E.A
اتحادیه آزاد کارگران ایران✍ مرتضی شریفی
همشهری آن لاین: "قتلعام ۵۹ هزار ایرانی در سال گذشته؛ ۱۰۰ درصد جمعیت شهری در معرض آلودگی بالاتر از استاندارد"
به گفته علیرضا رییسی، معاون بهداشت وزارتخانه، در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۹ هزار نفر در ایران بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست دادهاند؛ یعنی بهطور میانگین روزی ۱۶۱ نفر یا ساعتی ۷ نفر. بنا به گفته رییسی بخش بزرگی از این مرگها ناشی از بیماریهای قلبی، سرطان ریه، انسداد مزمن ریوی، سکته مغزی و عفونتهای تنفسی بوده است.
از دلایل این همه مرگ و میر که بدرستی باید آنرا "قتل عام" دانست میتوان به عوامل زیر اشاره کرد:
وسایل نقلیه فرسوده: حدود ۸ تا ۱۰ میلیون خودروی فرسوده در کشور تردد میکنند . بنا بر آمارهای منتشر شده در رسانه ها، خودروها و موتورسیکلتهای قدیمی در تهران، مشهد، اصفهان و تبریز تا ۷۰٪ از ذرات معلق PM2.5 و PM10تولید میکنند.
صنایع آلاینده: فعالیت پالایشگاهها، نیروگاهها، کارخانههای سیمان، فولاد و پتروشیمی در حاشیه شهرها که در بسیاری از آنها از سوخت مازوت و نفت کوره که آلاینده ترین سوخت ها هستند استفاده میشود. در این رابطه میتوان از تهران، اراک، اصفهان، اهواز و کرج بعنوان مهمترین نقاط آلوده صنعتی کشور نام برد.
خشک شدن تالاب ها: خشک شدن تالابهایی مانند هورالعظیم، بختگان و هامون که خود به منبع دائمی گردوغبار تبدیل شده اند از دیگر عوامل مرگ ومیر به حساب میآیند.
اما مقصر اصلی اینهمه کشتار کیست؟ مردم سالهاست که در تجمعات خیابانی در شهرهای مختلف بخوبی نشان داده اند که مقصر اصلی این فاجعه انسانی را خیلی خوب میشناسند و آن حکومتی است که دست اندرکاران آن فقط بفکر پر کردن جیب های خود بوده و سلامت شهروندان برای آنها کوچکترین ارزشی ندارد؛ دست اندرکارانی که به هیچ یک از استانداردهای زیست محیطی، خودروها و سوخت در عمل توجه نمیکنند؛ باندهای مختلف حکومتی که در وازرتخانه های نفت، صنعت نفت و کشور بجای هم آهنگی با همدیگر در صدد افشاگری از همدیگر و انداخته تقصیر به گردن دیگری هستند.
کار بجایی رسیده است که محمدرضا موالی زاده، استاندار خوزستان، روز یکشنبه ۱۸ آبان با اعلام وضعیت فوقالعاده آلودگی هوا در اهواز و دیگر شهرهای استان گفت شرایط بحرانی است و مردم دیگر تاب ندارند؛ او خواستار توزیع فوری بنزین یورو۴، خاموشی مشعلهای گازسوز صنعت نفت، توقف سوزاندن مزارع نیشکر و اجرای طرحهای اضطراری برای کاهش آلایندهها شد.
از حکومتی که رییس جمهورش میگوید اگر باران نبارد مردم تهران باید شهر را خالی کنند؛ عضو مجلس خبرگانش خشکسالی و کاهش بارندگی را نتیجه "بیحجابی در خیابانها" میداند، توقع بیشتری از استاندارد خوزستان نیز نیست که بعد از سالها "وضعیت فوق العاده آلودگی هوا" یک دفعه هم چون "اصحاب کف" از خواب بیدار شده و فهمیده است که "شرایط بحرانی" است و خواهان اجرای "طرح های اضطراری" برای کاهش آلاینده ها شده است.
بعبارتی دیگر حکومتی که جوابی برای هیچکدام از بحرانهای معییشتی و زیست محیطی نظیر بحران انرژی، مسکن، دارو درمان، ندارد. حکومتی که تحت "حکم رانی" او سبد معیشت یک خانواده کارگری به "۵۸ میلیون تومان" میرسد و "نان و ماست هم برای کارگران لوکس میشود" براستی نه شایسته حکومت کردن بلکه دشمن اصلی مردم است!
تنها در پرتو اتحاد و همبستگی همه مزدبگیران و ایجاد تشکل های مستقل کارگری و دیگر اقشار اجتماعی است که میتوان بسوی تغییرات بنیادی در کشور حرکت کرده، بر بحرانهای متعدد فایق آمد و جامعهای بر مبنای آزادی و برابری و رفاه همگانی ایجاد نمود.