Emperatori Iran
سعید قاسمی نژاداین نوع تاریخنگاری در عصر باستان بسیار طبیعی بود.یکی از وظایف خدایان پیروز کردن پیروانشان در جنگ بود. روایت ایدئولوژیک دوم متاخرتر و تحت تاثیر تاریخ نگاری چپگرایانه است. از نظر این تاریخنگاری ایرانیان به خاطر فاصله طبقاتی ایران ساسانی و پیام برابری-برادری اسلام، اسلام آوردند.
این تاریخ نگاری حتی از تاریخ رستگاری مسلمین هم ایدئولوژیکتر است. چنانکه میدانیم اعراب فاتح اساسا تمایلی به گستراندن اسلام و اسلام آوردن ملل مغلوب نداشتند. باز هم میدانیم که فرایند اسلام آوردن اساسا از شهرها و نخبگان ایرانی که در یا با دستگاه اعراب فاتح همکاری میکردند شروع شد
روستائیان ایرانی و تهیدستان تا جایی که شواهد نشان میدهد بسیار بعدتر به اسلام گرویدند. به عبارتی اسلام با شمشیر به ایران آمد و ساختاری سیاسی تمدن ایرانی را نابود کرد اما ایرانیان به معنای دقیق کلمه نه تنها با شمشیر اسلام نیاوردند بلکه به یک باره هم اسلام نیاوردند.
هراکلیوس اما از جنبه دیگری هم در تاریخ اسلام اهمیت دارد. یکی از القاب داده شده به هراکلیوس پس از پیروزیش بر ایران اسکندر بود. درباره ضدحمله معجزهآسای هراکلیوس پس از سقوط بخشهای مهم رم داستانها سروده شد. این داستانها شباهت بسیاری به داستانهای اسلامی مرتبط با ذوالقرنین دارند.
در هر صورت بر اثر جنگهای طولانی هر دو ارتش به شدت تضعیف شدند. ارتش ایران تا حد زیادی مضمحل و نظم سیاسی کشور تقریبا سقوط کرد. حکومتهای خودمختار عرب برای سالیان طولانی به عنوان متحدین ایران و رم در منطقه حضور داشتند رم به دلیل ضعف نظامی بسیاری از پادگانها در مرزهای شرقی را خالی کرد
خلا ایران و رم را اعراب پر کردند که از پیش در آن مناطق به صورت ساکنین و در مناطق مجاور به صورت حکومتهای خودمختار حضور داشتند. بدین معنی وقتی در سکههای نخستین حاکمینی که ادعا میشود مسلمانند از سال عرب و نه سال هجری صحبت میشود اشاره به همین تحول دارد.
امپراطوری ایران سقوط کرد چرا که جنگهای خسرو ارتش کشور را نابود، خزانه را خالی، و نظم سیاسی را مضحمل کرد. در نبود این سه بزرگان ایرانی هر یک ساز خود را زدند و اختلافات دیرینه بین این بزرگان، فیالمثل بزرگان اشکانی و بزرگان ساسانی، دوباره سر باز کرد و مانع از تشکیل یک جبهه متحد شد.