@Enqelabrojava

@Enqelabrojava


🔳 آبان ۹۸، زخمی در حافظهٔ جمعی، که نه فراموش می‌شود، نه بی‌پاسخ می‌ماند.


❑ از دیدگاه روانشناسی رهایی، "حافظهٔ تاریخی" صرفاً یادآوری گذشته نیست، بلکه نیرویی زنده و تحول‌آفرین است که در التیام زخم‌های جمعی، توانمندسازی انسان‌ها، و مبارزه‌ای پیوسته برای عدالت و برابری، نقشی اساسی ایفا می‌کند.


❑ این ديدگاه بر این باور است که جوامع استعمارزده، تحت سلطه و به‌حاشیه‌ رانده‌شده برای بازیابی هویت جمعی و کرامت انسانی خود، نیازمند احیای روایت‌های تاریخی‌ای هستند که عامدانه سرکوب یا تحریف شده‌اند. روانشناسی رهایی‌ تأکید میکند که ساختارهای سلطه، حافظه تاریخی را یا پاک یا تحریف میکنند، تا مقاومت تضعیف و نابرابری مشروع جلوه داده شود. در مقابل، حفظ و بازگویی این حافظه، نه‌تنها اقدامی سیاسی و اجتماعی برای آگاهی‌بخشی، همبستگی و حرکت بسوی تغییر است، بلكه فرآیندی روانی برای درمان زخم‌های تاریخی محسوب می‌شود.


❑ در این چارچوب، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یکی از زنده‌ترین نمونه‌های حافظهٔ تاریخی معاصر مردم ایران است؛ خیزشی مردمی که پس از افزایش ناگهانی قیمت بنزین شعله‌ور شد، اما ریشه در سال‌ها فشار اقتصادی، فساد ساختاری، و انباشت نارضایتی داشت. این اعتراضات با سرکوبی شدید همراه بود: قطع کامل اینترنت، بازداشت‌های گسترده، و به قتل رساندن بیش از ۱۵۰۰ نفر توسط حکومت، طبق گزارش‌های معتبر بین‌المللی. با وجود همهٔ تلاش‌ها برای خاموش‌کردن صداها، آبان ۹۸ به بخشی جدایی‌ناپذیر از حافظهٔ جمعی مردم تبدیل شد، حافظه‌ای که روایتگر هم دردِ بی‌پاسخ و هم پایداری جامعه است.


❑ البته حافظهٔ تاریخی مردم ایران تنها به آبان ۹۸ محدود نمی‌شود. از بدو قدرت‌گیری جمهوری اسلامی، زخم‌های بسیاری بر حافظهٔ جمعی این سرزمین نشسته است:


❑ از کشتار در کوردستان، خوزستان و ترکمن‌صحرا، تا اعدام‌های گسترده در دههٔ ۶۰؛ از فعالیت گروه‌های فشار همچون گروه قنات، به رهبری علی‌محمد بشارتی و حسین آیت‌الهی در جهرم و مناطق اطراف، که به‌طور سازمان‌یافته اقدام به قتل، زنانی که قربانی ساختارهای نابرابری شدند و تن‌فروشی تنها راه زنده‌ماندن‌شان بود، بهایی‌ها، کمونیست‌ها و دیگر مخالفان جمهوری اسلامی، کردند، تا قتل‌های زنجیره‌ای در دههٔ ۷۰ که جان بیش از ۸۰ نفر از نویسندگان، مترجمان، شاعران، کنشگران سیاسی و شهروندان عادی را گرفت.


❑ و از کشتار تابستان ۱۳۶۷، تا سرکوب خونین اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸ و سرکوب گستردهٔ آن، به‌خون کشیدن اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش سراسری ۱۴۰۱، و اعدام معترضين، همگی حلقه‌هایی از زنجیرههٔ مکرر خشونت‌اند؛ نشانه‌هایی از الگویی ساختاری و تکرارشونده که به هویت جمهوری اسلامی به طورى اجتناب‌ناپذیر گره خورده است.


❑ در کنار این سرکوب‌ها، سیاست تحمیل فراموشی نیز بعنوان مکملی برای خشونت فیزیکی، تلاشی‌ست نظام‌مند برای گسستن مردم از تاریخ مبارزات‌شان، و پاک‌سازی حافظه‌ای که می‌تواند زمینه‌ساز مقاومت، آگاهی، همبستگى ميان-نسلى و مطالبه‌ عدالت باشد.


❑ روانشناسی رهایی‌ بر این باور است که فراموشی تحمیلی، خود شکلی از خشونت است، و حفظ و بازگویی حافظهٔ تاریخی، خود نوعی مقاومت. در این نگاه، ثبت و به‌یاد آوردن این خاطرات نه فقط برای یادآوری، بلکه برای بازسازی روانی، اجتماعی و سیاسی جامعه ضرورت دارد. چنین حافظه‌ای، زمینه‌ساز آگاهی انتقادی، همبستگی بین نسل‌ها، و گشودن راه‌هایی برای قدرت بخشى، تشکل‌یابی، سازمان‌دهی و مبارزه در مسیر آینده‌ای مبتنی بر آزادی، برابری و کرامت انسانی ست.


❑ حافظهٔ تاریخی ابزاری برای زیستن در گذشته نیست، بلکه راهی برای کنش در اکنون است؛ کنشی برای بازداشتن فراموشی، پاسداشت حقیقت، و گشودن امکانِ مبارزه برای آزادى، عدالت، و برابرى، در زمانه‌ای که جامعه، گرفتار تلاش روزمره برای بقا، نه مجال فریاد دارد و نه فرصت بازخوانی مبارزات گذشته را.


❑ و درست آن‌گاه که فراموشی رخنه می‌کند و گسست و سکون بر حافظه و پویایی مقاومت سایه می‌اندازد، حافظهٔ تاریخی، خاطرههٔ مبارزات را همچون شراره‌ای از آتش، حتی در خاموش‌ترین خاکسترها زنده نگه می‌دارد، تا روزی که نسیمی برخیزد و آن را بار دیگر شعله‌ور کند.


❑ آبان ۹۸، بعنوان بخشی از زنجیرههٔ خونین سرکوب مردم ستمدیدههٔ ایران، زخمی‌ست در حافظههٔ جمعی، كه نه با فراموشی درمان می‌شود و نه بدون تحقق عدالت و پاسخگویی آمران و عاملانِ این جنایات، التیام می‌یابد.


✍️ دكتر نورايمان قهارى، روانشناس

t.me/drnourimanghahary


ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

❑ انقلابــــ روژآوا

https://t.me/enqelabrojava

Report Page