا دارند؛ قدرتهایی که با معاهداتی مانند سایکس–پیکو و لوزان، کوردستان را تکهتکه کردند. تناقض در اینجاست که همین جریانها امروز این قدرتها را به عنوان «منجی کوردستان» معرفی میکنند؛ در حالی که واقعیتهای ژئوپلیتیک و اجتماعی منطقه دگرگون شده است. اروپا و آمریکا دیگر نمیتواند به تنهایی بازیگر تعیینکننده و تأثیرگذاری در خاورمیانه باشد و جامعه کوردستان نیز به سطحی از بلوغ سیاسی و اجتماعی رسیده که پروژههای قدیمی مبتنی بر منطقهایگرایی، عشیره و قبیله دیگر پاسخگوی مطالبات و اهداف آن نیستند.
تحلیلگران معتقدند واکنشهای اخیر را باید در ادامهی پازلی بزرگتر دید که پس از خیزش «ژن، ژیان، ئازادی» فعال شد. این خیزش، احزاب کلاسیک را با بحران عمیق مشروعیت روبهرو کرد. در چنین شرایطی، سفرهای مصطفی هجری و رهبران حدکا به اسرائیل و تلاش برای رسانهای نشدن آنها ـ نشاندهندهی تلاش برای: ترمیم روابط با برخی دولتها، بازسازی اقتدار از دسترفته، و کنارزدن رقبای نوظهور از میدان سیاسی است.
حمله به پژاک به مثابه تنها نیروی سازمانیافته در چارچوب «ژن، ژیان، ئازادی»، با انتشار فایل صوتی پانزده سال پیش امیر کریمی به ابزاری برای حمله به جریانی تبدیل شد که امروز، یکی از معدود نیروهای سازمانیافته و اثرگذار در کوردستان و ایران به شمار میرود. در فضای پرتنش کنونی، استفاده از اسناد قدیمی برای حذف رقیب، بخشی از نبرد روایتها در کوردستان است؛ نبردی که بهنظر میرسد مرحله تازه و پیچیدهتری را آغاز کرده است.
شرایط امروز کوردستان: بحران احزاب، نسل جدید و میدان خالی ایدئولوژی
این رخدادها در شرایطی روی میدهند که کوردستان با چهار تحول اساسی روبهرو است:
١. فروپاشی تدریجی احزاب کلاسیک: ناشی از بحران اعتماد عمومی، فساد ساختاری و ناتوانی در انطباق با واقعیتهای جدید.
٢. ظهور نسل تازه معترضان: نسلی که خواستههایشان هیچ شباهتی به گفتمانهای دوقطبی دهههای گذشته ندارد.
٣. ایستایی ایدئولوژیک: عدم بازبینی و بهروزرسانی ایدئولوژی احزابی که افکارشان در دهههای گذشته دچار ایستایی اندیشه شده است.
٤. نیاز به نیروی سازمانیافته: نیاز مبرم جامعه به نیرویی منضبط، پایدار و با ظرفیت سازماندهی بالا که بتواند در برابر فشارهای امنیتی داخلی و رقابتهای منطقهای مقاومت کند.
موج انتشار فایلهای صوتی نشاندهنده مرحله تازهای از رقابتهای درونی احزاب و جریانهای کوردی است؛ رقابتی که بیش از اختلافنظر، بر سر هژمونی، روایت و تصاحب میدان آینده شکل گرفته است. آنچه این منازعه را پیچیدهتر میکند، شرایط جدید کوردستان پس از خیزش ژن، ژیان، ئازادی و تغییر بنیادین انتظارات جامعه است. در چنین فضایی، افشاگریهای گزینشی، حملات سازمانیافته و پروژههای تخریبی، بیش از آنکه واقعیت را روشن کنند، بخشی از نبرد بزرگتر بر سر آینده سیاسی کوردستان است.