Ecstasy¹⁶

Ecstasy¹⁶

Hotel Jeon⁷


+"میدونی اکستازی چیه تهیونگ؟"

با سوال ناگهانی جونگ‌کوک، پسر بزرگ‌تر کمی فکر کرد و سرش رو به نشونه تایید حرکت داد.

چطور می‌تونست اون ماده مخدر رو نشناسه؟

+"وقتی 17 ساله بودم یک بار امتحانش کردم و بعد بخاطرش تنبیه شدم. همین تنبیه باعث شد که بخوام دوباره امتحانش کنم، اما دیگه اون قرص رو پیدا نکردم."

به آرومی سر انگشتش رو زیر پلک خیس پسر کشید و با کمی مکث ادامه داد.

+"اما تو باعث شدی که دوباره طعمش رو به یاد بیارم؛ باهام کاری کردی که وقتی 17 ساله بودم اون مخدر انجامش داد."

لب‌های تهیونگ به لبخندی باز شدند و همزمان قطره اشکی از گوشه چشمش پایین چکید.

به یاد داشت که اون قرص اضطراب رو از بین میبرد و بجاش احساس صمیمیت و شادی رو افزایش می‌داد اما هیچوقت فکر نمیکرد که روزی رفتارهاش به این قرص تشبیه بشه.

+"هیونگ.."

با صدای گرمی زمزمه کرد و حواس تهیونگ جمع شد.

برای چند ثانیه نگاه جونگ‌کوک بین چشم‌های خوش‌رنگ و منتظر پسر چرخیدند و با کمی مکث، سرش رو پایین برد و بوسه نرمی رو روی لب‌های بسته‌ش زد.

نفس تهیونگ با بوسه ناگهانی پسر کوچیک‌تر داخل سینه‌ش حبس شد و بعد از چند لحظه، سر پسر عقب رفت.

از فاصله نزدیک، با چشم‌های گرد و براقی که نقطه ضعف تهیونگ به حساب می‌اومدند بهش خیره شد و جمله‌ای رو به زبان انگلیسی زمزمه کرد که زمان رو برای پسر بزرگ‌تر متوقف کرد.


+"you're my Ecstasy, hyung.."

یک فحش برای تلگراف که اجازه نداد توی قبلی تمومش کنم.

Report Page